در پارسی میانه � همبودن/ هم بودن � به چم متحد شدن بوده
برای اتحادیه میشه از همبودگان/هم بودگان بهره برد.
همپیمانی،
یگان،
آیوزش
انجمن، سندیکا
اتحادیه: پیمانی که بر پایه آن، ایالت ها، کشورها یا نهادهای مستقل برای اهداف مشترک مانند دفاع، اقتصاد، یا سیاست خارجی با هم متحد شده اند، ولی استقلال خود را تا اندازه ای حفظ می کنند؛ و نیز سازمانی است که توسط گروهی از کارگران یک صنف یا صنعت تشکیل می شود تا منافع شغلی، اقتصادی و اجتماعی خود را در برابر کارفرمایان حفظ و پیگیری کند.
... [مشاهده متن کامل]
همتای پارسی این واژه ی عربی، این است:
سمیوج samyuj ( سنسکریت ) .
در پارسی میانه به اتحادیه آیوزش می گفتند که از فعل آیوختن ، آیوزیدن مشتق شده که بمعنای پیوستن و ملحق کردن است. این واژه کاملا شایسته باز زنده کردن است و بکار بردن ان در پارسی کنونی به نواخت و نوای گفتار زبان هیچ زیانی نمی رساند زیرا که همسان و همدیس واژگان کنونی پارسی است. جهت اطلاع، واژه یوغ بمعنای چوبی که بر گردن گاو نهند، ریشه در همین فعل دارد، البته یوغ از فعل یوختن برگرفته شده و نه آیوختن. دیسه یوغ در بسیاری از واژگان دیگر دیده می شود که همه از افعال خاصی مشتق شده اند. برای درک بیشتر از این پدیده، به الگوی میان واژگان و افعال زیر نگاه کنید:
... [مشاهده متن کامل]
یوختن، یوز، یوغ
دروختن، دروز، دروغ
سوختن، سوز، سوگ
دوختن، دوش، دوغ
افروختن، افروز، افروغ، فروغ
ریختن، ریز، ریغ
گریختن، گریز، گریغ
امیختن، امیز، امیغ
یگان
کوتاه و کارا
خوده اتحادیه از "احد و واحد" عربی میاد که به فارسی میشه یک و اتحادیه میشه یکی شدن
United انگلیسی هم از uno لاتین میاد که اونم میشه یک
برابر های گفته شده بسته به کاربرد خوبن اما نزدیک ترین و خوشایند ترین برابر شاید همین یگان باشه
آگِنینَگ
همبستگی گاه، همبستگی سرا
رسته
سندیکا. . . . . .
همگاه
Union
League هم میشه
ولی اولی دقیق تره
اتحادیه در زبان فارسی میشود انجمن و در زبان کردی می شود یه کیتی که برگرفته از واژه یکتا هست
" باهماد " واژه نوساخت شاد روان احمد کسروی تبریزی.
یافتن معنای لغت
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ١٥)