برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

اخلاق

/'axlAq/

مترادف اخلاق: خصلت، خلق، خوی، داب، عادت، منش

برابر پارسی: خو، خوی، خوی ها، رفتار، فراخویی، منش، منش شناسی، منش ها

معنی اخلاق در لغت نامه دهخدا

اخلاق. [ اِ ] (ع مص ) کهنه شدن. کهن شدن. || کهنه کردن. (زوزنی ). || کهنه پوشانیدن. (تاج المصادر بیهقی ). جامه ٔ کهنه پوشانیدن. || نسو کردن. (تاج المصادر بیهقی ). || اخلاق دیباجه ؛ اذلال.

اخلاق. [اَ ] (ع اِ) ج ِ خُلق. خویها : بعثت لاتمم مکارم الاخلاق (حدیث )؛ برانگیختند مرا به پیامبری تا کامل کنم مکارم اخلاق را. قرقرخان ، ناحیتی است از کیماک و مردمانش اخلاق خرخیزیان دارند. (حدود العالم ). اگر بیند خان ما را بدین اجابت کند چنانکه از بزرگی نفس و همت بزرگ و سماحت اخلاق وی سزد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 212). این تلک مردی جلد آمد و اخلاق ستوده نمود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 415). فیلسوفان هستند که ایشان را طبیبان اخلاق دانند که نهی کنند از کارهای سخت زشت. (تاریخ بیهقی ص 499). هر بخرد... دوستی.... گزیند... و تفحص... اخلاق خویش را بدو مفوض کند. (تاریخ بیهقی ص 570). جالینوس... بیهمتاتر بود در معالجت اخلاق. (تاریخ بیهقی ص 555 چ ادیب ). سلوک کن بر طبق ستوده تر اطوار خود و راه نماینده تر اخلاق خود. (تاریخ بیهقی ص 313). و پسندیده تر افعال و اخلاق مردمان تقوی است. (کلیله و دمنه ). و نه او بر عادت و اخلاق ایشان وقوف دارد. (کلیله و دمنه ). گفت [ دمنه ] اگر قربتی یابم و اخلاق او را بشناسم خدمت او را باخلاص و مناصحت پیش گیرم. (کلیله و دمنه ). یعنی چون وجوه تجارب معلوم گشت اول در تهذیب اخلاق خویش باید کوشید. (کلیله و دمنه ).
- اخلاق سیئه ؛ اخلاق نکوهیده و ناپسندیده.
|| ج ِ خَلَق ، بمعنی خوی. طبع.مروت. دین. || (ص ، اِ) ج ِ خَلَق ، بمعنی کهن. (مؤید الفضلاء). جامه های کهنه.
- ثوب اخلاق ؛ جامه ٔ تمام کهنه.
|| ج ِ خَلِق ، بمعنی خوشخوی. (مؤید الفضلاء) (ربنجنی ). خوش خلق. خوش خرام.

اخلاق. [ اَ ] (ع اِ) (علم الَ....) دانش بد و نیک خویها. یکی از سه بخش فلسفه ٔ عملیه ، و آن تدبیر انسان است نفس خود را یا یک تن خاص را. مؤلف کشاف اصطلاحات الفنون آرد: علم اخلاق عبارتست از علم معاشرت با خلق و آن از اقسام حکمت عملیه است و آنرا تهذیب اخلاق و حکمت خلقیه نیز نامند - انتهی. و حاج خلیفه آورده است : و هو قسم من الحکمة العملیة ق ...

معنی اخلاق به فارسی

اخلاق
خویها، جمع خلق
کهنه شدن
[morality] [روان شناسی] نظامی از باورها یا مجموعه ای از ارزش های مربوط به منش درست که براساس آن رفتاری قابل قبول یا غیرقابل قبول ارزیابی می شود
[information ethics, ethics of information, info-ethic] [رایانه و فنّاوری اطلاعات، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] شاخه ای از علم اخلاق که به بررسی روابط میان تولید و نحوۀ اشاعه و استفاده از اطلاعات می پردازد
[environmental ethics] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] اصولی که تعهدات زیست محیطی انسان از آن نشئت می گیرد
در اصطلاح احکام نجوم تضاد دو کوکب
( صفت ) نیکخوی خوشخوی .
خوش خو خوش خلق
خوش اخلاق . نیکخو .

معنی اخلاق در فرهنگ معین

اخلاق
( اَ) [ ع . ] (اِ.) جِ خُلق ، خوی ها.

معنی اخلاق در فرهنگ فارسی عمید

اخلاق
۱. = خُلق
۲. هنجارهای موردقبول جامعه که نشان دهندۀ درستی یا نادرستی رفتار اشخاص است.
۳. خلق وخو، رفتار.
۴. رفتار خوب: آدم اخلاق دار.
دارای اخلاق نیک.

اخلاق در دانشنامه اسلامی

اخلاق
اخلاق، جمع خلق به معنای خصلت های نفسانی انسان اعم از فضائل و رذائل است.از آن به مناسبت در باب های امر به معروف و نهی از منکر، تجارت، نکاح، طلاق و خلع آمده است.
اخلاق از دو بعد حائز اهمیّت و در خور بررسی است: نخست، شناسایی ماهیت خوی ها و خصلت های نیک و زشت و دیگر، ابراز و بروز دادن آن ها در ارتباط با دیگران. موضوع اول در علم اخلاق بحث می شود؛ لیکن محور دوم در فقه مطرح است که موضوع این مقاله می باشد.
اخلاق در روایات
در روایات بسیاری به رعایت اخلاق نیکو، همچون فروتنی، گذشت،مدارا کردن نسبت به دیگران و صلۀ رحم، و پرهیز و دوری گزیدن از رفتارهای ناشایست مانند تکبّر، حسد، بخل و حرص، سفارش شده است.
احکام مربوط به اخلاق
در ذیل به نمونه هایی از مسائل مربوط به اخلاق که در باب های امر به معروف و نهی از منکر، تجارت، نکاح، طلاق و خلع آمده است اشاره می کنیم.
← تأکید بر خوش خلقی مسلمان
...
اخلاق
اخلاق، بخشی از دین که به فضایل و رذایل اعمال انسان می پردازد. اخلاق در اصطلاح به صفات درونی انسان گفته می شود که در او به صورت عادت در آمده است. اخلاق خُلق های خوب و خلق های بد و اخلاق اجتماعی و فردی را شامل می شود. قرآن هدف بعثت پیامبر (ص) را اصلاح اخلاق انسان ها معرفی کرده است. در روایات از مهم ترین صفات نیک اخلاقی، با عنوان مکارم الأخلاق یاد شده است. کتاب های جامع السعادات، معراج السعاده، اخلاق شُبّر و اخلاق ناصری از کتاب های مشهور شیعه در زمینه اخلاق است.
اخلاق در اصطلاح به صفات درونی انسان گفته می شود که در او به صورت عادت در آمده است. این واژه، هم خوی های نیکو و پسندیده مانند جوان مردی و دلیری را شامل می شود و هم خوی های زشت و ناپسند همچون فرومایگی و بزدلی را؛ همچنین اخلاق فردی چون صبر و شجاعت و اخلاق اجتماعی مثل تواضع و ایثار را دربرمی گیرد. اخلاق اسلامی به بخشی از آموزه های دین اسلام گفته می شود که از فضایل و رذایل اعمال انسان سخن می گوید.
دین اسلام برای اخلاق، اهمیت فراوان قائل شده است. قرآن به مفاهیم اخلاقی چون خیر و شرّ، عدل و ظلم، صبر و احسان توجه فراوان داشته و هدف مهم رسالت پیامبر(ص) را اصلاح اخلاق ان ...


اخلاق در دانشنامه ویکی پدیا

اخلاق
علم اخلاق شاخه ای از علوم انسانی است که موضوع آن شناخت مصادیق ارزش ها و بیانگر راه های کسب فضائل و ترک رذائل اخلاقی است. در فلسفه اخلاق، دربارهٔ خوب یا بد بودن یک امر دیدگاه های مختلفی وجود دارد. مثلاً در یک دیدگاه، تنها در صورتی یک امر خوب است که نتیجه(ها) یی دلخواه به همراه داشته باشد(نتیجه گرایی/پیامدگرایی/غایت گروی) اما دیدگاهی دیگر، بدون رد نتیجه های دلخواه، خوب بودن یک امر را ذاتی می داند (وظیفه گرایی). مسئله اخلاق با توجه به جایگاه علمی آن در معارف دینی، همواره مورد توجه علمای دین بوده است. همچنین هر مکتبی داعیه دار مباحث اخلاقی هست و در این باره سخنی به میان می آورد چرا که اخلاق ریشه در فطرت انسان دارد و همه آن را دوست دارند. برخی از ادیان گرایش دوم در اخلاق را پذیرفته و ادعا می نمایند. در اخلاق دین مدار این نتیجه ها ممکن است در جهان دیگر که فرا مادی است نیز اتفاق بیافتند اما در اخلاق غیر دینی، رخداد نتیجه های دلخواه برای مثلاً جامعهٔ انسانی، تنها در جهان مادی مد نظر است. در این اخلاق ریز الگوهای اخلاقی و این که چه اموری نتیجه هایی دلخواه برای جامعهٔ انسانی دارند، ممکن است با اجماع روانشناسان و جامعه شناسان برجسته تعیین شود نه لزوماً متولیان دین.
مجموعه قوانین کردار و ارزش هایی که در یک جامعه به عنوان هنجار شناخته می شود.
تئوری اهداف غایی کردار انسان
اهداف و نتیجه گیری عملی یک داستان
دکترین خوشبختی انسان ها و روش های رسیدن به این هدف
مجموعه خاصی از قوانین رفتاری
اخلاقیات در دو زمینه به کار می روند، یکم: تشخیص فردی (خوب از بد) و دوم: روش های رفتاری که گاه به عنوان «عرف رفتاری» نهادینه شده در یک گروه فرهنگی، مذهبی، اجتماعی یا فلسفی شناخته می شود. اخلاقیات فردی با اهداف درست یا غلط، انگیزه ها یا اعمال تعریف و تشخیص داده می شوند؛ اهدافی که آموخته شده اند، ایجاد شده اند یا از طرف اشخاصی که در گروه هستند، توسعه یافته اند.
در زبان فرانسه واژه اخلاقیات به معنای آداب و رسوم نیز به کار می رود. تعریف فرهنگ لاروس (le Petit Larousse) از اخلاقیات به شرح زیر است:
Morale به لاتین (mores, mœurs):
اخلاق (ابه ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اخلاق در دانشنامه آزاد پارسی

رجوع شود به:اخلاق شناسی

نقل قول های اخلاق

آ - الف - ب - پ - ت - ث - ج - چ - ح - خ - د - ذ - ر - ز - ژ - س - ش - ص - ض - ط - ظ - ع - غ - ف - ق - ک - گ - ل - م - ن - و - هـ - ی
• «اخلاق یک اراده کامل العیار و پسندیده است.» نووالیس بدون منبع
• «انحطاط اخلاقی همیشه پیش آهنگ انقراض تمدن ها بوده است.» حسین کاظم زاده ایرانشهر
• «اقوام روزگار به اخلاق زنده اند// قومی که گشت فاقد اخلاق مردنی است»
• «به هر کس که بخواهد موفق شود می گویم اخلاق نیک را در خود پرورش ده.» البر هودبرد بدون منبع
• «تمام طلاهای روی زمین و زیر زمین به قدر یک فضیلت اخلاقی ارزش ندارد.»
• «تکمیل فضائل اخلاقی اگر یگانه هدف تعلیم و تربیت نباشد لااقل بزرگ ترین هدف آن است.» اوشیا بدون منبع
• «حسن سلوک جزئی از حسن اخلاق است وظیفه ما بلکه به نفع ماست که هم دارای حسن سلوک باشیم وهم حسن اخلاق.» هانتر بدون منبع
• «خط مستقیم نه تنها در هندسه بلکه در اخلاقیات هم کوتاه ترین راه است.» راحل بدون منبع
• «فضیلت اخلاقی برای مردم بیشتر از آب وآتش ارزش دارد. من کسانی را دیده ام که از آب وآتش به خطر افتاده و مرده اند، لیکن هرگز کسی را ندیده ام که به فضائل اخلاقی روی آورده و از آن هلاک شده باشد.»
• «قوت اراده اساس و پایه هر اخلاق عالی و بزرگ است.»
• «کسی که اخلاق ندارد انسان نیست جزو اشیاء است.» شانفور بدون منبع
• «موازین اخلاقی تابع کامل رژیم اقتصادی و اجتماعی بشر است. چه بسا چیزهایی که دیروز برای آنها کف می زدیم ولی امروز از آن اظهار نفرت می کنیم.» فتحی الرملی بدون منبع
• «نگریستم و هیچ یک از جهانیان را نیافتم که برای چیزی تعصّب ورزد جز آنکه آن تعصّب را علّتی بُوَد… پس اگر به ناچار تعصّب ورزیدن باید، در چیزی تعصّب ورزید که شاید: در اخلاق نیک و گزیده و کردارهای پسندیده و کارهای نیکو… به خوبیِ خوی و رفتار، و بردباری به هنگامِ خشمِ بسیار، و آنچه پسندیده است از رفتار و کردار. پس در اخلاق تعصّب ورزید از حمایت کردنِ پناهندگان، و بر سر رساندنِ پیمان و به فضیلت آراسته بودن، و دست بازداشتن از ستمکاری و بزرگ شمردن گناهِ خونریزی و خونخواری، و دادِ مردمان دادن، و خشم را فروخوردن....» نهج البلاغه، کلمات قصار، ۱۹۲ -> علی بن ابی طالب

اخلاق در جدول کلمات

اخلاق و رفتار
خوی
اخلاق و روحیات
مشرب
حقوقدان و فیلسوف معروف آلمانی با آثاری چون « اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری »و یهودیت باستان
وبر
خوش اخلاق خودمونی
مهربون
فیلسوف هلندی سده 17 که مجموعه اصول فلسفی او در کتاب علم اخلاق است
(باروخ اسپی نوژا
ادب و اخلاق نیکو
انسانیت

معنی اخلاق به انگلیسی

behavior (اسم)
حرکت ، رفتار ، وضع ، سلوک ، اخلاق ، طرز رفتار ، مشی
deportment (اسم)
رفتار ، وضع ، سلوک ، اخلاق
behaviour (اسم)
سلوک ، اخلاق ، طرز رفتار ، مشی
moral (اسم)
معنی ، پند ، اخلاق ، سیرت ، روحیه
morality (اسم)
اخلاق ، سیرت ، روحیه ، اخلاقیات
comportment (اسم)
رفتار ، اخلاق ، طرز رفتار ، رویه

اخلاق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الینا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
نیزات (اوستایی: نیذاتَ)
هَئِم (اوستایی)
پِرایا (سنسکریت: پْرایَ)
آیوژیت (سنسکریت: اَیوچیتیَ)
وَستو (سنسکریت)
اشکان
واژه ای زشت و بی معنی که عربی هم است و به جای آن می توان از واژه های ایرانی بسیاری بهره برد (زبان فارسی بیش از ۳۰۰ زبان ایرانی پشتیبان دارد که در جهان بی تا است و بسیار می تواند پر بار و پر توان باشد که هست )
بهر روی میتوان از واژه نیکی و بدی بهره برد مثلن گفت نیکی را پاس بدار یا نیکی و بدی چیست؟ یا فلسفه نیکی و بدی، می بینید که این واژه ها بسیار پر معنی اند و روشن ولی واژه اخلاق بی معنی است و گنگ
شیما
خصلت، عادت
ب. الف. بزرگمهر
هنجار، رفتار،
منش شناسی، هنجارشناسی، رفتارشناسی (درچارچوب دانشورانه ی آن، نامور به �علم اخلاق�)
آرین
اخلاق که پارسی آن کردار و یا منش می شود نزد ایرانیان بدون آموزش دینهای میترا و زرتشت پایه و شکل نگرفته.نگرش من از این گفته این است. آموزه های دین زرتشتی که بر پایه پندار نیک گفتار نیک و کردار نیک است در دین های دیگر هم رد خود را گذاشته و چیزهای خوبی که در آنها هست از این سه فراتر نمی رود. میترا بر پایه اشک یا اشکا (عشق) بود و دین زرتشتی بر پایه خرد و ایندو در ستیز با یکدیگر بودنند و چنان شد که در فرهنگ ایرانی Literature رد پای خود را گذاشت و Jan Rypka در نسک خود بنام سرگذشت literature ایران آنرا نوشته این دانشمند ایرانشناس زاده کشور چکسلواکی نسکهای زیادی در باره ایران نوشته که نامدارا ترین آنها همان است که در بالا نام بردم.پس از این پیش گفتار وقتی که پای بازرگانی پیش می آید پاره ایی آدمها کردار و یا منش خود را کنار می گذارند و یا با پا روی آن می روند و آنرا لگد مال می کنند. نمونه های را می نویسم مانند سیگار سازی و شرکتهای آن گرچه می دانند که آنکس که آنرا خریداری و دود می کند شش هایش آسیب بر گشت ناپذیر پیدا می کند ونکه آنرا می سازند و می فروشند. رستورانهایی که Fast Food می فروشند همه اش چربی و روغن شیرینی پر از کالری است که وزن را زیاد و بیماری دیابت و دل heart را سبب می شود. الکل سازی و پیشه شکر و شیرینی سازی که آنهم یک دردسر بزرگ دیگر است. می ماند آن ستمی که در کشتارگاهها بر سر چهار پایان زبان بسته می آورند. یک نمونه خوکها را با آهنگ سازهای بادی برای اینکه آرام شوند وارد چهار دیواری بسته می کنند که در آن گاز سمی دی اکسید کربن رها می شود و آن زبان بسته ها را ابتدا خپه می کنند و سپس گلویشان را می شکافند خونی سیاه از آن بیرون می ریزد که نشانه خپگی چهار پا است. گاوی که زیر دست سر بر بی مهر به هوش آمده و از درد داد می زند و آن بیمار سادیستی به او بیشتر زنش چاقو می زند. اینها را با دور بینهای پنهانی روزنامه نگارانی در آلمان فیلم برداری کرده بودنند و تلویزیون در برنامه ایی آنرا نشان می داد تا کسانی چاره ایی برای آن بیندیشند.
من خدا را سپاس می گویم که با پیشه هایی که در بالا نوشتم کاری ندارم و جز فرزندانم من و بانویم گوشتخوار نیستیم وقتی آنها به سن 18 سالگی رسیدند خود بر آن می شوند که گوشت خوردن را کنار بگذارند یا نه, حالا که برای رشد و نمو خود به آن نیاز دارند و با کردار و منش درست هم سازگاری ندارد که ما به آنها خوراک درست ندهیم. حال که از خوردن گفتم بد نیست چیزی در باره ایران باستان در پیوند با کردار یا منش بنویسم. آنرا چون همانگونه که نوشته شده باز تاب می کنم پس نمی شود به پارسی سره (=پارسی درست) آنرا نوشت!
در کتاب التاج و تواریخ آمده: گویند در روزگار شاهپور ذوالا کتاف موبد موبدان در گذشت و موبدی را از مردم استخر برای جانشینی او معرفی کردند. شاهنشاه خواست او را بیازماید و ویرا بر سر خوان دعوت کرد. مرغی را پیش کشیده آنرا دونیم کرد و نیمی از آن برای خود و نیمی دیگر را پیش او نهاد. موبد هنوز شاه نیمه خود را نخورده بود که آن نیمه دیگر را تمام کرد و به خوردن خوراک دیگر پر داخت. پس از بر چیده شدن خوان, شاهنشاه گفت: بشهر خود بازگرد زیرا نیکان ما گفته اند هرکه در پیشگاه شاهان به خوراک آز ورزد چنین کسی به خواسته و مال مردم آزمند تر خواهد بود.
باز در جایی از این نسک آمده: از اخلاق ملوک ساسانی آن بود که از لغزشهای خرد چشم پوشی میکردنند. آورده اند که در یکی از روزهای مهرگان یا نوروز بار عام داده خوانهای طعام گسترده بودند. خسرو انوشیروان در جایی بود که همگان را می دید. مشاهده کرد که یکی از حاضران جامی زرین بر گرفت و در آستین قبا پنهان کرد. پس از اندکی شرابدار شاهی فریاد بر آورد که جامی زرین گم شده و هیچکس نباید از سرای بیرون رود. خسرو انوشیروان او را گفت که معترض مردم مشو, بگذار بروند گفت شاها, جامی زرین را برده اند. انوشیروان گفت راست می گویی ولی کسی که آنرا برده باز ندهد و کسی که او را دیده فاش نکند. Anthony Bourdain که آشپز ستاره نویسند و Moderator در تلویزیون بود و به کشورهای زیادی رفته می گفت که در هیچ کشوری مردم آن مانند ایرانیان میهمانواز نیستند. به یاد چامه پارسی افتادم که می گوید: رزق ما آید به پای میهمان از خانقین// میزبان ماست آنکس که می شود میهمان ما|| آنکس که در بالا نام بردم در هشتم ژوئن 2018 شور بختانه در هتلی دست به خود کشی زد!

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع اخلاق   • اخلاق pdf   • اخلاق چیست   • تعریف اخلاق   • مقاله اخلاق   • علم اخلاق   • اخلاق خوب   • اخلاق عملی   • معنی اخلاق   • مفهوم اخلاق   • معرفی اخلاق   • اخلاق یعنی چی   • اخلاق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اخلاق

کلمه : اخلاق
اشتباه تایپی : hoghr
آوا : 'axlAq
نقش : اسم
عکس اخلاق : در گوگل

آیا معنی اخلاق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )