برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1471 100 1

wild

/ˈwaɪld/ /waɪld/

معنی: وحشی، خود رو، سبع، طوفانی، غیر اهلی، رام نشده، جنگلی، شیفته و دیوانه
معانی دیگر: نارام، دد، توسن، ارامک، تولی، تور، نارام زی، ناپرورده، (سرزمین یا زمین و غیره) غیر کشاورزی، کشتکاری نشده، دست نخورده، بیابانی، برهوت، بایر، بی تمدن، بدوی، بیابان زی، بادیه نشین، سرکش، نافرمان، تخس، شیطان، مهارنکردنی، شلوغ پلوغ، درهم و برهم، هرزه، بی بند و بار، لگام گسیخته، افراط آمیز، بلبشو، ول، توفانی، پرتلاطم، در معرض عوامل طبیعی، پر توفان، متلاطم، هیجان زده، هیجانی، پر اشتیاق، از خود بی خود، ژولیده، نامرتب، غیرواقع بینانه، غیرعملی، محاسبه نشده، بی حساب و کتاب، غیر محتاطانه، مخاطره آمیز، خطرناک، الله بختی، خطا، دور از هدف، خارق العاده، چشمگیر، قابل توجه، وحشیانه، سبعانه، دیوانه وار، (معمولا جمع) سرزمین وحوش، جنگل، هرز زمین، بیدا، (بازی ورق) آتو، دارای ارزش معین، درنده

بررسی کلمه wild

صفت ( adjective )
حالات: wilder, wildest
(1) تعریف: existing in a natural state; not tamed.
مترادف: feral, savage, undomesticated, untamed
متضاد: domestic, domesticated, tame, tamed
مشابه: fierce, tameless, unbroken, violent

- wild animals of the jungle
[ترجمه ترگمان] حیوانات وحشی جنگل
[ترجمه گوگل] حیوانات وحشی جنگل
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: not cultivated.
مترادف: uncultivated
متضاد: cultivated
مشابه: barren, desolate, empty, native, natural, unsettled, waste

- wild asparagus
[ترجمه ترگمان] مارچوبه وحشی
[ترجمه گوگل] مارچوبه وحشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- wild terrain
[ترجمه ترگمان] سرزمین‌های وحشی
[ترجمه گوگل] زمین وحشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تع ...

واژه wild در جمله های نمونه

1. wild animals
جانوران وحشی،ددان

2. wild animals abound in africa
در افریقا حیوان وحشی فراوان است.

3. wild animals and tame animals
حیوانات وحشی و حیوانات رام

4. wild beasts
جانوران وحشی

5. wild children
بچه‌های تخس

6. wild dogs are a plague to squatters
سگ‌های وحشی مایه‌ی دردسر بی خانمان‌ها هستند.

7. wild flowers
گل‌های وحشی

8. wild hair
موی ژولیده

9. wild land
سرزمین بیابانی

10. wild plants
گیاهان وحشی

11. wild plants
گیاهان خودرو

12. wild spurts of rain
ریزش‌های شدید باران

13. wild and woolly
یخلا،لگام گسیخته

14. wild and woolly
خشن و ناآموخته،نتراشیده نخراشیده

15. a wild animal reserve
منطقه‌ی جانوران وحشی

16. a wild horse that ...

مترادف wild

وحشی (صفت)
gross , unshaped , unshapen , anthropophagous , wild , savage , ferocious , barbaric , brutal , saracen , barbarous , feral , gothic , uncivil , undaunted , ferae naturae , ferine , hare-brained , uncivilized , rambunctious , ungovernable , manlike , ruttish , truculent , wilding
خود رو (صفت)
wild , automotive , powered , self-driven , self-moving , self-propelled , self-willed
سبع (صفت)
fierce , brute , wild , savage , ferocious , atrocious , lupine , murderous , rapacious , truculent
طوفانی (صفت)
windy , tempestuous , stormy , wild , diluvial , troubled
غیر اهلی (صفت)
wild , savage , ferine
رام نشده (صفت)
wild , savage , undaunted , haggard , unbroken , unbacked
جنگلی (صفت)
wild , silvan , woodsy , sylvan
شیفته و دیوانه (صفت)
wild

معنی عبارات مرتبط با wild به فارسی

گورخر، خردشتی
رجوع شود به: spicebush
یخلا، لگام گسیخته، خشن و ناآموخته، نتراشیده نخراشیده، کثیف، درهم ریخته، ژولیده، پشمالو
گورخر
ضمیران
دد، وحش
جانوران وحشی، وحوش
(جانورشناسی) گراز (sus scrofa)، گرازوحشی
پنجه کلاه
(بازی ورق) آتو، ورق دارای ارزش معین (قراردادی)، (تیم های ورزشی) تیم درجه ی دو یا سه که بر خلاف انتظار به مرحله ی مسابقات نهایی می رسد، هر چیز خارج از کنترل شخص
(گیاه شناسی) هویج وحشی (daucus carota از خانواده ی umbel)
بی اعتبار، بی پشتوانه، نادرست
افراط آمیز، احمقانه، غیرعملی، برآشفته، با چشمان متوحش یا خون گرفته یا خشم بار، دیوانه وار، دارای چشمان وحشی و خیره از غضب یا حیرت
رجوع شود به: caprifig
wild flax ...

معنی wild در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] دارای دامنه های بسیار بزرگ و غیرقابل پیش بینی، مثلاً یک کانال لرزه ای نوفه ای در بهره زیاد.
[کامپیوتر] علائم هماهنگی - علامتی که با هر علامت دیگری سازگار است؛ مانند نمونه زیر در فرمان : dir ab*.exe MS-DOS و معنای این است که « تمام فایلهایی را که دو حرف اول آنها ab بوده و آخر آنها به exe ختم می شوند، را نمایش بده !» . علامت * ، علامتی همگانی و بیانگر بخش وسط نام فایل است ؛ اهمیتی ندارد که در وسط فایل چه کاراکترهایی وجود دارد. - روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
[آب و خاک] آبیاری سیلابی
[ریاضیات] تابع وحشی
[زمین شناسی] زمین لم یزرع - زمین کشت نشده یا زمینی که برای کشاورزی نامناسب است. مثلاً یک برهوت یا بیابان.
[سینما] خودسر / دارای سرعت متغیر - موتور با سرعت متغیر - موتور ناهمگاه
[زمین شناسی] مشاهده دور افتاده , مشاهده پرت
[آمار] مشاهده دور افتاده , مشاهده پرت
[سینما] ضبط ناهمگاه
[صنایع غذایی] برنج وحشی : برنج قهوه ای رنگی که پوسته خارجی آن جدا شده ولی سبوس آن به آن چسبیده است.
[زمین شناسی] رود ...

معنی کلمه wild به انگلیسی

wild
• area that has not been cultivated or domesticated, area that is savage and away from civilization, wilderness, desert
• savage; of the wild; unruly; desolate; unrestrained; angry; running rampant; stormy; struck with insanity; unrealistic
• in the wild, in the wilderness; uncontrollably; purposelessly
• wild animals and plants live or grow in natural surroundings and are not looked after by people.
• wild land is natural and not cultivated.
• the wilds are remote areas, far away from towns.
• wild is used to describe the weather or the sea when it is very stormy.
• wild behaviour is uncontrolled, excited, or energetic.
• a wild idea, plan, or guess is unusual and made without much thought.
• animals living in the wild live in a free and natural state and are not looked after by people.
• if something runs wild, it behaves in a natural, free, or uncontrolled way.
• if you are not wild about something, you do not like it very much; an informal use.
• if something is beyond your wildest dreams, it is far better than you believed possible.
wild about
• crazy about -, enthusiastic about -, fond of -
wild animal
• untamed animal, animal living in its original and natural state
wild animals
• untamed animals who live in their natural habitat
wild ass
• wild donkey, donkey that lives in the wild
wild beast
• dangerous animal
wild beasts
• untamed animals who live in their natural states
wild behavior
• disorderly conduct, crazy way of behaving
wild boar
• feral swine
wild card
...

wild را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نگــــ♥negar♥ــــار
wild plants and animal live or grow in nature not whit people.
💕fatemeh💕
خلق و خوی وحشی
فاضله
حیات وحش
Ataie
غیر اهلی یا وحشی
آرمین مظاهری
پرهیجان enjoyable
(در هنگام توصیف مراسم و کارناوال و ...)
سعیدی
به خطر انداختن
یه دختر خوب
وحشی
حیوانات وحشی
shiva_sisi‌
behaving in an uncontrolled, sometimes violent way
shiva_sisi‌
living and growing in nature
مهناز
wild dream آرزوی غیرواقع بینانه.
Ravi
وحشی
Roham
نقش اینترنت فقط برای رفع نیاز های فهمیدنی ماست
Amir mahdi
Living and growing in nature.. وحشی
Pooya
وحشی
محمدمهدی اعظمی
۱. وحشی
۲. هیجانی
somayeh
wild = exciting and enjoyable
Dr.soheil
Living and growing in nature
mojtaba
دست نخورده / طبیعی /آکبند/وحشی
فرتاش راوش
[در بازی ورق] خال آزاد= خال یا ورقی که دارنده آن ارزشش را تعیین میکند
مثال: deuces are wild
دولو ها خال آزادن
Parya
وحشی که اغلب برای حیوانات بکار می رود
Amirhossein
بی حیا
جهان
دلخراش، آزاردهنده
محمدرضا ایوبی صانع
ناآرام-پیش فعال
سید مصطفی تفرشی
نسنجیده (در حسابداری)
💕Fatemeh💕
حیات وحش
وحشی
Romina_ayta56
وحشی کــه بـیشــــــــتـــــــــــر برای حیوانات به کــــــــــار مـــــــی رود
یا غیر اهــــــــلـــی
😇
نا آرام -مرخطر
رویا
معنیش میشه
Living and growing in nature
F.H.K
Wild =وحشی وWildlife =حیات وحش
tinabailari
وحشی🔯
there are many wild animals in this area
حیوانات وحشی زیادی در این ناحیه وجود دارند
سارا
وحشی مثل wild animal یعنی حیوان وحشی یا درنده
بازم براتون معنی کلمه میذارم
sportwoman
وحشی
sportwoman
savage
Reyhaneh
برای لباس به معنی strang عجیب یا غیر متجانس
میثم پیرحیاتی
I had a wild guess
من شانسی حدس زدم
عزیزنورعلی
ترجمه همه ای زبانهابه فارسی برای گوشی سامسونگ واندرویدتاابدماندگارباشدممنون
M A7
وحشی
هیجان انگیز و لذت بخش
زهرا
در برخی مواقع معنیenjoyable and exciting
گلی افجه
غیر اهلی
خشن
رام نشده
سرکش
Zeynoo
Wild party
پارتی غیرمتعارف/شلوغ
سینا
Wild eyes
چشمان برافروخته
Mohanna
Living and growing in nature
Fatemeh
فراتر از حد نرمال
mmv
وحشی
غیر اهلی
mmv
living and growing in nature

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wild
کلمه : wild
املای فارسی : وایلد
اشتباه تایپی : صهمی
عکس wild : در گوگل

آیا معنی wild مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران