برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1406 100 1

اجاق

/'ojAq/

مترادف اجاق: آتشگاه، تنور، دم، منقل، آل، خاندان، دوده، دودمان

برابر پارسی: آتشدان، دیگپایه

معنی اجاق در لغت نامه دهخدا

اجاق.[ اُ ] (ترکی ، اِ) اجاغ. دیگدان. دیگ پایه. آتشدان. || دودمان. خاندان. آل. دوده :
با اُجاق شاه مردان هرکه خصمی میکند
خانه اش را روشنی از خانه روشن کردنست.
واله هروی.
|| دهانه ٔ مبرز. نشیمن مستراح. || چهارپایه ای چوبین که ناوه ٔ گِل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل. || (ص ) صاحب کرامات و کشف : فلان اجاق است.
- اجاق الکلی ؛ آلتی طبخ را که با الکل سوزد.
- اجاق فرنگی ؛ قسمی منقل آهنین با سوراخها در اطراف دیواره که بر آن طبخ کنند.
- اجاق نفطی ؛ آلتی طبخ را که با نفط سوزد.

معنی اجاق به فارسی

اجاق
اجاغ: دیگدان، دیگپایه، جائی که دیگ بگذارندبرای پختن چیزی، خاندان ودودمان، مرشدوپیروصاحب کشف وکرامات
( اسم ) ۱ - دیگدان دیگ پایه آتشدان . ۲ - دودمان خاندان آل دوده ( در کردی و نیز در فارسی ) خانواد. مشهور و بنام . ۳ - دهان. مبرز نشیمن مستراح . ۴ - چهارپای. چوبین که ناو. گل کشان را بر آن نهند برای پر کردن گل . ۵ - صاحب کرامت و کشف : ( فلان اجاق است . ) یا اجاق الکتریکی . اجاقی است که برای گرم کردن اشیا و یا پختن اغذیه بکار میرود و قسمت گرم کنند. آن از یک آجر نسوز که دارای شیاری است تشکیل میشود و در آن شیار سیمهای کرم نیکل بشکل مارپیچ قرار گرفته است و دو سر آن به برق وصل میشود و پس از رفع حاجت از آن قطع میگردد . یا اجاق برقی . آلتی که با نیروی برق گرما تولید میکند و برای پختن غذا و جز آن بکار میاید . یا اجاق الکلی . آلتی که با الکل میسوزد و از گرمای آن در پختن استفاده میکنند . یا اجاق خانواده . کانون خانواده مرکز و انجمن خانواده . یااجاق فرنگی . قسمی منقل آهنین با سوراخها در اطراف دیواره که بر آن غذا میپزند . یا اجاق نفتی . آلتی که نفت در آن میسوزد و گرمای آن برای پختن غذا و جز آن بکار میاید . یا اجاق کسی خاموش شدن . بی فرزند شدن بلاعقب ماندن . یا اجاقش کور است . فرزند ندارد نازاست عقیم است .
[hearth] [باستان شناسی] پدیداری که از آن برای افروختن و نگهداری آتش برای تولید گرما و پخت وپز استفاده می شد
( صفت ) نجیب شریف .
[heating mantle] [شیمی] وسیله ای مناسب برای گرم کردن واپاییدۀ ظرف های واکنش، شامل المنت (element) گرم کننده ای که با پارچۀ بافته شده از الیاف شیشه پوشانده شده است
( صفت ) ۱ - آنکه فرزند ندارد . بلاعقب بی خلف . ۲ - ( توسعا ) نازا عقیم .
ده . از دهستان بخش حومه شهرستان بجنورد سکنه ۱۹۳ تن . آب چشمه محصول : غلات و بنشن .
...

معنی اجاق در فرهنگ معین

اجاق
(اُ) [ تر. ] ( اِ.) ۱ - دیگدان ، آتشدان . ۲ - دودمان ، خاندان . ۳ - صاحب کرامات و کشف . ، ~گاز نوعی اجاق که سوخت آن گاز متان است . ، ~برقی نوعی اجاق که با نیروی برق گرما تولید می کند و مثل اجاق گاز برای پختن غذا و جز آن به کار می آید.
( ~. دِ یا دَ) [ تر - فا. ] (ص مر.) نجیب ، شریف .
[ تر - فا. ] (ص مر.) (عا.) کسی که نمی تواند فرزند داشته باشد، نازا، عقیم .

معنی اجاق در فرهنگ فارسی عمید

اجاق
۱. وسیله ای برای پختن غذا که ظرف غذا را روی آن می گذارند.
۲. [مجاز] خاندان، دودمان.
۳. [قدیمی، مجاز] مرشد، پیر.
۴. [قدیمی، مجاز] صاحب کشف و کرامات.
کسی که بچه دار نمی شود، بی فرزند.

اجاق در دانشنامه ویکی پدیا

اجاق
اجاق یا بخاری (به زبان پارسی میانه: برزن /brezan/) ابزاری است که با سوزاندن سوخت، تولید گرما می کند. اجاق های مختلف با سوخت های متفاوت کار می کنند. اجاق گاز و اجاق برقی انواع دیگر این ابزار هستند که برای مصارف آشپزی کاربرد دارند.
تکه های هیزم یا چوب
سوخت های فسیلی
معمولاً در اجاق ها از سوخت هایی مانند:
استفاده می کنند.
عکس اجاق
مختصات: ۳۵°۳۸′۲۴″ شمالی ۴۸°۵۰′۴۵″ شرقی / ۳۵٫۶۴۰۰۰°شمالی ۴۸٫۸۴۵۸۳°شرقی / 35.64000; 48.84583
این یک مقالهٔ خرد پیرامون یک روستا است. با گسترش آن به ویکی پدیا کمک کنید.
اجاق (رزن)، روستایی از توابع بخش سردرود شهرستان رزن در استان همدان ایران است.
این روستا در دهستان سردرود علیا قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۳۹۷ نفر (۱۱۹خانوار) بوده است.
اجاق آباد، روستایی از توابع بخش دشتک شهرستان چالدران در استان آذربایجان غربی ایران است.
این روستا در دهستان آواجیق جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۸ نفر (۹خانوار) بوده است.
اجاق القایی یا اجاق اینداکشن (به انگلیسی: Induction cooking) نسل سوم اجاق های الکتریکی است که برای گرم کردن ظرف پخت وپز، از گرمایش القایی به جای رسانش گرمایی سود می برد. در این گونه اجاق الکتریکی از المنت گرمایی و شعله خبری نیست و به جای آن، از فِرّومغناطیس و القای مغناطیسی سود برده می شود. این گونه اجاق در مقایسه با دیگر اجاق های الکتریکی و گازی از بازده بیشتری برخوردار است.
شیشه-سرامیک
دستگاه مایکروویو
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با اجاق

اجاق در جدول کلمات

اجاق دربسته
فر
اجاق مخفی
فر
مخترع اجاق گاز
سال 1855 توسط پنس آمریکائی
نوعی اجاق خوراک پزی
فر
نوعی اجاق سربسته
فر

معنی اجاق به انگلیسی

hearth (اسم)
منزل ، اتشدان ، اجاق ، کف منقل ، کوره کشتی
stove (اسم)
بخاری ، کوره ، اجاق ، گرمخانه ، فرخوراک پزی
fireplace (اسم)
بخاری ، کانون ، اجاق ، اتشگاه
oven (اسم)
بخاری ، کوره ، فر ، اجاق ، تنور
kiln (اسم)
کوره ، اجاق

معنی کلمه اجاق به عربی

اجاق
فرن , موقد
موقد

اجاق را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرگاه
کلمه آر در فارسی باستان یعنی آتش (مثل رشته کوههای آرارات) و گاه هم منظور محل را دارد و میشود از این نتیجه گرفت که شاید کلمه اجاق ریشه زبان آریایی دارد که طی تلفظ به اجاق تبدیل شده
شهریار آریابد
در پهلوی " بریزن " برابر نسک فرهنگ کوچک پهلوی از مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
بختیاری
بریزن:کلمه ی لری بختیاری به معنی
سرخ کردن.درست کردن.آماده کردن (غذا )



حمیدرضا دادگر_فریمان
آتشدان، تنور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اجاق گاز پیلوت   • اجاق گاز طرح فر   • قیمت اجاق گاز سینجر   • اجاق گاز ایرانی   • اجاق گاز لوفرا   • قیمت اجاق گاز فردار   • اجاق گاز رومیزی   • قیمت اجاق گاز اخوان   • معنی اجاق   • مفهوم اجاق   • تعریف اجاق   • معرفی اجاق   • اجاق چیست   • اجاق یعنی چی   • اجاق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اجاق
کلمه : اجاق
اشتباه تایپی : h[hr
آوا : 'ojAq
نقش : اسم
عکس اجاق : در گوگل

آیا معنی اجاق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )