برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1617 100 1
شبکه مترجمین ایران

آشنا

/'ASnA/

مترادف آشنا: انیس، خودی، خویش، دوست، شناخت، مالوف، مانوس، مونس، یار، شناسا، شناسنده، عارف، خودمانی، آگاه، بلد، مسبوق، وارد ، بیگانه، جاهل، غیر

متضاد آشنا: بیگانه

معنی اسم آشنا

اسم: آشنا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: āš (e) nā) دوست و رفیق مقابل بیگانه و غریب، شناسنده، آگاه به چیزی یا امری، (در قدیم) عاشق، دلداده، دوست، رفیق - آن که او را می شناسیم، آن که یا آنچه به ذهن و خاطر می آوریم، آگاه به چیزی یا امری، عاشق، دلداده

معنی آشنا در لغت نامه دهخدا

آشنا. [ ش ْ / ش ِ ] (ص ) آشنای. معروف. مأنوس. مألوف. گستاخ. نزدیک. اُلفت گرفته. مستأنس بتعارف. پیوسته. بسته. شناسا. شناسنده. مقابل بیگانه ، ناآشنا، غریب :
تا دل من در هوای نیکوان شد آشنا
در سرشک دیده گردانم چو مرد آشنا.
رودکی.
غریبی گرچه باشد پادشائی
بگریدچون ببیند آشنائی.
(ویس و رامین ).
بخدمت همی آمدم سوی تو
مگر با سعادت شوم آشنا.
لامعی.
بر سخن حجت مگزین سخن
زآنکه خرد با سخنش آشناست.
ناصرخسرو.
با علم اگر آشنا شوی تو
با زهد بیابی آشنائی.
ناصرخسرو.
گرافلاک جمله لطیفند پس
بگو گر خرد با دلت آشناست...
ناصرخسرو.
دانی که چون شدم چو ز دیوان گریختم
ناگاه با فریشتگان آشنا شدم.
ناصرخسرو.
انده چرا برم چو تحمل ببایدم
روی از که بایدم که کسی نیست آشنا؟
مسعودسعد.
سایه با ذات آشنا باشد
سایه از ذات کی جداباشد؟
سنائی.
و هرگاه که متقی در کار این جهان گذرنده تأملی کند هرآینه مقابح آن را بنظر بصیرت بیند... و سخاوت را با خود آشنا گرداند. (کلیله و دمنه ).
بیگانه باد با تو غم و آشنا طرب
در بحر لهو باد و طرب آشنای تو.
سوزنی.
با علم آشنا شو و از آب بر سر آی
کز آب بر سر آمدن از علم آشناست.
کمال اسماعیل.
چو تو با علم آشنا گشتی
بگذری زآب نیز بی کشتی.
اوحدی.
بدریای جودت کند آشنا
چه بیگانه مردم چه شهرآشنا.
ابراهیم فاروقی.
- امثال :
آواز او مرا آشنا می آید ؛ چنان مینماید که صاحب آن را می شناسم.
فعل آن آشنا آمدن و آشنا شدن و آشنا کردن و آشنا گردانیدن است.
|| خویش. قریب :
با نبی بود آشنا بیگانه چون شد بولهب
وز حبش بیگانه آمد آشنا چون شد بلال ؟
معزی.
|| دوست. یار:
چون آشنات باشد ا ...

معنی آشنا به فارسی

آشنا
( اسم ) شنا شناوری سباحت یا مرد آشنا . شناگر سباح .
[ گویش مازنی ] /aashnaa/ موش درشت اندام - سنجاب ۳در اصطلاح به افراد لاغر و بدقیافه گویند
معروف مانوس
( صفت ) آنکه مصاحبتش دلپذیر باشد مقابل دشمن روی بیگانه روی .
دلنشین دلپذیر
( مصدر ) ۱ - آشنا کردن کسی بدیگری . معرفی کردن کسی را بدیگری آشنا ساختن . ۲ - نزدیک کردن کارد و شمشیر و مانند آن بچیزی نه بدان حد که برد : خنجر را بگلو او آشنا کرد .
( مصدر ) آشنا شدن با کسی بار اول او را دیدن و باوی گفتگو کردن خود را بیکدیگر شناساندن . یا آشنا شدن بعلمی ( صنعتی ) اندکی فرا گرفتن آن .
( صفت ) آشناور شناگر سباح آب باز .
شنا گری سباحت آب بازی .
شناوری سباحت آب بازی .
( مصدر ) ۱ - آشنا کردن کسی بدیگری . معرفی کردن کسی را بدیگری آشنا ساختن . ۲ - نزدیک کردن کارد و شمشیر و مانند آن بچیزی نه بدان حد که برد : خنجر را بگلو او آشنا کرد .
( صفت ) آنکه شناوری داند شناگر سباح . آب آلو ( اسم ) ۱ - آبی که از آلو گیرند عصار. آلو . ۲ - آبی که در آن آلوی خشک را خیسانند و آشامند .
آنکه دیگری را آشنا نگیرد مقابل خود بیگانه .
کنایه از صاحب معامله دانای کا ...

معنی آشنا در فرهنگ معین

آشنا
( ~.) ( اِ.) شنا، شناوری .
(شْ یا ش ِ) [ په . ] (ص .)۱ - شناخته ، غیر از بیگانه . ۲ - خویش ، نزدیک . ۳ - دوست ، یار. ۴ - موافق ، سازگار. ۵ - کسی که از کاری اطلاع و آگاهی داشته باشد.

معنی آشنا در فرهنگ فارسی عمید

آشنا
۱. شناسا، شناسنده.
۲. شناخته.
۳. آگاه، باخبر.
۴. کسی که او را می شناسیم ولی با او رابطۀ چندانی نداریم.
۵. آن که در کاری مهارت اندکی دارد: با نجاری هم آشناست.
۶. [قدیمی] یار، دوست.
۷. [قدیمی] عاشق.
= شنا: بر سر دریا چو از کاهی کمم در آشنا / با گهر در قعر دریا آشنایی چون کنم (سنائی: ۲۱۶)، هیچ دانی آشنا کردن بگو / گفت نی ای خوش جواب خوب رو (مولوی: ۱۵۰).
کسی که شناوری بداند، آشنا به آب، شناگر: کسی کاندر آب است و آب آشناست / از آب ار چو آتش نترسد رواست (ابوشکور: شاعران بی دیوان: ۹۸).
آن که با غریبان آشنایی و دوستی کند، غریب نواز، غریب دوست: غریب آشنا باش و سیاح دوست / که سیاح جَلاّب نام نکوست (سعدی۱: ۴۴).

آشنا در دانشنامه ویکی پدیا

آشنا
آشنا می تواند به موارد زیر یا نسبت با آنها اشاره کند:
آشنا (خنج)، روستایی از توابع شهر خنج فارس
آشنایی یا نوعی رابطه بین فردی
آشنا می تواند به موارد زیر یا نسبت با آنها اشاره کند:
حسام الدین آشنا، مشاور فرهنگی حسن روحانی
آشنا زاوری، بازیگر هندی
آشنا روی، ورزشکار هندی
آشنا نام روستایی از توابع شهر خنج فارس است. روستای آشنا یکی از روستاهای با قدمت بیش از چند صد سالهٔ خنج است.
تجاوز به آشنایان (انگلیسی: Acquaintance rape) تجاوز جنسی که توسط فردی که قربانی را می شناسد صورت می گیرد. نمونه هایی از آشنایان شامل کسی که قربانی دوستیابی است، یک همکلاسی، همکار، کارفرما، اعضای خانواده، همسر، مشاور، درمانگر، مقام مذهبی یا پزشک. تجاوز به آشنایان شامل یک زیرشاخه از حوادث با برچسب تجاوز است که شامل افرادی است که در روابط عاشقانه و جنسی با یکدیگر هستند.
چک آشنا (نام علمی: Cercomela familiaris) نام یک گونه از سرده چک های بیابان است.
چهره آشنا نام فیلمی است به کارگردانی حسن خردمند که محصول سال ۱۳۳۲ می باشد. جمشید مهرداد در ابن فیلم نقش منفی ظاهر شد
وبگاه سوره
پریوش و مهوش دو خواهرند با دو روحیهٔ متفاوت - پریوش از طریق دوستی ناباب با جوانی به نام فیروز آشنا شده و وسیلهٔ او منحرف و سرگردان و آواره می شود. مهوش با معلمش بهروز ازدواج می کند و پریوش که روی بازگشت به خانه را ندارد هرچه بیشتر آلوده به فساد می شود و زمانی جرئت بازگشت به خانه را پیدا می کن ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آشنا در جدول کلمات

آشنا
شناس
آشنا به راه
بلد
آشنا به کار
وارد, وارد , بلد
راهنما و آشنا به مسیر
بلد

معنی آشنا به انگلیسی

acquaintance (اسم)
اشنایی ، اگاهی ، اشنا
familiar (صفت)
اشنا ، خودمانی ، وارد در

آشنا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تاشبور
در زبان ترکی استانبولی می شود: تانئدئک
مجتبی عیوض صحرا
واژه ترکی استانبولی: آچینا از واژه فارسی میانه(پهلوی ساسانی): آشنا وام گرفته شده است!
در ترکی آذربایجانی: تانیش
علی
اقای مجتبی عیوض صحرا
پیشنهاد میکنم این لینک رو مطالعه کنی اگر نیومد این عبارت رو سرچ کن در اینترنت ببین در حدود ۱۳۷۴ وام‌واژه پارسی در زبان ترکی استانبولی وجود دارد
https://fa.wikipedia.org/wiki/وام‌واژه‌های_پارسی_در_ترکی
آشنا کلمه اصیل فارسی است که به ترکی وارد شده
مجتبی عیوض صحرا
درود بر شما
گرچه زبان فارسی از گویش های گوناگونی برخوردار است و در درازنای کارنامه گذشتگان،پیشینه پُر فراز و نشیبی را گذرانده است و به فراخور فرمانروایی دودمان(سلسله) خود از واژگان بسیاری بهره جُسته است که در این جا،گنجایش این را ندارم تا به گونه بُوَنده(کامل) به روشنگری آن بپردازم!
ولی واژه نامه های گوناگون پهلوی بسیاری هست که درباره واژه آشنا روشنگری کرده است و همچنین در دوره های کارشناسی ارشد و دکترای زبان های باستانی ایران هم آموزش داده می شود!
که بیشترشان این واژه [ آشنا ] را جزو زبان پهلوی ساسانی دانسته اند!
( زبان پهلوی دو گونه است: 1. پارتی(دوره اشکانیان) 2. پارسی میانه(دوره ساسانیان)

من هم نوشته ویکی‌پدیا را خوانده ام ولی بین دو واژه نامه گیر کرده بودم که هر کدام گزارشی ناهمسان از واژه ی [ آشنا ] داده بود:
1. واژگان زبان ترکی در فارسی: محمد صادق نائبی(نایبی)
2. فرهنگ لغات فارسی به ترکی استانبولی: آراز(آتیلا) اُورمولو

سرانجام، کوتاهی(پهلوی: نَرسپان) ام را می پذیرم و واژه [ آشنا ] را >>> پهلوی(پارسی میانه) می دانم و نوشته پیشین خود را هم ویرایش می کنم!
باز هم سپاسگزارم که با قلم زیباتان این واژه را به من گوشزد کردید،خدا پشت و پناهتان باد!
علی
جناب مجتبی عیوض صحرا درود بر شما با این پژوهش هایی که از کتاب های گوناگون انجام می دهین
علی
فقط یک نکته واژگان زبان ترکی در فارسی: محمد صادق نایبی از نظر دانش زبان شناسی بسیاری از زبان شناسان این کتاب را دارای اشتباهات بسیاری میدونن وقابل پذیرش همگان نیست من پژوهشی که انجام دادم بسیاری از زبان شناسان این کتاب را علمی نمی دانند
میلاد بهادر
شناس
♡sayna
نام آشنا = معروف ، مشهور
♡sayna
معروف ، مشهور
ا
معروف،مشهور، شناخته شده
آرش محمدي
آشنا يك كلمه تركي است و از فعل achmak به معني باز كردن ، گشودن ، معين كردن ، برملا كردن ، مشخص كردن ، آشكار ساختن ، محقق شدن و.... به دست آمده به اين صورت كه از اين فعل مشتق achin با معاني چون معين ، مشخص ، بديهي ، بارز ، محقق ، آشكار ، شناخته شده و... شكل مي گيرد كه داراي نقش صفت مي باشد كه با اضافه شده a به آخر آن به صورت achina يا صحيح تر آن achına درآمده و نقش زباني اسم را به خود مي گيرد كه معاني تحت الفظي يا لغوي آن - به صورت آشكار ، به شكل مشخص ، به صورت شناخته شده ، معين شده و ...ميباشد كه در اصطلاح به هر شخص يا شي يا مكان و... كه براي ما به صورت آشكار شده و معين شده ، مشخص شده يا شناخته شده مي باشد گفته مي شود .
كلمه achina يا آچئنا با حذف مصوت i يا ı در تلفظ به صورت achna يا آچنا نيز تلفظ شده ( همانند كلماتي چون آسمان ، پروردگار و....در فارسي) و بعدها با تغيير حرف ch به sh به شكل هاي ashna يا ashina در آمده كه اين امر نيز ناشي از فرسايش و ساده سازي تلفظ كلمه مي باشد همانند مصداق هاي بسط يافته ديگر ريشه ach مانند achti ( اسم مصدر ماضي فعل achmak)كه به ashti يا همان آشتي كه در فارسي در حال استفاده مي باشد تبديل شده كه معناي تحت الفظي آن گشايش كرد ،بازكرد ،گشودو....بوده و در اصطلاح يكي از معناهاي آن گشايش كرد يا باز گشود روابط خانوادگي ، دوستي ، سياسي ، اقتصادي و... ميباشد
از ديگر مشتق ها يا شكل هاي بسط يافته ريشه ach كه در آن ها در نتيجه فرسايش و سهولت ،در گفتار تلفظ ch به sh تبديل شده مي توان موارد زير را قيد كرد:
achmak >>>>>ashmak
achtim>>>>>ashtim
achma>>>>>ashma
achmamak>>>>ashmamak
البته بايد متذكر شد كه در كتابت تركي موارد فوق الذكر به صورت ch يا چ نوشته مي شوند و در گفتار محاوره اي است كه تبديل ch به sh صورت مي گيرد ولي چون دريافت و برداشت كلماتي چون "آشنا" و "آشتي" در فارسي به صورت سماعي يا شنيداري بوده و از تلفظ محاوره اي (تركي)اين كلمات اتخاذ شده ،بعدها به شكل "آشنا"(ashna يا ashena) و "آشتي" (ashti) وارد كتابت فارسي گرديده است.
اوزرا
(آش نا)کلماتی که آش دارنند.تورکی اند.مثل آشتیانی(آش تیانی=دیگ آش)آشفته.آشاری.آشار داشار.آشپز.داداش.قارداش.بکتاش.ماش.کاش.آرخاداش نا ،کلماتی که نا دارنند.تورکی اند.مثل آنا.دورنا.سونا.برنا.دانا.مانا.زیرنا.کرنا.کرونا.نام.نامور.نامدار.نامجو..آشناتورکی است.آشینا آشینا چیخدی اجاق باشینا(در اینجا آشینا ز فعل آشینماق .و سورنماق است.و با کلمه ی آشنافرق دارد
رضا
اشنا کلمه ای تورکی است . دوستمان ارش محمدی کاملا در نظر بالایی توضیح داده اند و لازم نیست من بار دیگر توضیح بدهم . اشنا و اشتی کلمه ای قطع به یقین تورکی است .
حسین کربلی
اولاد بزرگ خان،آشنا،کربلیوند،کربلی،صفرنژاد،دشت بزرگ وغیره
روستای دشت بزرگ

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دکتر حسام الدین آشنا   • حسام الدین اشنا کیست   • معنی آشنا   • وبلاگ شخصی حسام الدین آشنا   • سایت آشنا   • مجله آشنا   • وبلاگ حسام الدین آشنا   • حسام الدین آشنا وزیر آموزش و پرورش   • مفهوم آشنا   • تعریف آشنا   • معرفی آشنا   • آشنا چیست   • آشنا یعنی چی   • آشنا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آشنا

کلمه : آشنا
اشتباه تایپی : Hakh
آوا : 'ASnA
نقش : صفت
عکس آشنا : در گوگل

آیا معنی آشنا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )