برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1573 100 1
شبکه مترجمین ایران

انتزاع

/'entezA'/

مترادف انتزاع: تجرید، تجزیه، تفکیک، جداسازی

متضاد انتزاع: تعمیم

برابر پارسی: آهنجش

معنی انتزاع در لغت نامه دهخدا

انتزاع. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) بازداشتن. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (آنندراج ). بازداشتن و امتناع. (از اقرب الموارد). || برکندن و از جای برکشیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). اقتلاع. (ازاقرب الموارد). || برکنده شدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). یقال انتزعت الشی ٔ فانتزع. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || دور شدن : انتزعت النیةُ؛ بعدت. (از اقرب الموارد). || تمثل : یقال للرجل اذا استنبط معنی آیة قد انتزع معنی جیداً. (از اقرب الموارد). || واستدن. گرفتن. (فرهنگ فارسی معین ) : بهیچ روزگار هیچ پادشاه را افتراع آن بقعه ٔ عذراء و انتزاع آن مملکت غرا میسر نگشته بود. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 211). || (اِمص ) برکندگی. || بازداشتگی. (ناظم الاطباء). || درآوردن جزیی از یک کل. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی انتزاع به فارسی

انتزاع
برکندن، ازجای بیرون کشیدن ، برکنده شدن
۱- ( مصدر) برکندن از جای بیرون کشیدن. ۲ - واستدن گرفتن . ۳ - ( مصدر ) برکنده شدن . ۴ - ( اسم ) در آوردن جزیی از یک کل . جمع : انتزاعات .
[abstraction] [روان شناسی] شکل گیری یک مفهوم یا تصور کلی از موارد خاص
[abstractionist] [هنرهای تجسمی] هنرمندی که به شیوۀ انتزاع گرایی اثر خود را بیافریند
[abstractionism] [هنرهای تجسمی] شیوه ای از بیان در هنر نوین که با دست آفریده های واسیلی کاندینسکی، نقاش روسی نیمۀ اول قرن بیستم، پدید آمد
[lyrical abstraction] [هنرهای تجسمی] شیوه ای وابسته به هیجان نمایی انتزاعی در دو دهۀ 1960 و 1970؛ از ویژگی های این مکتب شور شاعرانه و بهره گیری از رنگ های تابناک است متـ . انتزاع گرایی غِنایی
[هنرهای تجسمی] انتزاع گرایی تغزلی
[geometric abstraction] [هنرهای تجسمی] یکی از شاخه های هنر انتزاعی در سدۀ بیستم که بنای آن بر به کارگیری شکل های هندسی دوبعدی یا سه بعدی و خطوط صریح و قاطع و رنگ های ناب و یکدست است برای شکل بخشیدن به مقولات و مفاهیمی چون انضباط و تعادل و توازن و ساماندهی و حتی تناسبات هند...
[geometric abstraction] [هنرهای تجسمی] عمل به کارگیری شکل های دوبعدی یا سه بعدی و خطوط صریح و قاطع و رنگ های ناب و یکدست برای شکل بخشیدن به مقولات و مفاهیمی چون انضباط و تعادل و توازن و ساماندهی و حتی تناسبات هندسی و معادلات ریاضی
باز داشت کنانیدن ٠ یا از کار بیرون کردن ٠

معنی انتزاع در فرهنگ معین

انتزاع
(اِ تِ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) جدا کردن ، کندن . ۲ - گرفتن . ۳ - (اِمص .) درآوردن جزیی از یک کل . ج . انتزاعات .

معنی انتزاع در فرهنگ فارسی عمید

انتزاع
۱. (روان شناسی) فعالیت ذهنی که در آن از مجموع ویژگی های یک چیز، ویژگی خاصی از آن مورد توجه قرار می گیرد.
۲. [قدیمی] برکندن، از جای بیرون کشیدن.
۳. [قدیمی] برکنده شدن.

انتزاع در دانشنامه ویکی پدیا

انتزاع
انتزاع، تجرید یا آهنجش فرایند اختصار، فشرده سازی، و تلخیص اطّلاعات از طریق شناسائی، استخراج و سپس، جداسازی و پنهان سازی جزئیّات از کلیّات است. انتزاع در لغت به معنای جدا کردن، گرفتن، درآوردن جزئی از یک کل و به معنای بازداشتن و امتناع کردن، برکندن و از جای کشیدن، گرفتن، و دور شدن می باشد.
تجرد
مجرد (ابهام زدایی)
انتزاعی
انتزاع فرایند یا نتیجهٔ تعمیم بخشیدن با کاهش محتوای اطلاعاتی یک مفهوم یا یک پدیدهٔ قابل مشاهده، جهت حفظ اطلاعات برای منظور خاص می باشد.
هنر مجرد یا هنر انتزاعی (آبستره) به هنری اطلاق می شود که هیچ صورت یا شکل طبیعی در جهان در آن قابل شناسایی نیست و فقط از رنگ و فرم های تمثیلی و غیرطبیعی برای بیان مفاهیم خود بهره می گیرد. این اصطلاح معمولاً در مقابل هنر فیگوراتیو استفاده می شود و در معنای وسیعش می تواند به هر نوع هنری اطلاق شود که اشیا و رخدادهای قابل شناخت را بازنمایی نمی کنند، ولی عموماً به آن گونه از آفرینش های هنر مدرن اطلاق می گردد که از هر گونه تقلید طبیعت یا شبیه سازی آن، به مفهوم مرسوم آن در هنر اروپایی، روی می گردانند.
صنعت تجرید را باید جان و سرچشمهٔ اصلی سادگی، شیوایی، و زیبایی در تفکّر و اندیشه ورزی، زبان، منطق، ریاضیّات، فلسفه، و هنر دانست. شاید، نخستین بار که انسان نخستین، به گاه شمارش اشیاء پیرامونش (دو رودخانه، دو قبیلهٔ مهاجم، دو آهوی وحشی، دو …) به مفهوم اعداد (عدد دو و مفهوم دو بودن)، جدای از اشیاء مورد شمارشش اندیشید، نخستین تجربهٔ بشر در تجرید هم صورت پذیرفته بود؛ ولی، پیش از آن مفاهیم مجرّد دیگری مثل رودخانه، قبیله، آهو، … آموخته شده بوده است.
انتزاع یا تجرید فرایند استخراج کلیات از جزئیات است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
انتزاع (رایانه)
انتزاع (زبان شناسی)
تجرید (ریاضیات)
انتزاع (جامعه شناسی)
انتزاع در هنر انتزاعی
تجرید یا انتزاع (انگلیسی: Abs ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

انتزاع در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنای جداشدن) اصطلاحی در روان شناسی و فلسفه. عمل خاص ذهنی که به آن تجرید نیز گفته می شود به این نحو که ذهن پس از آن که چند چیز مشابه را درک کرد، آن ها را با یکدیگر مقایسه و صفات خاص هریک را از صفت مشترک آن ها تمیز می دهد و از آن صفت مشترک یک مفهوم کلّی می سازد که بر همۀ آن افراد کثیر صدق می کند. در این هنگام گفته می شود که این مفهوم کلّی از این افراد انتزاع شده است، مانند مفهوم انسان که از زید و عمرو و غیره انتزاع شده است. در اصطلاحات فلسفی کلمه انتزاع در موارد دیگر نیز استعمال می شود، مانند انتزاع معقولات ثانیه از معقولات اول.

معنی انتزاع به انگلیسی

abstraction (اسم)
ربایش ، انتزاع ، تجرید ، تجرد ، چکیدگی ، اختلاس ، دزدی ، براهنگ ، بیخبری از کیفیات واقعی و ظاهری
abruption (اسم)
قطع ناگهانی ، انتزاع
secession (اسم)
انتزاع ، انفصال ، تجزیه طلبی ، جدا روی ، انشعاب حزبی

معنی کلمه انتزاع به عربی

انتزاع
تجريد
اعصر

انتزاع را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهری
تجرید
سلیمانی
منفک کردن
عباسی اهوازی
جداسازی
آرش
خالص سازی
علی حیدر
کندن،برداشتن‌،در علم و اصول فقه نوعی تجدید مفهوم است از خاستگاه آن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تفکر انتزاعی یعنی   • معنی هوش انتزاعی   • هنر انتزاعی   • انتزاعی در معماری   • تفکر انتزاعی در روانشناسی   • افکار انتزاعی   • انتزاعی نقاشی   • مفهوم انتزاعی در معماری   • معنی انتزاع   • تعریف انتزاع   • معرفی انتزاع   • انتزاع چیست   • انتزاع یعنی چی   • انتزاع یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی انتزاع

کلمه : انتزاع
اشتباه تایپی : hkjchu
آوا : 'entezA'
نقش : اسم
عکس انتزاع : در گوگل

آیا معنی انتزاع مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )