برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1435 100 1

Zap

/ˈzæp/ /zæp/

(با سرعت و زور و به طور ناگهانی) زدن، حرکت کردن، له و لورده کردن، در هم کوبیدن، درب و داغان کردن، (خودمانی)، زور، قوه، انرژی، فرزی، چالاکی، دنگ!

بررسی کلمه Zap

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: zaps, zapping, zapped
(1) تعریف: (informal) to kill, strike, destroy, or smash suddenly.
مشابه: destroy

- He zapped the spider with the bug spray.
[ترجمه Tina] او عنکبوت را با اسپری حشره کش له و لورده کرد
|
[ترجمه Me] او عنکبوت را با اسپری حشره کش نابود کرد
|
[ترجمه ترگمان] اون عنکبوت رو به اسپری حشره‌کش منتقل کرد
[ترجمه گوگل] او عنکبوت را با اسپری اشکال زخمی کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to strike or bombard with electrical current, laser beams, x-rays, or the like.
مشابه: bombard

- They zapped the enemy spaceship as it began its attack.
[ترجمه ترگمان] آن‌ها سفینه دشمن را به عنوان حمله به سفینه منتقل کردند
[ترجم ...

واژه Zap در جمله های نمونه

1. They've got the kind of weapons that can zap the enemy from thousands of miles away.
[ترجمه ترگمان]اونا یه جور اسلحه دارن که می تونن دشمن رو از هزاران مایل دور کنن
[ترجمه گوگل]آنها نوعی سلاح دارند که می توانند دشمن را از هزار مایل دور نگه دارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She needs to put a bit more zap into her performance.
[ترجمه ترگمان]او باید کمی بیشتر به عملکرد خودش فشار وارد کند
[ترجمه گوگل]او نیاز به قرار دادن کمی بیشتر zap در عملکرد خود را
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Have I got time to zap into town and do some shopping?
[ترجمه ترگمان]آیا من وقت دارم به شهر بروم و کمی خرید کنم؟
[ترجمه گوگل]آیا وقت داشتم که به شهر بروم و خرید کنم؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The laser weapons are designed to zap enemy missiles.
[ترجمه ترگمان]سلاح‌های لیزری برای تخلیه موشک‌های دشمن طراحی شده‌اند
[ترجمه گوگل]سلاح های لیزری برای ساخت موشک های دشمن طراحی شده اند
[ترجمه شما] ...

معنی Zap در دیکشنری تخصصی

zap
[کامپیوتر] پاک کردن ؛ حذف یک فایل یا پاک کردن ناگهانی یک صفحه؛ پاک نمودن قسمتی از برنامه ؛ حذف ؛ فرمان پاک کردن تمام اطلاعاعت روی صفحه گسترده
[زمین شناسی] کراتر (دهانه) در هم کوبیده - یک مترادف غیررسمی برای دهانه ریزشخانه ای.

معنی کلمه Zap به انگلیسی

zap
• short length of time in a microwave oven; energy and enthusiasm; unexpected forceful strike or hit; jolt; spicy quality
• kill, shoot; destroy; defeat; attack suddenly (slang); complete something very quickly, move very fast; cook or warm up something in a microwave oven; photocopy something; (computers) damage or destroy hardware or media by means of electricity; erase or get rid of something (computers); change stations during television advertisements with a remote control; (broadcasting) use an apparatus to erase commercials from a transmission (i.e.: with a pause button in videotaping); give an electric shock (slang)
• if someone zaps someone else, they kill them, usually by shooting them; an informal word.
• if you zap something on a computer screen, you erase it; an informal word.
• if you zap while watching television, you change channels; an informal word.

Zap را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

کامبیز اخوان
مسحور کردن
Mm
کانال تلوزیون را عوض کردن
اردوان
شوک-نابودکردن
Figure
Cook in microwave
Put all the ingredients in a bowl and zap in microwave on medium
مهناز شجاعی
سریع جابه جا کردن چیزی- پرتاب با سرعت Spider-man has power to zap a spiderweb from his wrists

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی zap
کلمه : zap
املای فارسی : زپ
اشتباه تایپی : ظشح
عکس zap : در گوگل

آیا معنی Zap مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )