برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1403 100 1

warmongering

واژه warmongering در جمله های نمونه

1. They're nothing but a bunch of war-mongers.
[ترجمه ترگمان]اونا هیچی نیستن جز یه مشت دلال جنگ
[ترجمه گوگل]آنها چیزی جز گروهی از جنگجویان جنگی نیستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The president was accused of warmongering.
[ترجمه Shirinbahari] رئیس جمهور متهم به طرفداری از جنگ و خشونت علیه کشورهای دیگر شد.
|
[ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور به warmongering متهم شد
[ترجمه گوگل]رئیس جمهور به اتهام خشونت متهم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The speech hits out at warmongers.
[ترجمه ترگمان]این سخنرانی در warmongers به پایان رسید
[ترجمه گوگل]این سخنرانی در جنگجویان خشونت آمیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. We can't exclude the possibility that some warm ...

معنی کلمه warmongering به انگلیسی

warmongering
• advocation of war
• warmongering is behaviour in which someone encourages people to start a war or to prepare for one.

warmongering را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اردوان
جنگ طلبی
اردوان
جنگ طلب
Shirinbahari
طرفدار جنگ با کشورهای دیگر. جنگ خواه
"a nation controlled by a bloodthirsty warmongering madman

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی warmongering مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )