برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

warmongering

واژه warmongering در جمله های نمونه

1. They're nothing but a bunch of war-mongers.
[ترجمه ترگمان]اونا هیچی نیستن جز یه مشت دلال جنگ
[ترجمه گوگل]آنها چیزی جز گروهی از جنگجویان جنگی نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The president was accused of warmongering.
[ترجمه Shirinbahari] رئیس جمهور متهم به طرفداری از جنگ و خشونت علیه کشورهای دیگر شد.
|
[ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور به warmongering متهم شد
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور به اتهام خشونت متهم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The speech hits out at warmongers.
[ترجمه ترگمان]این سخنرانی در warmongers به پایان رسید
[ترجمه گوگل]این سخنرانی در جنگجویان خشونت آمیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We can't exclude the possibility that some warm ...

معنی کلمه warmongering به انگلیسی

warmongering
• advocation of war
• warmongering is behaviour in which someone encourages people to start a war or to prepare for one.

warmongering را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اردوان
جنگ طلبی
اردوان
جنگ طلب
Shirinbahari
طرفدار جنگ با کشورهای دیگر. جنگ خواه
"a nation controlled by a bloodthirsty warmongering madman
مهدی عباس پور
درود.

warmonger : جنگ طلب (اسم)
مثال : Those people are warmongers
آن افراد، جنگ طلب هستند

warmongering : جنگ طلبی(اسم)
مثال : A country's warmongering
جنگ طلبیِ یک کشور.

warmongering : جنگ طلب، جنگ طلبانه(صفت)
مثال ۱ : he is a warmongering president
او یک رییس جمهورِ جنگ طلب است.
مثال ۲ : warmongering measures of NorthKorea
اقداماتِ جنگ طلبانه کره شمالی

امیدوارم مفید بوده باشه.☺


معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی warmongering مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )