برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1426 100 1

اماله

/'emAle/

مترادف اماله: تزریق، تنقیه، حقنه، روبش

معنی اماله در لغت نامه دهخدا

امالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) مال دادن. (از اقرب الموارد). به این معنی واوی است و از «مول » می آید. || برگردانیدن. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). خم دادن. (ناظم الاطباء). || چرانیدن شتر از گیاه شیرین. || سست گردانیدن افسار اسب برای اینکه راه برود یا راهش را ادامه بدهد. (از اقرب الموارد) (از متن اللغة). || در قرائت میل دادن فتحه بسوی کسره و الف بسوی یاء است. رجوع به اماله شود.

اماله. [ اِ ل َ ] (ع مص ) برگردانیدن. خم دادن. (منتهی الارب ). میل دادن و برگردانیدن. (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رجوع به امالةشود. || تنقیه کردن. داخل کردن مایعات درامعا و احشا از پایین برای پاک کردن روده ٔ انسان یاحیوان و رفع یبوست. (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). احتقان. حُقنه. دستور. و شیشه ٔ اماله آلتی است بشکل قیف که دنباله ٔ آن دراز و نوکش کج است و در داخل کردن داروهای آبکی و مایعات بروده ٔ انسان یا حیوان بکار برده میشود. (ناظم الاطباء). و آب اماله مایعی است که بوسیله ٔ اماله داخل روده کنند. || میل دادن فتحه است بسوی کسره. (از تعریفات جرجانی ). میل دادن فتحه بسوی کسره و الف بسوی یاءاست. (از شرح ابن عقیل بر الفیه ٔ ابن مالک ). میل دادن صوت «آ» (الف ) به «ی » (در قدیم یای مجهول ٌ و اکنون یای معروف ). (فرهنگ فارسی معین ). مانند: نهاب =نهیب ، خضاب = خضیب ، سلاح = سلیح ، آمن = ایمن ، رکاب = رکیب ، کتاب = کتیب ، حساب = حسیب ، حمار = حمیر، مرا = مری ، جهاز = جهیز، عتاب = عتیب ، حجاب = حجیب ، جراب (انبان ) = جریب ، احتراز = احتریز، املا = املی ، استهزا = استهزی. بعض شاعران کلمات فارسی را هم بصورت ممال بکار برده اند، مانند رهی (= رها) در این بیت :
آن خلایق بر سر گورش مهی
کرده خون را از دو چشم خود رهی.
مولوی.
چون در قدیم یاء کلمات ممال مانند یاء مجهول تلفظ میشده است شاعران متقدم فقط یاء مجهول را با کلمات ممال قافیه میکرده اند. شمس قیس رازی نویسد: «میان مکسور معروف و مکسور مجهول در قوافی جمع نشاید کرد از بهر آنکه یاء در مکسور معروف اصلی است و در مکسور مجهول گویی منقلب است از الف ، و از این جهت آنرا با کلمات مماله ٔ عربی ایراد توان کرد چنانکه انوری گفته است :
بدین دوروزه توقف که بو که خود ن ...

معنی اماله به فارسی

اماله
( مصدر) ۱ - میل دادن بر گردانیدن خم دادن ۲ - تنقیه کردن داخل کردن مایعات در امعا و احشا از پایین جهت پاک کردن معده و رفع یبوست. ۳ - میل دادن صوت ( آ) (الف ) به (-ی) : کتاب کتیب حجاز حجیز سلاح سلیح حساب حسیب .
مال دادن یا بر گردانیدن
دستگاه تنقیه . حقنه
[ گویش مازنی ] /emaale kaarden/ اماله کردن
تنقیه کردن شستشوی روده ها
[ گویش مازنی ] /o emaale/ آب اماله - کنایه از رفت و آمد زیاد
دستور شیشه ای که یک سر تنگ و دیگر سر فراخ دارد و با آن حقنه کنند .

معنی اماله در فرهنگ معین

اماله
(اِ لِ) [ ع . امالة ] (مص م .) ۱ - مایل کردن ، خم دادن . ۲ - تنقیه کردن . ۳ - تبدیل حرف «آ» (الف ) به «ی ». مانند: رکاب = رکیب .
(بِ اِ لِ) [ فا - ع . ] ( اِ.) هر داروی مایعی که ا ز طریق تنقیه به بیمار منتقل کنند.

معنی اماله در فرهنگ فارسی عمید

اماله
۱. (زبان شناسی) در اصطلاح میل دادن فتحه به کسره به طوری که «الف» صورت «ی» پیدا کند، مثل کتیب (امالۀ کتاب)، رکیب (امالۀ رکاب)، و سلیح (امالۀ سلاح).
۲. (پزشکی) داخل کردن داروی مایع به وسیلۀ آلت مخصوص در رودۀ بزرگ از راه مقعد.
۳. [قدیمی] میل دادن، برگردانیدن، مایل گردانیدن، خم دادن.

معنی اماله به انگلیسی

clyster (اسم)
تنقیه ، اماله
enema (اسم)
تنقیه ، اماله
injection (اسم)
تنقیه ، اماله ، تزریق ، داروی تزریق کردنی

معنی کلمه اماله به عربی

اماله
حقن , حقنة شرجية
احقن

اماله را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجادیه
اِمالَه در گویش یزدی یعنی تنقیه =تزریق دارو از راه مقعد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آب اماله چیست؟   • اماله دهخدا   • اماله در قرآن   • اماله در تجوید   • اماله كردن با چيزهاى روان یعنی چه   • معنی آب اماله   • چگونه اماله کنیم؟   • قی كردن يعني چه؟   • معنی اماله   • مفهوم اماله   • تعریف اماله   • معرفی اماله   • اماله یعنی چی   • اماله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اماله
کلمه : اماله
اشتباه تایپی : hlhgi
آوا : 'emAle
نقش : اسم
عکس اماله : در گوگل

آیا معنی اماله مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )