برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

wow

/ˈwaʊ/ /waʊ/

معنی: چیز جالب
معانی دیگر: (ندای حاکی از شگفتی یا لذت و غیره) اوه !، آه !، وای !، عالی، محشر، (ضبط صوت و غیره) معیوب شدن صدا، دش آوایی، امر، اسکاتلند فریاد حاکی از خوشحالی و تعجب وحیرت، موفق شدن

بررسی کلمه wow

حرف ندا ( interjection )
• : تعریف: (informal) used to express amazement, pleasure, enthusiasm, or the like.
مشابه: boy, goodness, gracious

- Wow! What a beauty!
[ترجمه ترگمان] ! وای چه زیبایی!
[ترجمه گوگل] وای! چه زیبایی!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: wows, wowing, wowed
• : تعریف: (informal) to impress very favorably; astonish; amaze.

- We were wowed by her singing voice.
[ترجمه ترگمان] از صدای آواز او شگفت‌زده شدیم
[ترجمه گوگل] ما با صدای آواز خویش خوابیده بودیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
• : تعریف: a slow variation or distortion of the pitch of sound reproduced from a recording.

واژه wow در جمله های نمونه

1. I thought, "Wow, what a good idea".
[ترجمه یوسف نادری] با خودم فکر کردم، " وای، چه فکر خوبی".
|
[ترجمه ترگمان]فکر کردم \"واو، چه ایده خوبی\"
[ترجمه گوگل]من فکر کردم، 'وای، چه ایده خوبی است'
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Elton teamed up with Eric Clapton to wow thousands at a Wembley rock concert.
[ترجمه ترگمان]التون جان با اریک Clapton به هزاران نفر در کنسرت راک اند رول ملحق شد
[ترجمه گوگل]التون با اریک کلپتون همکاری کرد تا هزاران نفر را در کنسرت راک ومبلی بگذراند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Wow ! That car certainly goes fast ! !
[ترجمه ترگمان]! وای! اون ماشین حتما خیلی سریع میره! !! !! !
[ترجمه گوگل]وای ! این ماشین قطعا سریع می رود! !
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف wow

چیز جالب (اسم)
wow

معنی عبارات مرتبط با wow به فارسی

عوعو، وق وق

مخفف wow

عبارت کامل: World Of Warcraft
موضوع: کامپیوتر
دنیای وارکرافت یا به اختصار WoW، یک بازی سبک خیال پردازی از سری وارکرافت که توسط بلیزارد انترتینمنت ساخته شده و در سال 2004 توسط شرکت بلیزارد انترتینمنت برای رایانه منتشر شده است.

این بازی چهارمین سری از مجموعه بازی وارکرافت می باشد، که اولین بازی از این سری با عنوان وارکرافت: ارک ها و انسان ها در سال 1994 منتشر شده است.

معنی wow در دیکشنری تخصصی

wow
[برق و الکترونیک] زوزه لرزش بسامد - پایین . اگر سوراخ صفحه گرامافون درست در مرکز آن نباشد ،این لرزش یکبار در هر دور گردش ایجاد می شود .
[سینما] واو
[سینما] وو و لرزش

معنی کلمه wow به انگلیسی

wow
• distorted sound; great success (slang); barking, howling (slang)
• excite; impress; bark, howl (slang)
• cry of enthusiasm, cry of amazement, cry of surprise
• you say `wow' when you are impressed or pleased by something; an informal word.
• if something wows people, it impresses them because it is so good; an informal word.
bow wow
• small children often use bow-wow to refer to the sound that a dog makes.

wow را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

NGR
چه جالب
Zahra
چه تعجب آور
خشایار نوروزی
سبب شدن که کسی از تعجب و شگفتی دهانش باز بماند(صدای "واو" دربیاورد)
حسین رحمانی
ذوق کردن، ذوق‌زده شدن
Rambo
چه جالب!!!
Please rate me
Thank you
😘😘😘😘
مارگورابی
فوق العادست!!
سوپررایز
حامد جهانگیر
انگشت به دهان ماندن (بیشتر واژه آوایی است)
حیرت زده شدن - شفت زده و بسیار متعجب شدن
ذوق از سر خوشحالی فراوان
She
تحت تأثیر قرار دادن
النا
چه رویایی
چه زیبا
قشنگ و زیبا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی wow

کلمه : wow
املای فارسی : واو
اشتباه تایپی : صخص
عکس wow : در گوگل

آیا معنی wow مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )