watch television

شبکه مترجمین ایران

جمله های نمونه

1. I don't want to watch television. I'll be in the other room .
[ترجمه ترگمان]نمی خواهم تلویزیون ببینم من در اتاق دیگر خواهم بود
[ترجمه گوگل]نمی خواهم تلویزیون تماشا کنم من در اتاق دیگر هستم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In the evenings I like to relax and watch television .
[ترجمه ترگمان]عصرها دوست دارم استراحت کنم و تلویزیون تماشا کنم
[ترجمه گوگل]در شب ها من دوست دارم آرام باشم و تلویزیون تماشا کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I need glasses when I watch television.
[ترجمه ترگمان] وقتی تلویزیون نگاه می کنم، عینک نیاز دارم
[ترجمه گوگل]وقتی تلویزیون را تماشا میکنم، عینک میخواهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I often watch television in the evening.
[ترجمه ترگمان] من معمولا شب ها تلویزیون نگاه می کنم
[ترجمه گوگل]من اغلب شب تلویزیون تماشا می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We stay in almost every night and watch television.
[ترجمه ترگمان]ما تقریبا هر شب می مونیم و تلویزیون نگاه می کنیم
[ترجمه گوگل]ما تقریبا هر شب و تلویزیون می مانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She settled down in an armchair to watch television.
[ترجمه ترگمان]او روی یک صندلی راحت نشست و تلویزیون تماشا کرد
[ترجمه گوگل]او در صندلی نشستن برای تماشای تلویزیون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They stay in and watch television every night .
[ترجمه ترگمان]اونا هر شب تو تلویزیون می مونند و تلویزیون نگاه میکنن
[ترجمه گوگل]آنها در هر شب اقامت دارند و تلویزیون تماشا می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He settled back in his chair to watch television.
[ترجمه ترگمان]او به پشتی صندلی اش تکیه داد تا تلویزیون تماشا کند
[ترجمه گوگل]او در صندلی خود به تماشای تلویزیون بازگشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. They seldom watch television these days.
[ترجمه ترگمان]آن ها به ندرت این روزها تلویزیون تماشا می کنند
[ترجمه گوگل]آنها به ندرت تلویزیون را تماشا می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. My children would watch television all day long, but I ration it.
[ترجمه ترگمان]بچه های من کل روز تلویزیون نگاه می کنن اما من ration کردم
[ترجمه گوگل]بچه های من تلویزیون را در تمام طول روز تماشا می کنند، اما من آن را می خورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Do you often watch television?
[ترجمه ترگمان]شما اغلب تلویزیون تماشا می کنید؟
[ترجمه گوگل]آیا شما اغلب تلویزیون را تماشا می کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. You said we could watch television when we've finished our homework.
[ترجمه ترگمان]شما گفتید وقتی تکالیف خود را تمام کردیم می توانیم تلویزیون تماشا کنیم
[ترجمه گوگل]شما گفتید که ما می توانیم تلویزیون را تماشا کنیم، وقتی که تکالیفمان را تمام کردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. We don't do much in the evenings except watch television.
[ترجمه ترگمان]شب ها کار زیادی نداریم جز تماشای تلویزیون
[ترجمه گوگل]ما در شبها خیلی زیاد کار نمی کنیم به جز تماشای تلویزیون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Can you watch television without getting a stiff neck?
[ترجمه ترگمان]میتونی تلویزیون ببینی بدون اینکه یه گردن خشن بگیری؟
[ترجمه گوگل]آیا می توانید تلویزیون را بدون گرفتن گردن سفت تماشا کنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• view the television set

پیشنهاد کاربران

watch TV: تماشا کردن تلویزیون_نگاه کردن تلویزیون
My sister is watch ing TV: خواهر من در حال تماشا مردن تلویزیون است
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما