walker

/ˈwɔːkər//ˈwɔːkə/

معنی: روروک، گردش کننده
معانی دیگر: راه رونده، رهرو، گام زن، مره خانگی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a person who walks, esp. regularly or with enjoyment.
مشابه: pedestrian

(2) تعریف: a lightweight frame support used by babies, the handicapped, and other people unable to walk without aid.

جمله های نمونه

1. I am a slow walker, but I never walk backwards.
[ترجمه احمد درفشدار] من رهروی آهسته هستم، لیکن هرگز به عقب باز نمی​گردم.
|
[ترجمه ترگمان]، من یه واکر آروم هستم ولی هیچوقت از پشت سر راه نمی رم
[ترجمه گوگل]من یک واکر آهسته هستم، اما هرگز به عقب برگشته ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. A walker fell 80ft from a rocky pinnacle.
[ترجمه ترگمان]روروئک در ارتفاع ۸۰ فوتی از یک قله صخره ای سقوط کرد
[ترجمه گوگل]یک واکر از یک قله سنگی 80 فوت افتاده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I'm a slow walker, but I never walk back.
[ترجمه ترگمان]من یه واکر آرام هستم، اما هیچ وقت بر نمی گردم
[ترجمه گوگل]من آهسته واکر هستم، اما من هرگز به عقب برگشته ام
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. She's a very fast/slow walker.
[ترجمه ترگمان]او روروئک سریع و آهسته است
[ترجمه گوگل]او بسیار سریع / آهسته واکر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. By the end of the first lap Walker was two metres clear of the rest of the runners.
[ترجمه ترگمان]در پایان دور اول واکر دو متر جلوتر از بقیه می دوید
[ترجمه گوگل]در پایان اولین بار، واکر دو متر از بقیه دونده ها پاک بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He and Walker patched the barn roof.
[ترجمه ترگمان]اون و واکر سقف انبار رو تعمیر کردن
[ترجمه گوگل]او و واکر سقف انبار را لمس کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Sealed bids should be sent to Richard Walker.
[ترجمه ترگمان]پیشنهاد sealed باید به ریچارد واکر ارسال شود
[ترجمه گوگل]پیشنهاد های مهر و موم شده باید به ریچارد واکر ارسال شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He now needs a walker to get around.
[ترجمه ترگمان] اون الان به یه زامبی نیاز داره که برسه
[ترجمه گوگل]او اکنون نیاز به یک واکر دارد تا اطرافش بیفتد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The Minnesota Vikings signed Herschel Walker from the Dallas Cowboys.
[ترجمه ترگمان]وایکینگ ها مینه سوتا Herschel واکر را از تیم دالاس Cowboys امضا کردند
[ترجمه گوگل]وایکینگها مینه سوتا هرشل واکر را از کابویهای دالاس امضا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The angry walker spewed his charges at a garbage can.
[ترجمه ترگمان]واکر عصبانی اتهامات خود را در یک سطل زباله پرت کرد
[ترجمه گوگل]واکر خشمگین، اتهاماتش را در یک میله زباله یاری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Walker led the inning with a double.
[ترجمه ترگمان]واکر دوباره زمین را با دو برابر هدایت کرد
[ترجمه گوگل]واکر دوچرخه سواری را رهبری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Peter Walker has yet to score this season.
[ترجمه ترگمان] پیتر واکر \"هنوز امسال امتیاز گرفته\"
[ترجمه گوگل]پیتر واکر هنوز در این فصل نمره دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Joe Walker will be spearheading our new marketing initiative.
[ترجمه ترگمان]جو واکر طرح بازاریابی جدید ما را رهبری خواهد کرد
[ترجمه گوگل]جو واکر رهبر بازاریابی جدید ما خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The puppets are expertly manipulated by Liz Walker.
[ترجمه ترگمان]عروسک ها به طور ماهرانه توسط لیز واکر دستکاری شدن
[ترجمه گوگل]عروسک ها به وسیله لیز واکر دستکاری می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

روروک (اسم)
rocker, go-cart, walker

گردش کننده (اسم)
walker

تخصصی

[نساجی] ماشین نمدی کردن - ماشین والک
[] راه پیما، کوه گَرد

به انگلیسی

• one who strides, one who likes to walk; person who travels by foot; device to aid the handicapped person in walking; device on casters or wheels providing support for a baby to learn to walk; passer-by; pedestrian; shoe intended for comfortable walking
a walker is a person who walks, especially in the countryside for pleasure.

پیشنهاد کاربران

پرسه زن، خیابان گرد
واکِر، عصای چارپایه ای است که افرادی که در حفظ تعادل مشکل دارند، یا عملکرد اندام های تحتانی آن ها با اشکال مواجه شده است، می توانند به کمک آن راه بروند.
زامبی
کودک نوپا
من آرام پیاده روی میکنم اما دیگه به عقب نمیرم
کسی که قدم می زند
کوه نورد
می شه گفت : راه رو
یا اهسته راه رفتن : )
walker ( عمومی )
واژه مصوب: گام یار
تعریف: ابزاری برای کمک به حفظ تعادل افراد سانحه دیده یا معلول یا سالمند یا خردسال در هنگام راه رفتن یا ایستادن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما