پناه، نگهدار، حائل، پاسبان، محافظ، مستحفظ، احتیاط، نگهبان، گارد، پاسدار، پاس، نرده روی عرشه کشتی، نرده حفاظتی، نگهداری و دفاع کردن از
lifeguard(اسم)
نگهبان، گارد، مامور نجات غریق
پیشنهاد کاربران
ویژگُردان/: واژهٔ هم ارز پیشنهادی برای گارد.
منبع. عکس فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی دکتر محمد حسن دوست بهترین واژه به جای واژه بیگانه گارد واژه زیبایی فارسی سپاه جایگزین کنیم چون واقعا زیباست. لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید ... [مشاهده متن کامل]
زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از آن، در زمان فرمان روایی�غزنویان، �سلجوقیان�و پس از�حملهٔ مغول، تعداد بیشتری�وام واژهٔ�ترکی به زبان فارسی راه یافت؛ اما بیشترین راه یابی واژه های ترکی به زبان فارسی در زمان فرمانروایی�صفویان، که ترکمانان�قزلباش�در تأسیس آن نقش اساسی داشتند، و�قاجاریان�بر ایران بود. • منابع ها. تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. اول و دوم، انتشارات ققنوس، ۱۳۷۴ • تاریخ ادبیات ایران، ذبیح الله صفا، خلاصه ج. سوم، انتشارات بدیهه، ۱۳۷۴ • حسن بیگ روملو، �احسن التواریخ� ( ۲ جلد ) ، به تصحیح�عبدالحسین نوایی، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۴۹. ( مصحح در پایان جلد اول شرح مفصل و سودمندی از فهرست لغات�ترکی�و�مغولی�رایج در متون فارسی از سده هفتم به بعد را نوشته است ) • فرهنگ فارسی، محمد معین، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۷۵ • غلط ننویسیم، ابوالحسن نجفی، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، ۱۳۸۶ • فرهنگ کوچک زبان پهلوی، دیوید نیل مکنزی، ترجمه مهشید فخرایی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۹
پاسگان
گارد:گرد. گردشدن. آماده شدن.
سپاس از جناب طاهری برای نشان دادن پیوندی که میان واژه های گرد، گارد، گاردن و پرگار می تواند باشد. ولی خب من این را شوندی ( دلیلی ) نمی یابم برای اینکه ما هم بخواهیم در پارسی به سادگی از واژه ی گارد بهره گیریم همانگونه که از گاردن نیز بهره نمی بریم. ... [مشاهده متن کامل]
واژه ی گارد همانند گاردن، در دستگاه واژه سازی لاتین و زبانهای زیرشاخه ی آن ساخته و پرداخته شده و بودنِ همریشِگی با واژه ی گرد پارسی، شوندی برای کاربرد آن در پارسی نیست و به هر روی اگر هم کاربرد یابد وامواژه ای بیش نخواهد بود.
نگهبانی ، حفاظت
اگر گارد را نگهبان یا محافظ بدانیم آنگاه گاردن که اسم خاص و مکان می باشد میشود جایی که نگهبان دارد اگر گاردن را اسم مکان و خاص بدانیم یعنی باغ آنگاه گارد به کسانی گفته شده که بر آن نگهبانی دارند اما چرا باید نگهبان و محافظ به باغ پِیدار ( مربوط ) باشد؟ با من همراه باشد ... [مشاهده متن کامل]
در زبان های ایرانی واژه های زیر را داریم پیرامون / پیراهن / پرگار / پرچین و . . . . اما واژه پیرا چیست که گاها پر نوشته میشده و با وجو شباهت به واژه پریدن با آن اختلاف چمداری ( معناداری ) دارد. پیر یا پر در پیرامون از پیر یا پیرا هامان / هامون ساخته شده و هامون یا همان دشت می باشد پس پیرامون یا بهتر بنویسیم پیرهامون یعنی اطراف در پیراهن یعنی آنچه اطراف ما را هَنیده پرگار به احتمال زیاد پرگارد با پیراگارد / پیرگارد بوده یعنی از از اطراف گارد بودن و گارد یا نگهبان یا محافظت بودن است و بیشک از گرد آمده پس پرگار میشود حصار گرد زدن از همینرو در زبان لاتین به گارد ک از گرد آمده بوده نگهبان گفتند و به باغ گاردن . چون این باغ ها حصاری بر دورادور یا گرداگرد خود داشتند و به گاردن نامیده شدند بانبراین برای محافظت در زبان ایرانی میتوان از گارد نیز استفاده کرد. پردیس = بهشت => چون بهشت از به هشت ( جایگاه / استقرار / وارد آمده ) گرفته شده پس پر دیس همان اپر دیس یا ابر دیس بوده یعنی ابر دیزاین نمونه والا و رویایی و دیس یا دیز همان طرح و شکل می باشد که در زبان ایرانی تنها چند مورد یافت می باشد اما در زبان لاتین همچنان کاربرد دارد . نمونه های ایرانی تندیس = طرح تن / نمونه طراحی شده از تن سردیس = طرح / شکل سر
در برخی گزاره ها می توانیم "سنگر گرفتن" را به جای گارد گرفتن یا موضع گرفتن به کار بریم: او جلوی این سخن من گارد گرفت یا موضع گرفت. او جلوی این سخن من سنگر گرفت.
واژه گارد معادل ابجد 225 تعداد حروف 4 تلفظ [gārd] نقش دستوری اسم ترکیب ( اسم ) [فرانسوی: garde] مختصات ( اِ. ) آواشناسی gArd الگوی تکیه S شمارگان هجا 1 منبع لغت نامه دهخدا
یگان
خشتر به اوستایی میشه guardian
حفاظ، حرکت حفاظی
پاسجان
در پارسی " پاتار ، پاسپا " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو.
طارمی - ضربه گیر، سِپَر!
واژه ای فرانسوی - سَنگر، حفاظ، حصار - مثل:بادیگارد >>>>> یعنی مُحافظ، مُراقب، جانپاس، بِپا!