برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1428 100 1

آب دست

معنی آب دست در لغت نامه دهخدا

آب دست. [ ب ِ / ب ْ دَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آبدست. آبی که بیشتر با دو ظرف موسوم به آفتابه لگن پیش از طعام و بعد از طعام برای شستن دست و دهان بکار است :
حورعین را ببهشت آرزو آید همه شب
کآدمی وار به بزم تو رسد در شبگیر
آب دستت همه بر روی کشیدی چو گلاب
خاک پایت همه در زلف دمیدی چو عبیر.
معزی.
هم خلال ازطوبی و هم آبدست از سلسبیل
بلکه دستاب همه تسنیم رضوان آمده.
خاقانی.
|| وضو. تکرع. غسل. توضؤ: الحدَث ؛ هرچه آبدست بدان تباه شود. (دستوراللغه ٔادیب نطنزی ). این معنی رفتن گناهان است به آبدست ، اگر از اینها چیزی مانده است بدان که هنوز گناه در تست و وضوی تو تمام نیست. (کتاب المعارف ).
جمال یارشد قبله ی ْ نمازم
ز اشک رشک او شد آبدستم.
مولوی.
نماز عید خواهم کرد هان ساقی بیار آبی
برای آبدست ما به ابریق قدح شویان.
کمال خجند.
|| استنجا کردن به آب. (برهان ). || لطف و مهارت در صنعت :
که بست آن نقش عارض ، آفرین باد
که آب دست از وی آشکار است.
کمال خجندی.

معنی آب دست به فارسی

آب دست
( اسم ) ۱ - آبی که بیشتر با دو ظرف ( آفتابه و لگن ) پیش از صرف طعام و بعد از آن برای شستن دست و دهان بکار برند . ۲- وضو دست نماز . ۳- استنجا کردن باب . ۴ - لطف و مهارت در صنعت .
آبی که بیشتر با دو ظرف موسوم بافتابه لگن پیش از طعام و بعد از طعام برای شستن دست و دهان بکاراست

معنی آب دست در فرهنگ معین

آب دست
(دَ)(اِمر.) ۱ - آبی که پیش از خوردن غذا و پس از آن برای شستن دست و دهان به کار می بردند. ۲ - وضو. ، ~ به ~خرج دادن کنایه از: مایه گذاشتن .

معنی آب دست در فرهنگ فارسی عمید

آب دست
۱. آبی که با آن دست وروی خود را بشویند: هم خلال از طوبی و هم آبدست از سلسبیل / بلکه دست آب همه تسکین رضوان آمده (خاقانی: ۳۶۹).
۲. وضو.
۳. شست وشو پس از قضای حاجت، طهارت.
۴. = مستراح
۵. (صفت) چابک و ماهر و استاد در کار.

آب دست در جدول کلمات

آب دست را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مصیب مهرآشیان مسکنی
ابی که در آفتابه لگن های نگاره دار زیبا و گران قیمت پیش از خوردن غذا و بعداز خوردن غذا خدمتگذار مجلس به مهمانهای عمومی وخصوصی بدون اینکه از جای برخیزند بنا بر رسم ایران باستان جهت بهداشت ارائیه میشد ولگن ان که یک سینی مشبک نگاره دار رویش نصب بود بنا به سنت کهن ایران وکتاب مقدس اوستا که چهار عنصر را مقدس میداشت اب خاک آتش باد لذا آبی که بر دست ریخته شده بود اصراف نمیگشت یا در باغچه یا دوباره به نهر ریخته میشد به ان اب دست میگفتند
مصیب مهرآشیان مسکنی
آب دست=هنر هنر متدان خاتم کاری منبت کاری نگار گری نقاشی خطاطی ووووهمه اب دست نام داشت مثل کاری که یک بزرگتر به هنرمند میدادسفارش میکرد یک اب دست نشان بده
مصیب مهرآشیان مسکنی
اب دم دست آبی که در دست قرار داشت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آب دست   • مفهوم آب دست   • تعریف آب دست   • معرفی آب دست   • آب دست چیست   • آب دست یعنی چی   • آب دست یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب دست
کلمه : آب دست
اشتباه تایپی : Hf nsj
عکس آب دست : در گوگل

آیا معنی آب دست مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )