برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

اتم

/'atamm/

برابر پارسی: هسته، ریزین

معنی اتم در لغت نامه دهخدا

اتم. [ اَ ت َم م ] (ع ن تف ) تمامتر. کامل تر.
- بوجه اتم ّ ؛ بوجه اکمل.

اتم. [ اُ ت ُ ] (ع اِ) زیتون برّی. لغتی است در عُتُم. (منتهی الارب ).

اتم. [ اَ ت َ ] (اِخ ) نام وادیی است. (منتهی الارب ). و صاحب مراصدالاطلاع آرد: الاتم بکسر اوله و ثانیه ؛ اسم واد.

اتم. [ اَ ] (اِخ ) جبل حرّة بنی سلیم و گفته اند پشته ای است از غطفان که بین غطفان و بین مسلخ قرار دارد و آن از منازل حجاج کوفه است و تا مکه نه میل مسافت است.

اتم. [ اَ ت َ] (ع مص ) شکافته شدن دو درز مشک و غیره پس یک درز گردیدن. (منتهی الارب ). واشکافته شدن دوال که در مشک دوخته باشند. || بریدن. || مقیم بودن بجای. بودن به جایی. || درنگی کردن. (منتهی الارب ). درنگی. || کاهل شدن. کاهلی.

معنی اتم به فارسی

اتم
تمامتر، کاملتر، ذره، جزئ، ریزترین جزئ جسم مفردکه دیده نمی شود، کوچکترین جزئ ازیک عنصرکه دارای خواص آن عنصراست
( اسم ) کوچکترین جزو یک جسم بسیط یا یک عنصر که هرگز با چشم دیده نمیشود و سابقا آنرا جزئ لایتجزی می پنداشتند . اتم هم. عناصر از مقداری الکتریسیت. مثبت بنام ( پرتون ) و مقداری الکتریسیت. منفی بنام ( الکترون ) ساخته شده .
کاهلی
[atom] [شیمی] تک ساختاری که واحد اساسی هر عنصر شیمیایی است
[chiral atom] [شیمی، مهندسی بسپار] اتمی با چهار گروه متفاوت در مولکول هایی که با تصویر آینه ای خود قابل انطباق نیستند
[ultra-cold atom] [فیزیک] هریک از اتم های یک مجموعه اتم که دمای ترمودینامیکی آن کمتر از یک میلی کلوین است
[hadronic atom] [فیزیک] سامانه ای هیدروژن گونه که در آن ذره ای هادرونی با بار منفی در میدان کولنیِ هسته ای معمولی به دام افتاده باشد و به دور آن بچرخد
[ionized atom] [شیمی] اتمی که بار منفی یا مثبت دارد
[adatom] [شیمی] اتمی که بر سطح یک ماده جذب می شود
[atom trap] [فیزیک] وسیله ای برای نگهداری اتم منفرد در فضای تهی و محدود
[atomic basin] [شیمی] فضایی سه بعدی که مرزهای آن دربرگیرندۀ شیوراه های چگالی الکترون است و به هسته ختم می شود
[atomicity] [شیمی] تعداد اتم های یک مولکول شیمیایی

معنی اتم در فرهنگ معین

اتم
(اَ تَ مّ) [ ع . ] (ص تف .) تمامتر، کاملتر.
(اَ تُ) [ فر. ] (اِ.) کوچکترین جزء یک عنصر که خواص آن عنصر را دارا می باشد و با چشم دیده نمی شود.

معنی اتم در فرهنگ فارسی عمید

اتم
تمام تر، کامل تر.
۱. (شیمی، فیزیک) کوچک ترین جزء از یک عنصر شیمیایی که دارای خواص آن عنصر است.

اتم در دانشنامه اسلامی

وقف بین دو جمله فاقد ارتباط معنایی را وقف اَتمّ گویند.
«وقف» و «ابتدا» در یک تقسیم به چهار قسم «تام، کافی، حسن و قبیح» تقسیم می شوند. مصادیق هر یک از این اقسام نیز به حسب تمامیت یا عدم تمامیت معنا و فساد معنا، شدت و ضعف می یابند و بر همین اساس، در علم قرائات با اصطلاحاتی شبیه وقف اتم، شبه تام ، احسن ، شبه حسن ، اکفی ، اقبح و… روبه رو می شویم که همگی بیانگر شدت و ضعف و تفاضل در اقسام چهارگانه وقف هستند.وقف اتمّ از اقسام وقف اختیاری و در جایی است که بین بخش اول و دوم، علاوه بر استقلال و عدم علاقه نحوی و لفظی، ارتباط معنایی نیز نباشد؛ مثل وقف بر (مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ) که با جمله بعدی ارتباط معنایی ندارد.
عناوین مرتبط
 ۱. ↑ سیوطی، عبد الرحمان بن ابی بکر، الاتقان فی علوم القرآن، ج۱، ص ۲۹۰-۲۹۲.    
...

اتم در دانشنامه ویکی پدیا

اتم
‏‏‫‫
ماده ساختار ذرّه ای دارد یعنی از ذرّه ها بسیار کوچکی ساخته شده است که خود آن را می توان تجزیه ناپذیر نامید.
اتم مواد مختلف در شکل بایکدیگر متفاوت است. برای مثال مواد تیز و برنده یا ترش دارای اتمی با لبه های تیز به شکل هایی چون مثلث هستند یا مواد نرم و شیرین دارای شکلی دایره ای است. (البته این مورد در نظرات بعدی کاملاً رد شده)
اَتُم ( به پهلوی : أ منفی ساز + تُمیدن=گسستن «ناگسستنی») کوچکترین واحد تشکیل دهنده یک مادهٔ ساده است که می تواند به کمک پیوند شیمیایی به اتمی دیگر متصل گردد. تئوری اتم گرایی که از عقیدهٔ تشکیل مواد از ریزدانه های نادیدنی (در برابر عقیده به تفکیک پذیر بودن مواد تا بی نهایت) دفاع می کرد از تاریخ باستان شناخته شده بود. اتم ابتدا توسط دانشمند ایرانی هوشتانه (به یونانی اوستن یا اوستانوس) که در لشگرکشی خشایارشاه به یونان با او همراه بود و در آنجا به آموزش کیمیا می پرداخت طرح گردید. مکتب آموزشی او چنان مورد استقبال قرار گرفت که بنا به گفتهٔ پلینی(پلینیوس)، بسیاری از فیلسوفان یونان همچون فیثاغورث، امپدکلس، دموکریت، و افلاطون برای مطالعهٔ آن به خارج سفر کردند. پس از او توسط شاگرد وی فلاسفهٔ یونان باستان از جمله لئوکیپوس و دموکریت، و همچنین بعدها در هند و در یکی از شش مدرسهٔ هندوئیسم یعنی وایشِشیکا که توسط کاناد بنیان نهاده شده بود، تدریس می شد. اتم از یک هسته مرکزی با بار مثبت محاطه شده با ابر الکترونی با بار منفی تشکیل شده است. تعریف دیگری آن را به عنوان کوچکترین واحدی در نظر می گیرد که ماده را می توان به آن تقسیم کرد بدون اینکه اجزاء بارداری از آن خارج شود. اتم ابری الکترونی، تشکیل شده از الکترونها با بار الکتریکی منفی، که هستهٔ اتم را احاطه کرده است. هسته نیز خود از پروتون که دارای بار مثبت است و نوترون که از لحاظ الکتریکی خنثی است تشکیل شده است. زمانی که تعداد پروتون ها و الکترون های اتم با هم برابر هستند اتم از نظر الکتریکی در حالت خنثی یا متعادل قرار دارد در غیر این صورت آن را یون می نامند که می تواند دارای بار الکتریکی مثبت یا منفی باشد. اتم ها با توجه به تعداد پروتون ها و نوترون های آن ها طبقه بندی می شوند. تعداد پروتون های اتم مشخص کننده نوع عنصر شیمیایی و تعداد نوترون ها مشخص کنند ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

اتم در دانشنامه آزاد پارسی

اَتُم (atom)
اَتُم
کوچک ترین واحد ماده که در واکنش شیمیایی شرکت می کند و از طریق شیمیایی به هیچ چیز ساده تری تجزیه نمی شود. هر اتم متشکل است از پروتون ها و نوترون ها که در هستۀ مرکزی آن قرار دارند، جز هیدروژن که هسته اش فقط شامل یک تک پروتون است، و تعدادی الکترون که هسته را احاطه می‎‎کنند. عناصر متفاوت در عدد اتمی، جرم اتمی نسبی، و رفتار شیمیایی تفاوت دارند. اتم ها بسیاربسیار کوچک تر از آن اند که حتی با قوی ترین میکروسکوپ های اُپتیکی رؤیت شوند. مثلاً قطر بزرگ ترین ایزوتوپ سزیوم۰.۰۰۰۰۰۰۰۵ میلی متر است. همچنین، اتم ها بی وقفه در حرکت اند. با استفاده از میکروسکوپ های الکترونی جدید، ازجمله میکروسکوپ تونلی روبشی۱ و میکروسکوپ نیروی اتمی۲، می توان از مولکول ها و اتم های منفرد تصویرگیری کرد.

ارتباط محتوایی با اتم

اتم در جدول کلمات

ناحیه ای در اتم که ممکن است در آن بک الکترون یافت شود
اربیتال
هیدروکربنی با شش اتم کربن
هگزان

معنی اتم به انگلیسی

atom (اسم)
اتم ، هسته ، ذره تجزیه ناپذیر ، جوهر فرد ، جزء لایتجزی ، کوچکترین ذره
monad (اسم)
اتم ، تک ، یکه ، واحد ، جوهر الهی
mote (اسم)
نقطه ، خرده ، اتم ، خال ، ریزه ، دره
atomy (اسم)
ذره ، اتم ، اسکلت انسان ، کوتوله
perfect (صفت)
کامل ، درست ، بی عیب ، اتم ، مکمل ، سرامد ، گسترده ، تمام عیار ، کاملا رسیده

معنی کلمه اتم به عربی

اتم
ذرة

اتم را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پهلوی " اتم etom ، ایو " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
اسرا ودایع خیری
اتم ریز ترین ذره اجسام هستش
ایرزاد
اتم
تَهُم یا تَهوم( گویشی از تَهم در تهمتن و تهمینه به مینه تُخم ، تُمَگ هم گفته شده.
پاریز ( پارریز ، پارَکی ریز)
ناشکافا ( ولی اکنون می شکافند)
هَسته ، هَستو ، هَستَک ، هَستوم ، هَستون
طاها
قدرتمند ترین هسته

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اتم بمب   • تاریخچه اتم   • انواع اتم   • اتم ها الفبای مواد   • تعریف اتم   • عکس اتم   • ساختار اتم   • اتم چیست   • معنی اتم   • مفهوم اتم   • معرفی اتم   • اتم یعنی چی   • اتم یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی اتم
کلمه : اتم
اشتباه تایپی : hjl
آوا : 'atamm
نقش : صفت
عکس اتم : در گوگل

آیا معنی اتم مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )