برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1460 100 1

اسراف

/'esrAf/

مترادف اسراف: اتلاف، تبذیر، تفریط، گشاده بازی، ولخرجی

متضاد اسراف: اقتصاد

برابر پارسی: ریخت و پاش، بد دستی، فزون خواهی، دور ریختن

معنی اسراف در لغت نامه دهخدا

اسراف. [ اِ ] (ع مص ) گزاف کاری کردن. (تاج المصادر بیهقی ). گزافه کاری. ایعاث. اقعاث. گزاف کردن. (زوزنی ). درگذشتن از حدّ میانه. از حدّ تجاوز کردن. افراط. زیاده روی.تبذیر. ابذار. اتلاف. گشادبازی. فراخ روی. از اندازه بگذشتن. تجاوز حدّ. مجاوزه ٔ از حدّ بغیر صواب. مقابل تقتیر و اقتار و تقصیر و قصد و اقتصاد :
قاضی اسراف میکند در جور
اینهمه مسرفی نمی شاید.
خاقانی.
|| بر گزاف خرج کردن. ول خرجی. گزاف و بی اندازه یا بیجا و بی محل خرج کردن. (منتهی الارب ). تلف کردن مال. باددستی. صرف چیزی در غیر محل. زیاده از حاجت خرج کردن. (غیاث ). فزونی کردن در صرف مال. بگزاف خرج کردن : دست اسراف بمال پدر دراز کردند [ فرزندان ]. (کلیله و دمنه ). پرسیدند که نان با چه خوری [ از ابونصر بشربن حارث ]؟ گفت با قناعت که حلال اسراف نپذیرد. (از تاریخ گزیده ). اسراف حرام است مگر درعمل خیر، اسراف در خیر نیست. اسراف عبارت از خرج کردن مال بسیار است در غرضی کوچک و بمعنی تجاوز کردن از حد معمول است در خرج کردن. و گفته اند اسراف آنست که شخصی حرام بخورد یا از حلال بیشتر از مقدار حاجت بخورد و گفته اند اسراف عبارت از تجاوز در کمیت است و آن جهل بمقادر [ شاید: مقادیر ] حقوق است. اسراف عبارت از خرج کردن چیزی در محل خود زیاده از حد لازم ولی تبذیر خرج کردن چیزی است در غیر محل خود و در جای غیرلازم. (تعریفات جرجانی ). انفاق مال بسیار است برای امری ناچیز و پست و برخی گفته اند صرف مال است در آنچه سزاوار باشد اما زیاده از آن مقدار که سزاوار است ، بخلاف تبذیر که آن صرف مال است در امر غیرلازم ، چنانچه جرجانی گفته است. (کشاف اصطلاحات الفنون ).
- اسراف کردن ؛ تبذیر کردن : چنین کسان را وجه کفاف بتفاریق مجری دارند تا در نفقه اسراف نکنند. (گلستان ).
|| خوردن هر چیزی که حلال نیست. (منتهی الارب ).

اسراف. [ اِ ] (سریانی ، اِ) عبد. بنده.

معنی اسراف به فارسی

اسراف
۱ - ( مصدر ) گزاف کاری کردن در گذشتن از حد میانه . ۲ - تلف کردن مال ولخرجی کردن . ۳ - ( اسم ) فراخ روی فراخ رفتاری افراط تبذیر . ۴ - ولخرجی تبذیر .
عبد و بنده
که گزاف خراج کند
( مصدر ) ۱ - تبذیر کردن زیاده روی کردن . ۲ - ولخرجی کردن .

معنی اسراف در فرهنگ معین

اسراف
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .)از حد گذشتن . ۲ - (اِمص .) زیاده روی . ۳ - ولخرجی .

معنی اسراف در فرهنگ فارسی عمید

اسراف
۱. زیاده روی کردن در مصرف چیزی.
۲. از حد درگذشتن در انجام کاری، زیاده روی.
اسراف کننده، کسی که بی اندازه خرج می کند، ولخرج، مسرف.

اسراف در دانشنامه اسلامی

اسراف
زیاده روی و تجاوز از حدّ اعتدال را اسراف گویند. مباحث مربوط به آن در فقه در ضمن دیگر مباحث فقهی در باب های گوناگون عبادات، عقود، ایقاعات و احکام، به مناسبت مطرح شده است.
اسراف و تبذیر از گناهانی است که بر کبیره بودنش تصریح شده است. چنانچه در صحیحه فضل بن شاذان از حضرت رضا (علیه السّلام) و همچنین در روایت اعمش از حضرت صادق (علیه السّلام) ضمن شماره کبائر، اسراف و تبذیر را ذکر فرموده اند و برای دانستن بزرگی این گناه در این مقاله مقداری از آیات و اخبار رسیده یادآوری می شود.
معنای حد وسط در اسراف
مفهوم «حدّ وسط» که دو طرف آن، افراط و تفریط است، مفهومی نسبی است که به اختلاف اشخاص، زمان و مکان فرق می کند. از کلمات فقها برمی آید هر کاری که غرض عقلایی به آن تعلّق گرفته باشد اسراف نیست؛ به این معنا که خروج از حدّ اعتدال در آن جا مصداق پیدا نمی کند؛
تعداد واژه اسراف در قرآن
واژه اسراف و مشتقات آن که جمعاً ۲۳ بار در قرآن به کار رفته، مفهومی گسترده دارد.
توضیح واژه اسراف
...
اسراف
اسراف، به معنای زیاده روی و تجاوز از حدّ اعتدال است. اسراف از مباحث قرآنی، فقهی و اخلاقی بوده و حرمت آن در آیات و روایات مطرح شده است. برخی حرمت آن را از ضروری دین دانسته، و برخی دیگر در ردیف گناهان کبیره شمرده اند.
قال الصّادق علیه السلام:لِلمُسرِفِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: یَشتَری ما لَیسَ لَهُ وَ یَلبِسُ ما لَیسَ لَهُ و َیَاکُلُ ما لَیسَ لَهُ. (ترجمه: اسراف کننده سه نشانه دارد: آنچه در شأنش نیست خریداری می‏ کند، آنچه در شأنش نیست می‏ پوشد و آنچه در شأنش نیست می‏ خورد.)
اسراف هرگونه تجاوز از حدّ اعتدال و گرایش به افراط یا تفریط را در برمی گیرد. ازاین رو برخی با تقسیم این معنای عام، «اسراف» را درخصوص زیاده روی و «سرف» را تنها در مفهوم «کوتاهی» به کار برده اند. البته این واژه در همه موارد، شامل کوتاهی از حدّ اعتدال نمی شود و بیشتر در زیاده روی ظهور دارد، بدین جهت بسیاری آن را مرادفِ افراط، و متضادّ تقصیر و «تقتیر» که به معنای تضییق و بُخل است دانسته اند.
اسراف
...


ارتباط محتوایی با اسراف

اسراف در جدول کلمات

اسراف
زیاده روی
اسراف کننده
مسرف

معنی اسراف به انگلیسی

profusion (اسم)
فراوانی ، وفور ، بخشش ، اسراف ، سرشاری
squander (اسم)
اسراف ، ولخرجی
dissipation (اسم)
عیاشی ، اتلاف ، پراکندگی ، اسراف
prodigality (اسم)
اسراف ، ولخرجی
improvidence (اسم)
اسراف ، بی احتیاطی ، عاقبت نیندیشی

معنی کلمه اسراف به عربی

اسراف
بذر
فرق , مسرف

اسراف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
اسراف یعنی درست مصرف نکردن و درست مصرف نکردن یعنی بیش از اندازه مصرف کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسراف چیست   • داستان اسراف   • تحقیق در مورد اسراف   • اسراف يا اصراف   • احادیث اسراف   • اسراف ویکی پدیا   • معنی اسراف   • تعریف اسراف   • مفهوم اسراف   • معرفی اسراف   • اسراف یعنی چی   • اسراف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اسراف
کلمه : اسراف
اشتباه تایپی : hsvht
آوا : 'esrAf
نقش : اسم
عکس اسراف : در گوگل

آیا معنی اسراف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران