برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1650 100 1
شبکه مترجمین ایران

آلو

/'Alu/

معنی آلو در لغت نامه دهخدا

آلو. (ن مف مرخم / نف مرخم ) مخفف آلود، در کلمات مرکبه چون گِل آلو، خواب آلو، پشمالو، خشم آلو و نظایر آن ، معنی آلوده دهد :
جمله اهل بیت خشم آلو شدند
که همه در شیر بز طامع بدند.
مولوی.
پر سبک دارد ره بالا کند
چون گل آلو شد گرانیها کند.
مولوی.
این کلمه را جز حضرت جلال الدین محمد بلخی سایرفصحا استعمال نکرده اند.

آلو. (اِ) قسمی میوه که مترجمین قدیم آن را به اجاص و اجاس ترجمه می کنند، لکن آلو دارای اجناسی است و اجاس عرب ظاهراً قسمی از آن است. و اقسام آن آلوزرد، آلوسیاه ، آلوقیصی ، آلوبخارا، آلوی کوهی ، آلوی سفید است. رجوع به کلمات مزبوره شود. بعض میوه های دیگر نیز که از این قسم نیست باز آلو خوانده شده اند چون شفتالو، زردآلو، آلبالو، خرمالو :
برفتم برز تا بیارم کنستو
چو سیب و چو غوره چو امرود و آلو.
علی قرط اندکانی.
جز پند حکیم و علم کی راند
صفرای جهالت از سرت آلو؟
ناصرخسرو.
- امثال :
پیرزن را دست بدرخت آلو نرسید گفت مرا خود ترش نسازد.
|| داش خشت پذیر را گویند. (فرهنگ جهانگیری ).

معنی آلو به فارسی

آلو
در آغاز مکالم. تلفنی برای توجه مخاطب گویند .
[ گویش مازنی ] /aaloo/ آلوترش & جفت زایمان
نلک
آلو بخارا
آلو بخارائی خشک کرده
قسمی آلو درشت تر از آلو زرد برنگ سرخ تیره
( اسم ) آنکه آلو بخارای در آب خیسانده فروشد .
۱ - پیش. آلو فروش ۲ - دکان آلو فروش
قسمی میوه بدرشتی درشت ترین هلو و آبدارتر از آن
شاهلوک آلو زرد
گوجه
آلو خشک کرده
[ گویش مازنی ] /aaloo kelaate/ روستایی از دهستان استرآباد شمالی گرگان به مرکزیت سرخن کلاته
[ گویش مازنی ] /aaloo kande/ روستایی از دهستان ماین دو رود و رودپی ساری
آلوچه کوهی
آب که در آن آلو تر نهاده باشند
بو آلو دسپرو نیکلا شاعر و منتقد فرانسوی متولد در پاریس ۱۶۳۶ متوفی بسال ۱۷۱۱ م . نویسند. هجویات مکاتب . هنر شاعرانه . و غیره . وی به تقلید ه ...

معنی آلو در فرهنگ معین

آلو
[ په . ] ( اِ.) درختی از تیرة گل سرخیان از دستة بادامی ها و دارای انواع متعدد از قبیل : آلو زرد، آلو سیاه ، آلو قیصی و غیره .

معنی آلو در فرهنگ فارسی عمید

آلو
۱. میوه ای گوشتی و آبدار با هسته ای بزرگ و پوست نازک به رنگ زرد یا سیاه: آلو بخارا، آلو زرد، آلو سیاه.
۲. درخت کوتاه این میوه با برگ های بیضی شکل که در انواع مختلف دیده می شود.
آلوده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پشمالو.

آلو در دانشنامه ویکی پدیا

آلو
.
آلو، آلوچه، گوجه (نام علمی: Prunus subg. Prunus) نام یکی از زیرسرده های ششگانه از سردهٔ پرونوس است. این زیرسرده در ایران ۴ گونه گیاه درختی یا درختچه ای خودرو دارد. انواع اصلاح شده زیادی در سال های اخیر در ایران رایج شده است که میوهٔ خوراکی آن ها به مصرف تغذیه می رسد در ضمن گروه های زیادی از سایر مناطق جهان به ایران وارد شده که به صورت زینتی کاشته گردیده اند و میوه آن ها نیز گاهی به مصرف تغذیه می رسند.
آلو، یک میوه تک هسته ای که از لحاظ رنگ، شکل و اندازه دارای گونه های متفاوتی است. آلو ارزش تغذیه ای فراوانی دارد. این میوه را هم به صورت خام می توان خورد و هم درون انواع خوراک از آن استفاده کرد.
مهم ترین و عمده ترین مرکز تهیه و تأمین کننده آلوی جهان " شهرخرو "مشهور به "شهر بامهای طلایی" و "پایتخت آلو ایران" می باشد.
عکس آلو
آلو ، روستایی از توابع بخش دابودشت شهرستان آمل در استان مازندران ایران است.
فهرست روستاهای شهرستان آمل
فهرست روستاهای ایران
فهرست جمعیت شهر و روستاهای ایران
این روستا در دهستان دابوی جنوبی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۲۰ نفر (۹۹خانوار) بوده است.
آلو یک میوه است.
آلو (درخت)، هم میوه و هم درخت آلو
آلو (آمل)
آلو همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
آلو، آلوی اروپایی، آلوزرد، آلوچه، گوجه (نام علمی: Prunus domestica) یک گونه از درختان زیرسردهٔ آلو و همچنین میوهٔ حاصل از این گونه درخت است.
Druparia insititia Clairv.
Druparia prunus Clairv.
Prunus communis Huds.
Prunus insititia L.
Prunus italica Borkh.
Prunus oeconomica Borkh.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آلو در دانشنامه آزاد پارسی

آلو (plum)
میوۀ خوراکی درخت آلو۱، متعلق به پرونوس (جنس آلو)۲، از خانوادۀ گل سرخ۳. با پوست صاف، شکل بیضوی و رنگ های متنوع. انواع آن عبارت اند از آلوچه، آلو، گالو، شبرنگ، قطره طلا، شال هلو، هلاله، گوجه پرپر، آلو زرد (آلو تخم مرغی)، آلو (گوجه) سبز و آلوسیاه. میوۀ آلو علاوه بر ارزش غذایی، از قدیم الایام برای تنظیم عملکرد کبد و صفرا به کار رفته است.

آلو در جدول کلمات

آلو
اجاص
آلو ترش
نلک
آلو در بهبود آن مفید است
یبوست

معنی آلو به انگلیسی

flame (اسم)
تب و تاب ، تابش ، الو ، شعله ، شورعشق
prune (اسم)
الو ، الوبخارا ، گوجه برقانی ، سیاه آلو
damson (اسم)
الو
plum (اسم)
الو ، گوجه ، آلو ، الوی برقانی ، کار یا چیز دلچسب

آلو را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

منصور
آلو در تورکی به رنگهای گرم مانند قرمز وصورتی گفته میشود وکاربرد فراوانی دارد
نادر
آلو به ترکی: آلی ، اَلی ، اَلو ، اَلوو

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آلو زرد   • الو تلفن   • آلو سیاه   • آلو خورشتی   • آلو خشک   • سایت الو   • انواع آلو   • الو سلام   • معنی آلو   • مفهوم آلو   • تعریف آلو   • معرفی آلو   • آلو چیست   • آلو یعنی چی   • آلو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آلو

کلمه : آلو
اشتباه تایپی : Hg,
آوا : 'Alu
نقش : اسم
عکس آلو : در گوگل

آیا معنی آلو مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )