برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1438 100 1

ار

/'ar/

مترادف ار: اگر، چنانچه، گر، خواه، یا، وقتی که، هرگاه

معنی ار در لغت نامه دهخدا

ار. [ اَ ] (حرف ربط) مخفف اگر، حرف شرط. وقتی که. هرگاه :
ای تن ار تو کارد باشی گوشت فربه بر همه
چون شوی چون داسگاله خود نبری جز پیاز.
ابوالقاسم مهرانی (از فرهنگ اسدی ).
ای لک ار ناز خواهی و نعمت
گرد درگاه او کنی لک و پک.
رودکی.
ار خوری از خورده بگساردت رنج
ور دهی مینو فرازآردت گنج.
رودکی.
تن خِنگ بیدارچه باشد سپید
بتری و نرمی نباشد چو بید.
رودکی.
بدشت ار بشمشیر بگذاردم
از آن به که ماهی بیوباردم.
رودکی.
کسی کاندر آبست و آب آشناست
از آب ار چو آتش بترسد سزاست.
ابوشکور.
میلفنج دشمن که دشمن یکی
فراوان و دوست ار هزار اندکی.
ابوشکور.
درخش ار نخندد بگاه بهار
همانا نگرید چنین ابر زار.
ابوشکور.
بجاماسپ گفت ار چنین است کار
بهنگام رفتن سوی کارزار.
دقیقی.
صورت خشمت ار ز هیبت خویش
ذرّه ای را بخاک بنماید
خاک دریا شود بسوزد آب
بفسرد آفتاب بشخاید.
دقیقی.
بدرد ار بمثل آهنین بود هم لخت.
کسائی.
بخانه درآی ار جهان تنگ شد
همه کار بی برگ و بی رنگ شد.
فردوسی.
بدو گفت ار ایدونکه پیدا شوی
بگردی از این تنبل و جادوی.
فردوسی.
ز کار وی ار خون خروشی رواست
که ناپارسائی بر او پادشاست.
فردوسی.
بدو گفت شاه ار به مردی رسد
نباید که بیند ورا چشم بد.
فردوسی.
مرا دخل و خورد ار برابر بدی
زمانه مرا چون برادر بدی.
فردوسی.
بچشم همتش ار سوی آسمان نگری
یکی مغاک نماید سیاه و ژرف چو چاه.
فرخی.
معذور است ار با تو نسازد زنت ای غر
زان گنده دهان تو و زان بینی فرغند.
عمّاره.
چرا بگرید ابر ار ...

معنی ار به فارسی

ار
حرف شرط، مخفف اگر، مخفف اره، اره درودگران، واحدمقیاس سطح برابر۱٠٠مترمربع، صد آر=۱هکتار
( اسم ) اره .
[ گویش مازنی ] /eق/ جنبش – حرکت & کاردان – خبره
رای دیدن
زیرکی و مکر و زشتی
[ گویش مازنی ] /ar ar/ عرعرخر بانگ خر
[ گویش مازنی ] /ar nosh/ بانگ خر عرعر خر
[ گویش مازنی ] /er nosh/ شیهه ی اسب یا خر
[ گویش مازنی ] /ar hanj/ راه آب زیرزمینی
[ گویش مازنی ] /arr o bar/ از اصوات - حرف اضافی ۳غرولند
[ گویش مازنی ] /ar ar/ عرعرخر بانگ خر
( صفت ) آنکه زخم برداشته مجروح خسته : ( ( قلبش را جریحه دار کرد. ) )

معنی ار در فرهنگ معین

ار
( اَ ) (ق .) ۱ - هرگاه ، اگر. ۲ - یا.

معنی ار در فرهنگ فارسی عمید

ار
= اَگر
= اره: چو خستو نیاید میانش به ار / ببُرّید و این دانم آیین و فر (فردوسی: ۲/۲۳۱).

ار در جدول کلمات

سریالی ار رضا عطاران
بزنگاه
فیلمی ار رضا میرکریمی در سال 78
کودک و سرباز

ار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا
از پیشوندهای قدیمی پارسی ست که معنی بلند پایه و عالی را می رسانده و در نامهایی مانند: اَردلان ،
اَردوان ، اَرسلان ، اَراسپ ، اَرشاسپ و اَرشام بکار رفته است. اَر گاهی اوقات به آر تبدیل شده مانند: آراسپ و آرتمیسیا.
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
اگر
Ar
مجتبی عیوض صحرا
اَر-پسوند نسبت،وابستگی و... فارسی اَوِستایی است!
مثل: خواهر،پسر،شوهر و...
بابک
مرد متاهل مرد زن دار
محمد داودی
بنظر بنده ار به معنی اگر اماآر بمعنی مخفف آریا وآریا معنی پارسایی زهدوعالی یاوالاویک قوم باستان که ریشه همه نژادهای برتر است وگاهی آر با کلمات دیگر ترکیب میشود واز دومخفف یک کلمه نو میشکوفدهمانند. آر پناه
که نام مکانی است از لالی ودارای آبشاری زیباست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی ار   • ای ار تور   • برنامه دات آی آر   • ای ارتور   • برنامه تلویزیونی دات آی آر   • علی بابا   • برنامه دات ای ار   • طرح دات ای ار   • مفهوم ار   • تعریف ار   • معرفی ار   • ار چیست   • ار یعنی چی   • ار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ار
کلمه : ار
اشتباه تایپی : hv
آوا : 'ar
نقش : قید
عکس ار : در گوگل

آیا معنی ار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )