برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1536 100 1
شبکه مترجمین ایران

آری

/'Ari/

مترادف آری: آره، بله، بلی، لبیک، نعم

متضاد آری: خیر، نه

معنی اسم آری

اسم: آری
نوع: پسرانه
ریشه اسم: کردی
معنی: آریایی، نام یکی از ایالات ایران قدیم که شامل خراسان و سیستان امروزی بوده است، نام یکی از طوایف چادر نشین مازندران

معنی آری در لغت نامه دهخدا

آری. (ق ) کلمه ای است برای تصدیق در پاسخ استفهام ثبوتی. بلی. ها. ای. نعم. اجل. مقابل نه ، نی :
چنین گفت آری شنیدم پیام
دلم شد بدیدار تو شادکام.
فردوسی.
چنین داد پاسخ بدو کندرو
که آری شنیدم تو پاسخ شنو.
فردوسی.
گفت این پیغام خداوند بحقیقت می گذاری ؟ گفتم آری. (تاریخ بیهقی ).
کاین از آن جام هست ؟ - گفت آری.
سنائی.
شیر گفت آری پدرش راشناختم. (کلیله و دمنه ). || و گاه برای تأکید و تأیید گفته ای آرند :
هرچند حقیرم سخنم عالی و شیرین
آری عسل شیرین ناید مگر از منج.
منجیک.
آری چو پیش آید قضا مروا شود چون مرغوا
جای شجر گیرد گیا جای طرب گیرد شجن.
معزی.
آری این اسب است لیک آن آب کو
با خود آ ای شهسوار اسب جو.
مولوی.
حسنت باتفاق ملاحت جهان گرفت
آری باتفاق جهان میتوان گرفت.
حافظ.
کبک آری می بخندد چون به بیند کوهسار.
قاآنی.

آری. [ ری ی ] (ع اِ) آخیه. اَخیه. میخ آخور. (مهذب الاسماء). ستوربند. ج ، اواری ّ.

آری. (اِخ ) نام یکی از طوایف چادرنشین بندپی از بخشهای مازندران.

آری. (اِخ ) آریا. نام ایالت قدیم ایران که امروز مشتمل بر خراسان شرقی و سیستان است و نام کرسی آن در قدیم آرتاکوآنا بوده است و اسکندر شهری به نام اسکندریّه ٔ آره ایا در کنار هری رود بنا کرد و جمعیت و آبادی آن را بدین شهرکه شاید هرات امروزین باشد تحویل کرد.

معنی آری به فارسی

آری
کلمهایست برای تصدیق امری بلی بله بلی بله مقابل نه نی .
بلی نعم
[ گویش مازنی ] /aari/ روستایی از دهستان بندپی بابل
[ گویش مازنی ] /oo aari/ اداری
کسی که از دنبال اردویی رود و حمل غله و حبوب می کند .
سخن چینی عمل خبر بردن از جایی بجایی بجهت نمامی .

معنی آری در فرهنگ معین

آری
(ق .) = آره : کلمه ای است برای تصدیق امری ، بلی ، بله ، مق نه ، نی .

معنی آری در فرهنگ فارسی عمید

آری
کلمۀ جواب، بله، بلی، حتماً، بی شک.

آری در جدول کلمات

معنی آری به انگلیسی

portion (اسم)
سهم ، جزء ، قسمت ، اری ، تکه ، قطعه ، پاره ، بخش ، برخه ، شقه ، بهره ، نصیب
legation (اسم)
نمایندگی ، اری ، سفارت ، ایلچی گری ، وزارت مختار
heritage (اسم)
اری ، میرای ، بخش ، ارثیه ، ماترک ، مال موروثی ، ترکه غیر منقول ، مرده ریگ ، سهم موروثی
inheritance (اسم)
اری ، میرای ، وراثت ، مرده ریگ ، میرای بری
legacy (اسم)
اری ، میرای
yes (لفظ)
بله ، اری ، بلی
yea (لفظ)
بله ، اری ، رای مثبت ، بلی
ay (لفظ)
بله ، اری ، رای مثبت ، بلی
aye (لفظ)
بله ، اری ، رای مثبت ، بلی

آری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رها
(اوستایی) تکامل، فراوانی، بسیاری، ازدیاد
علی باقری
آری:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " آری" می نویسد : (( آری به گمان بسیار ، ریخت کوتاه شده ی " آوری " است ، به معنی " بی گمان " و " هرآینه " و " بیقین "؛ . ))
((چنين داد پاسخ بدو کندرو
که آري شنيدم تو پاسخ شنو))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 316.)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• متن آری اینچنین بود برادر   • آریا مووی   • عاری   • اریا تندر   • آریانا سعید   • معنی آری   • مفهوم آری   • تعریف آری   • معرفی آری   • آری چیست   • آری یعنی چی   • آری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آری

کلمه : آری
اشتباه تایپی : Hvd
آوا : 'Ari
نقش : قید
عکس آری : در گوگل

آیا معنی آری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )