برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1579 100 1
شبکه مترجمین ایران

اجر

/'ajr/

مترادف اجر: اجرت، پاداش، ثواب، جایزه، حق الزحمه، دستمزد، عطیه، کارمزد، مزد

برابر پارسی: پاداش، مزد

معنی اجر در لغت نامه دهخدا

اجر. [ اَ ] (ع اِ) پاداش عمل. (منتهی الارب ). پاداش نیک. مزد. اجرت. مزد کار : بدرستی که او ضایع نمیگرداند اجر نیکوکاران را. (تاریخ بیهقی ). ج ، آجار، اُجور. || ثواب : چنان دید امیرالمؤمنین... که بگرداند خاطر خود را از جزع بر این مصیبت بسوی بازیافت اجر و ثواب. (تاریخ بیهقی ). || ذکر نیکو. || کابین زنان. (منتهی الارب ). مهر زن. || (مص ) مزدور کسی بودن. (زوزنی ) (تاج المصادر). || پاداش دادن. (منتهی الارب ). پاداش نیک دادن. مزد دادن. || استخوان شکسته پیوستن. استخوان بر کژی وادربستن. (تاج المصادر). به شدن استخوان شکسته بر کجی و ناراستی : اجرت العظم انا؛ بستم استخوان شکسته را بر کجی (لازم و متعدی است ). (منتهی الارب ).
|| بکرایه دادن چنانکه مملوک را: اجر المملوک. (منتهی الارب ).
- اجر بردن ؛ پاداش یافتن :
اندوزد از عبادت یزدان عدوی او
اجری که برهمن برد از طاعت صنم.
عرفی.
- اجر غیرممنون ؛ ثواب بی نقصان.

اجر. [ اَ ج ُ ] (معرب ، اِ) (معرب آگور) لغتی است در آجر. خشت پخته. (منتهی الارب ). رجوع به آجر شود.

اجر. [ اُ ج ُ ] (معرب ، اِ) (معرب آگور) لغتی است در آجُر. خشت پخته. (منتهی الارب ). رجوع به آجر شود.

اجر. [ اُ ج َ ] (ع اِ) ج ِ اُجرَت. (تاج العروس ).

اجر. [ اَ رِن ْ ] (ع اِ) اَجْری. ج ِ جَرو. سگ بچگان.

اجر. [ اَ ج َ ] (اِخ ) قریه ای است در راه قیروان به بونة، پس از جلولاء (بقول ابی عبید) وآن دارای دیوار و پل است و سنگلاخ است و راه آن دشوار و شیرناک است و همواره بادی شدید در آنجا میوزد و از این رو گفته اند: اذا جئت َ اجَرَ فعجّل فان ّ فیه حجراً یبری و أسداً یفری و ریحاً تذری. و در اطراف اجر قبائل عرب و بربر سکونت دارند. (معجم البلدان ).

اجر. [ اَج ْ ج َ ] (اِخ )قلعه ای است در جوار قرطبه ٔ اندلس. (قاموس الاعلام ).

معنی اجر به فارسی

اجر
معرب آگریا آگور، شت پخته، خشت که درکوره آجرپزی پخته شده باشد، مزد، پاداش، مزدکار، پاداش عمل
۱ - ( اسم ) پاداش نیک مزد اجرت . ۲ - ثواب ۳ - پای مزد . ۴ - کابین زنان مهرزن . ۵ - ( مصدر ) پاداش نیک دادن مزد دادن . یا اجر جزیل . مزد فراوان پاداش گران .
قلعه ای است در جوار قرطبه اندلس
[ گویش مازنی ] /ejar/ پرچین - نام منطقه ای کوهستانی در دو هزار تنکابن
بدون مزد بی پاداش .
بدون مزد ٠ بدون پاداش ٠ بی پاداش ٠
[ گویش مازنی ] /shahr ajar/ سرشاخه های شمشاد

معنی اجر در فرهنگ معین

اجر
( اَ ) [ ع . ] ۱ - (اِ.) مزد، اجرت . ۲ - ثواب . ۳ - (مص م .) مزد دادن .

معنی اجر در فرهنگ فارسی عمید

اجر
مزد، پاداش.

اجر در دانشنامه اسلامی

اجر
معنی أَجْر: پاداش
تکرار در قرآن: ۱۰۸(بار)
«أجر» به معنای «مزد» (هر گونه پاداش)، در حقیقت لطفی است از سوی پروردگار.
مزد، ثواب و پاداش که در مقابل عمل نیک به انسان می‏رسد. اجیر: کسی که در مقابل مزد کار می‏کند. استیجار به مزدوری گرفتن در قرآن مجید به ثواب آخرت و دنیا هر دو اطلاق شده است ، . و نیز به مهریه زنان اجر گفته شده . راغب در مفردات تصریح می‏کند که: اجر فقط در مزد عمل خوب گفته می‏شود بر خلاف جزاء که در عمل خوب و بد هر دو استعمال می‏شود نا گفته نماند در تمام قرآن کریم، اجر در مقابل عمل نیک استعمال شده حتی در آیه زیرا که ساحران عمل خویش را آن وقت خوب می‏دانستند در آیه بنظر می‏آید مراد از اجور اعمّ باشد مجمع البیان در تفسیر آیه میگوید: به جزای اعمالتان می‏رسید خیر باشد خیر، شرّ باشد شرّ، در تفسیر بیضاوی و کشّاف نیز شامل جزاء اعمال نیک و بد دانسته‏اند. اما نمی‏شود این آیه را از قاعده کلّی که راغب تصریح کرده مستثنی دانست، مخصوصاً که در قرآن فقط در یکجاست. بنظر می‏آید که: مراد از آیه شریفه تشویق باشد که: کار خوب کنید زیرا پاداش آن را فقط در قیامت تمام و کامل خواهید دید و هیچ مانعی از این معنی بنظر نمی‏رسد کلمه اجر با سائر صیغ آن 110 بار در قرآن آمده است.
در این مقاله به بررسی آیاتی که در مورد قرض دادن مومنین به همدیگر با عنوان قرض دادن به خدا و اجر و مزدی که نزد خداوند هست می پردازیم.
من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا فیضـعفه له وله اجر کریم. ان المصدقین والمصدقـت واقرضوا الله قرضا حسنا یضـعف لهم ولهم اجر کریم. «کیست که به خدا وام نیکو دهد (و از اموالی که به او ارزانی داشته انفاق کند) تا خداوند آنرا برای او چندین برابر کند، و برای او اجر فراوان پرارزشی است».«مردان و زنان انفاق کننده و آنها که (از این طریق) به خدا قرض الحسنه دهند برای آنها مضاعف می شود و پاداش پرارزشی دارند».
← پرورش انفاق منفقین
تحیتهم یوم یلقونه سلـم واعد لهم اجرا کریما. «تحیت آنان در روزی که او را دیدار می کنند سلام است، و برای آنها پاداش پر ارزشی فراهم ساخته است».این آیه بحث مقا ...

اجر در دانشنامه آزاد پارسی

اَجْر
(در لغت به معنای پاداش کردار) در اصطلاح کلام، جزای کردارهای نیک و بد انسان که خداوند فرموده است «به کمترین کردار نیک و بد بندگان جزا داده می شود»، (زلزله، ۷ـ۸). جزا را می توان براساس «استحقاق و عدم استحقاق» طبقه بندی کرد: ۱. جزای استحقاقی، شامل عوض یعنی اجر تحمل دشواری ها، ثواب یعنی مزد کردارهای نیک، و عقاب یعنی کیفر کردارهای بد است؛ ۲. جزای غیراستحقاقی یا تفضّل، اجر و پاداشی است که از راه احسان یا به تعبیر دقیق تر تفضّل به بندگان تعلّق می گیرد.

اجر در جدول کلمات

معنی اجر به انگلیسی

award (اسم)
جایزه ، رای ، اجر ، مژدگانی ، انعام
reward (اسم)
جایزه ، اجر ، مژدگانی ، انعام ، عوض ، پاداش ، مزد ، سزا
wage (اسم)
اجر ، مزد ، دستمزد ، اجرت ، کارمزد ، دسترنج
remuneration (اسم)
اجر ، پرداخت ، پاداش ، سزا
defrayal (اسم)
اجر
punishment (اسم)
اجر ، تنبیه ، تادیب ، مجازات ، گوشمالی ، سزا

معنی کلمه اجر به عربی

اجر
اجر , طابوقة , مکافأة
بلاطة
انقاض
مضرب

اجر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهنام
پاداش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قیمت انواع آجر   • آجر چیست   • انواع آجر نما   • ابعاد آجر   • آجر قزاقی   • آجر فشاری   • آجر نسوز   • آجر بهمنی   • معنی اجر   • مفهوم اجر   • تعریف اجر   • معرفی اجر   • اجر چیست   • اجر یعنی چی   • اجر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اجر

کلمه : اجر
اشتباه تایپی : h[v
آوا : 'ajr
نقش : اسم
عکس اجر : در گوگل

آیا معنی اجر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )