اتیوپی


    ethiopia

پیشنهاد کاربران

واژه ی اتیوپی به صورت تفکیکی اتی او پَی : حروف الف ت در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۱ و ۴ میباشند با جمع رقمی مساوی با پنج و با پسوند ی به شکل ۵ی و او ضمیر سوم شخص مفرد، اشاره به هرکدام از زنان و مردان ساکن آن سرزمین داشته و پَی به معنای پایه، بنیاد، اساس، اصل و ریشه. لذا اتیوپی به این معنا بوده که هر مردی دارای پنج اصل یا ریشه ی مردانه میباشد و هر زنی پنج تا ریشه ی زنانه. اما اگر معادل حرف ی در ردیف حروف الفبای فارسی یعنی عدد ۳۲ را هم در نظر گیریم با جمع رقمی برابر با ۵، آنگاه تصویر عددی - حروفی واژه ی اتیوپی به این شکل خواهد بود: ۵۵ او پَی.
...
[مشاهده متن کامل]

به این معنا که هر مرد و هر زن ساکن آن سرزمین فراباستانی از دیدگاه خودی به تنهائی و مستقل و جدا از هم دارای پنج اصل یا ریشه ی آسمانی مردانه و پنج تا زنانه بوده و میباشند. یعنی انسان های ساکن آن سرزمین تا پیدایش داستان آدم و حوای موسا بر این باور حقیقی بوده اند که در آفرینش سرمدی، ازلی یا اولیه به شکل خانواده های ده عضوی مشتمل بر پنج شاه و پنج ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم آفریده شده و از عشق و زندگی جاودانه برخوردار گردیده اند.
نوع یونانی این واژه با حروف لاتین به شکل Aithiopia و بصورت تفکیکی Ai thi o pia با تلفظ Ai تهی او پَیا :
Ai در ردیف حروف الفبای لاتین به ترتیب معادل اعداد ۱ و ۹ میباشند با جمع رقمی ۱۰ و تهی ( thi ) منسوب به ته یعنی بنیادی و o با تلفظ او ضمیر سوم شخص مفرد و پیا ( pia ) جمع پَی یعنی پی ها، اصل ها یا ریشه ها.
نوع فرانسوی Ethiopia بصورت تفکیکی E تهی او پیا. حرف E در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۵ میباشد که بیان کننده ی نیمی از حقیقت بوده و میباشد و نوع آلمانی این واژه به شکل Aethiopien بصورت تفکیکی Ae ( یک ۵ ) تهی او پیِ ن . که بازهم نیمی از حقیقت از قلم افتاده است.
واژه ی حبشه در اصل و ریشه به شکل حُب شه تلفظ و بیان میشده به معنای عشق شاه و یا شاه عشق.
دو حرف ح وَ ب در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۸ و ۲ میباشند با جمع رقمی مساوی با ۱۰.
۱۰ شاه مشتمل بر دو و هشت نیمزوج، برابر با ده نیمزوج در پنج زوج؛ پنج شاه مذکر و پنج شاه موئنث یعنی پنج ملکه ی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی، آسمانی و جاودانه.
نام پایتخت آن کشور یعنی آدّیس آبِبا ( آبابا ) با حروف لاتین بصورت Addis Abeba :
A با تلفظ آ، حرف اول کلمات آسمان و آسمانی و اسم مصدر آفرینش و فعل یا اسم مفعول آفریده شدن و زوج دد ( dd ) در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود حامل تصویر عددی ۱۰۱۰ در ردیف حروف الفبای فارسی میباشد و i با تلفظ ای مخفف این یعنی ضمیر دوم شخص مفرد در باب خطاب به خود و دیگران در نزدیکی ها و s با تلفظ اِس مخفف است. لذا این واژه در اصل و ریشه از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و ناپیدا به این معنا بوده : این زوج دنیوی بر این باور است که در حالت آفرینش ازلی و ملکوتی ۱۰۱۰ ( ۱۰ی ۱۰ی ) آفریده شده است و هر نیمزوجی مستقل از دیگری، خود در آفرینش اولیه ۵ی ۵ی ( پنج شاه و پنج ملکه ی خودی ) آفرینش یافته یا آفریده شده و Abeba ( آبی با ) بصورت تفکیکی
A be ba : آ ۲۵ با. حروف be در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۲۵ میباشند با تلفظ دو تا پنج به شکل یک ۵ و یک ۵ و یا حاصلضرب دو در پنج مساوی با ۱۰ و به شکل یک زوج خودی ۵ش۵ م در کنار هم و آبا مخفف آباد. لذا واژه ی آبِبا به معنای ۱۰ های خُرم و سر سبز و شاد هر فرد انسانی ساکن آن سرزمین در گلستان ها و بوستان ها و باغات در بهشت برین قبل از آغاز سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی بوده است. در عوض آبابا به معنای بابا یا پدر آسمانی ایسای مسیحیان و بصورت :
آ ۳ ۳ یا آ ۶ ( الف و ب در ردیف حروف الفبای فارسی به ترتیب معادل اعداد ۱ و ۲ مساوی با ۳ میباشند ) احتمالا اشاره به دو تثلیث ( مردانه و زنانه بر رویهم ) نهفته در پشت پرده ی ستاره ی شش پر داود داشته.
اما ستاره ی روی پرچم و نشان ملی کشور اتیوپی دارای پنج پَر اصلی و پنج پَر فرعی میباشد، مجموعا ۱۰ پَر.
واژه ی آم هری نام یا عنوان زبان فراباستانی آن ملت چندین قومی با حروف لاتین به شکل Amhari به معنای هریِ عام و هری به معنای هر کسی. اما حرف ر ( r ) در ردیف حروف الفبای امروز عربی معادل عدد ۱۰ میباشد و لذا این واژه بصورت تفکیکی Am ha ri : عام ها ۱۰ی. به معنای ۱۰ های عام؛ برای هر کسی، برای هر فرد انسانی چه مرد و چه زن.
نام یا عنوان یکی از سلسله پادشاهان قدیمی اتیوپی نِگوس بوده با حروف لاتین به شکل Negus . دو حرف ne در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۱۴۵ میباشد با جمع رقمی برابر با ۱۰ به شکل ۵۵ در کنار هم ( ۱ و ۴ از یک جنسیت و ۵ از جنسیت مقابل ) و گو ( gu ) ریشه در فعل یا مصدر گفتن در زبان فارسی و اس ( s ) مخفف است؛ یعنی: ۱۰ یا ۵ و ۵ گو است. حرف g در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۷ میباشد و u با تلفظ او ضمیر سوم شخص مفرد اشاره به انسان ساکن آن سرزمین داشته و لذا: ۱۰ ۷ اوست ؛ یعنی جا و مکان دهگانه ی وی در هفت آسمان است. و سرانجام حرف s در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد ۱۹ میباشد با جمع رقمی ۱۰.
لذا آن نام یا عنوان سلسله پادشاهی با تصویر عددی در پشت پرده ی ظاهر حروفی خود به شکل : ۱۹ ۷ ۱۴۵ :
۱۹ ۷ ۱۹ : ۱۰ ۷ ۱۰. یک ۱۰ برای هر زن ( یکی عینی و نُه تا غیبی؛ این یک عینی با آن چهار غیبی هم جنسیت میباشد و پنج تای دیگر از جنسیت مقابل ) و ۱۰ دیگر برای هر مرد با همان ترکیب و ترتیب جنسیتی ) در طی این سفر بسیار طولانی و دایره وار دنیوی، مقطعی، نزولی و صعودی محتوای کیهان یا جهان بین دو بهشت برین، در ۱۰ عالم یا دنیا زیر سقف ۱۰ آسمان و روی ۱۰ کره ی زمین به ظهور و پیدایش و کثرت نمیرسند بلکه در ۷ عالم یا دنیا زیر سقف ۷ آسمان و روی ۷ کره ی زمین.
چگونگی و چون و چرائی آنرا شاید بتوان از باورمندان به آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست و پژوهشگران و محققیق و متخصصین و خبرگان و ماهرین در میادین ترجمه و تفسیر و تعبیر متون به اصطلاح آسمانی - وحیانی و مقدس مندرج در کتب آئینی و دینی، پرسید.
نام یا عنوان سلسله پادشاهی دیگر آن سرزمین ؛ آمِسسین با حروف لاتین به شکل Amessin بصورت تفکیکی Ame ss in یا Ame ssin.
این ss یا ۱۹۱۹ ی عام ( این زوج دنیوی ) با استفاده از معادل عددی ss در ردیف حروف الفبای لاتین و یا آمِ سین سین این: این ( این زن یا مرد دنیوی ) ۱۵ ۱۵ یا یک ۵ی یک۵ی عام است، با استفاده از س س ( با تلفظ سین سین ) در ردیف حروف الفبای فارسی که از لحاظ پیدایش شاید بسیار قدیمی تر از اختراع حروف لاتین باشد.

اتیوپی ؛ کلیدواژه ی آتیوپی به لحاظ مفهومی که در درون این کلمه نهفته است مرتبط با کلمه ی آتوپیا می باشد.
آتوپیا ؛ ایده آل ، مناسب ، مطلوب ، شهر آرمانی یا آرمانشهر ، مدینه ی فاضله ، وفق مراد ، مطابق میل ، خوش آیند ، تمام عیار ، شهر آرزوها ، شهر خیالی.
...
[مشاهده متن کامل]

تمام کلمات ذکر شده برای تعریف آتوپیا به لحاظ مفهومی یک تعریف موازی و غیرانطباقی با مفهوم نهفته در ریشه ی این کلمه می باشد.
اگر بخواهیم کلمات منطبق با ریشه و مفهوم کلمه ی آتوپیا را در مقوله ی زبان شناسی پیدا کنیم به شرح زیر قابل تحلیل است؛
کلیدواژه ی آتوپیا به لحاظ مفهومی که در درون این کلمه نهفته است مرتبط با کلمه ی اتیوپی می باشد. حالا اگر بخواهیم ارتباط این دو کلیدواژه را از طریق قوانین ایجاد کلمات پیدا کنیم حرف ( ت ) به لحاظ نزدیکی محل صدور آوا از ابزارهای کلامی نهفته در دهان برای ایجاد آوا قابل تبدیل به حرف ( د ) و حرف ( پ ) قابل تبدیل به حرف ( ب ) می باشد. با تبدیل نمودن این دو حرف، کلمه ی آدوبیا و ادیوبی قابل مشاهده می شود. حالا اگر بخواهیم رد این کلمه را در زبان فارسی و دیگر زبانها دنبال کنیم کلماتی مثل دیپلم دیپ دیبا دوبی دوبا طوبی ادب ادیب مُؤدب مبادی آداب آداپت آداپته آداپتور آباد ابد بودا بودن ادبیات دیبا تدبیر دبیر دیبان دیوان دیوا دیو دوا داوود و. . . قابل رویت می شود. یعنی در یک تعریف خلاصه آتوپیا و اتیوپی به مفهوم دیبا شده می باشد.
درک بهتر و کاملتر مطلب بالا مرتبط با متن تحلیل شده ی زیر می باشد ؛
دوبِی یا دُبِی ؛ پرجمعیت ترین شهر امارات متحده عربی و مرکز امارت دبی، پرجمعیت ترین امارت از هفت امارت این کشور است. به معنی دیبا شده.
دِبی ؛ وجود جریان در یک سیستم که باعث دیبا شدن آن سیستم می شود.
دیپلم ؛ منشعب از کلمه ی دیب و دیبا شدن.
به مفهوم دیپ شدن و دیبا شدن در مسائل
به مفهوم پرداختن به عمق مسائل و آداب و رسوم را به صورت علمی و کلاسیک عمیق شدن و یاد گرفتن.
به مفهوم عمق پیدا کردن و عمیق شدن در مسائل.
در زبان انگلیسی با نگارش deep در حال استفاده می باشد.
کلمه ی دیپلماسی نیز تحت عنوان پرداختن به عمق مسائل و رعایت آداب حکومت داری در حال استفاده است.
دیبا: با توجه به قانون چرخش حروف در کلمات و خاصیت لاتین بودن زبان که همچون ملات در مَلّاته در غالب یا پاتیل کلمات در حال لت خوردن و متلاطم شدن برای ایجاد مفاهیم جدید هست کلمه دیبا یعنی محصولی یا شخصیتی که بر مبنای یک آدابی شکل گرفته باشد و آباد شده باشد گویند. در مورد اشیا معمولا در مورد پارچه ابریشمین که با طرح و نقش های بسیار زیبا و جنس مرغوب بافته می شد می گفتند اما در مورد شخصیت ها به کسانی اطلاق می شود که آداب دان و ادیب و مبادی آداب هستند و با رعایت آن آداب و قوانین به مخزن علم ابدی دست پیدا می کنند. مَنِش انسانهای ادیب و دیبا نیز تدبیر نمودن در امور و به کار بستن آن در عالم واقعیت هست. در کل ریشه و مصدر یا بن واژه این کلمه ادب می باشد. مترادف موازی و مفهومی این کلمه قانون می باشد. اصطلاحاً یک جمله ای در عالم ارتباطات کلامی زیاد استفاده می شود با این مضمون که هر کاری یا شغلی یک آدابی داره، قانونی داره که تا آن آداب و قوانین رعایت نشود فلسفه وجودی آن کار یا شغل ایجاد نمی گردد. زنجیره ی ریشه ای این کلمه این جمله رو به ما انسانها می گه؛ مبادی آداب بودن به آباد شدن منتهی می شود. در کل اگر به صورت خیلی خلاصه تعریفی از کلمه دیبا داشته باشیم یعنی عمیق یعنی مبادی آداب یعنی آباد کننده. یعنی رعایت شیوه و اصول هر کاری که پشتوانه فکری عمیقی داشته باشد و با تکرار آن شیوه و اصول و آداب به کرامت و کریم شدن منتهی می گردد.
اگر هم رد کلمه دیبا رو در زبان انگلیسی بزنیم به دو کلمه deep و depth و دیپلم خواهیم رسید به مفهوم عمیق و دارای عمق.
کلمه ی آداب نیز در کلماتی مثل آدابته یا آداپته نمودن با نگارش adaptor که در زبان انگلیسی به معنی تطبیق دادن ترجمه و برگردان شده است در اصل به معنی دیبا کننده دارای مفهوم می باشد.
کلماتی که مرتبط با کلمه دیبا می باشد و جریان مفاهیم رو در مورد این کلمه در درون خودشان به ما نشان می دهند کلماتی از قبیل؛ دیبا، ادب، ادیب، دیپلم ، آداب، مبادی، آباد، بودا، بودن، ابدال.
کلمه دیبا در واقع اهمیت علم و دانش و دانایی و به کار بستن علوم درجهت آبادی را خیلی به بیننده القا می کند.
دیو به مفهوم رشد یافته. مثل دیوان حافظ یا دیوان عالی کشور البته با نگارش اصیل تر این کلمه دیبان حافظ و دیبان عالی کشور صحیح تر می باشد. دیوا مرتبط با کلمه ی دیبا به مفهوم دارای عمق و پر بودن از چیزی. از کلمه ی دیبا در زبان انگلیسی با نام deep در حال استفاده می باشد. از زاویه قوانین ایجاد کلمات، کلمه ی ادب و آداب و آباد و ابد نیز همین مفهوم را در خود دارند. بر همین مبنا و برداشت از مفهوم کلمه ی دیو، در راستای ریشه ی این کلمه، به شخص مداوا کننده و داوود و دوا دهنده نیز قابل برداشت است. یعنی شخص دیوا و داوود شخصی هست مبادی آداب می باشد و بر مبنای یک آداب و رسوم ذاتی و حقیقی، مداوا و دیبایی ایجاد می کند.
کلماتی که از دیپ در جایگاه های کاربردی مختلف برای ساخت کلمات انشعاب می یابد عبارتند از دَب دُب داب دوب دیب.
مثلاً کلمه ی دَبّه به مفهوم ظرفی که دارای عمق بیشتری نسبت به مابقی ظروف باشد.
یا کلمه ی دُبُر قابل تبدیل به دُبُل که به مقعد و کون و باسن ترجمه و برگردان شده است به مفهوم عضوی که دارای عمق باشد معنا و مفهوم دارد.
یا کلمه ی دبیر و مدبر و تدبیر که در جایگاه علمی و فکری کاربرد خودش را دارد.
کلمه ی دابه الارض به مفهوم زمین دارای عمق زیاد. مرتبط با کلماتی مثل دابگان و دابغان به مفهوم مکان پست و دارای عمق زیاد
یا اصطلاح تُپ تُپ کردن در هنگام ضربه زدن به چیزی که توخالی و دارای عمق باشد.
یا اصطلاح ادبار به مفهوم گذشتگان ، ریشه ، پشت ، اجداد. در قرآن اصطلاح ادبار النجوم به معنی ستارگان ناپدید شده.
یا کلمه ی دوبا قابل تبدیل به کلمه ی طوبا به معنی درخت ریشه دار

[کوشیا]
نام سرزمین اتیوپی در نسکها ( کتابها ) ی پهلوی.
مردم این سرزمین خود را از دودمان کوش فرزند حام پسر نوح پیامبر می دانسته اند.
اِتیوپی ( به امهری: ኢትዮጵያ ) با نام رسمی جمهوری فدرال دموکراتیک اتیوپی ( با نام تاریخی حبشه ) کشوری محصور در خشکی واقع در شاخ آفریقا است. این کشور با ۱۱۷ میلیون نفر جمعیت دوازدهمین کشور پرجمعیت دنیا و دومین کشور پرجمعیت قاره آفریقا است و همچنین با وسعت ۱٬۱۰۴٬۳۰۰ کیلومتر مربع، دهمین کشور بزرگ قاره آفریقا است. پایتخت و بزرگ ترین شهر آن آدیس آبابا است. ۸۳٪ جمعیت اتیوپی معادل بیش از ۹۵ میلیون نفر ساکن روستا هستند و از این لحاظ یکی از اولین هاست.
...
[مشاهده متن کامل]

اتیوپی از شمال با اریتره، از باختر با سودان و سودان جنوبی، از خاور، جنوب خاوری و جنوب با سومالی و از شمال خاوری با جیبوتی و از جنوب با کنیا همسایه است. اتیوپی از قدیمی ترین کشورهای مستقل آفریقا و یکی از کهن ترین کشورهای جهان است. این کشور پس از ارمنستان دومین کشوری بود که مسیحیت را دین رسمی خود اعلام کرد. در ۳۴۱ میلادی، دین مسیحیت در این کشور، دین رسمی اعلام شد.
همچنین این کشور برای مدت های مدید محل تلاقی تمدن های شمال آفریقا، خاورمیانه و باقی مناطق آفریقا بوده است. به عنوان یک خصوصیت شاخص در میان ملت های آفریقائی، اتیوپی هرگز مستعمره کشورهای دیگر نبوده و همیشه استقلال خود را در درگیری های سطح آفریقا حفظ نموده است.
از زمان های قدیم، اتیوپی عضو سازمان های بین المللی بوده است. اتیوپی در سال ۱۹۴۲ با امضای منشور ملل متحد به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. همچنین پس از تأسیس مرکز سازمان ملل در قاره آفریقا، اتیوپی به عنوان پنجاه و یکمین عضو اصلی سازمان ملل متحد پذیرفته گردید. از سوی دیگر مرکز مدیریت و یکی از بنیان گذاران اصلی سازمان اتحاد آفریقا با نام کنونی اتحادیه آفریقا است. در سال ۱۹۷۴، یک حکومت نظامی تحت حمایت شوروی، پس از کودتا و خلع پادشاه، قدرت را به دست گرفت و نزدیک به ۱۷ سال بر کشور حکومت کرد. با شکل گیری بحران های بسیار، در سال ۱۹۹۱، جبهه دموکراتیک انقلابی خلق اتیوپی ( EPRDF ) توانست دولت وقت را حذف کند و با قانون اساسی جدید و فدرالیسم مبتنی بر قومیت بر کشور مسلط شد. از آن زمان، اتیوپی از درگیری ها و جنگ های داخلی طولانی و حل نشده بین اقوام، انتقال جمعیت، مهاجرت های اجباری داخلی، پاکسازی قومی و بی ثباتی سیاسی فزاینده که با کاهش دموکراسی مشخص شده است، رنج می برد. از سال ۲۰۱۸، گروه های منطقه ای و قومیتی حملات مسلحانه را در جنگ های داخلی بسیاری در سراسر اتیوپی انجام می دهند.

اتیوپیاتیوپیاتیوپیاتیوپیاتیوپیاتیوپی
منابع• https://fa.wikipedia.org/wiki/اتیوپی
سرزمین چهره سوختگان
نام فارسی آن دخیل از فرانسوی Ethiopie است. از یونانی Αἰθιοπία ( Æthiopia ) ، از Αἰθίοψ ( Æthiops ) ، به معنای «سوخته ( αιθ - ) چهره ( ὄψ ) ». البته اتیوپیان کشور خود را Ityopp'is می نامیدند و می گفتند نم پسر کوش و نوه حام ( پسر نوح ) است.
...
[مشاهده متن کامل]

•Abyssinia ( نام پیشین ) : از عربی، از Ge'ez ( زبانی افرواسیایی ) واژه "حبشه" که اقوامی در اتیوپی بودند. ویکی پدیا