vexatious

/vekˈseɪʃəs//vekˈseɪʃəs/

معنی: مضطرب، اشفته، دل ازار، رنجش امیز
معانی دیگر: مزاحم، دردسردهنده، آزاردهنده، پرزحمت، پردردسر
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: vexatiously (adv.)
(1) تعریف: causing annoyance or trouble.
مشابه: pestilent, tiresome

(2) تعریف: intended to vex or embarrass, as a groundless lawsuit.

جمله های نمونه

1. Vexatious, persistent winds have rarely seemed so unnecessary.
[ترجمه ترگمان]vexatious، باده ای شدید به ندرت لازم به نظر می رسیدند
[ترجمه گوگل]بادهای خفیف و پایدار به ندرت به نظر می رسد غیر ضروری است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. It was a vexatious summons, and none of them turned up.
[ترجمه ترگمان]این خبر آزاردهنده و آزاردهنده بود و هیچ یک از آن ها از هم جدا نمی شدند
[ترجمه گوگل]این یک احضاریه ناخوشایند بود، و هیچ کدام از آنها نداشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This same question, however, remains vexatious today for the many school districts with large minority populations.
[ترجمه ترگمان]با این حال، این سوال امروز برای بسیاری از نواحی مدرسه ای که جمعیت اقلیت زیادی دارند، آزاردهنده است
[ترجمه گوگل]با این حال، این همان سؤال امروز برای بسیاری از مناطق مدرسه ای که جمعیت اقلیتی زیادی دارند، همچنان نگران کننده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. No doubt it was very vexatious to Lanfranc, especially since he doubted whether their so-called saints deserved this title at all.
[ترجمه ترگمان]شکی نبود که این امر بسیار آزاردهنده بود، به خصوص که شک داشت که saints این لقب را سزاوار این لقب باشند
[ترجمه گوگل]بدون تردید Lanfranc بسیار خجالت زده بود، به ویژه از آنجایی که او شک داشت که آیا اصحابشان به اصطلاح سزاوار این عنوان هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Moving house is a vexatious business.
[ترجمه ترگمان]رفتن به خانه یک کار پر دردسر است
[ترجمه گوگل]خانه متحرک یک کار خجالت آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He chewed over a vexatious problem of personnel.
[ترجمه ترگمان]او مشکل vexatious پرسنل را جویده و تحلیل کرده بود
[ترجمه گوگل]او بیش از یک مشکل ناخوشایند پرسنل جویدن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I face the vexatious, you no longer just smile.
[ترجمه ترگمان]من با the روبرو میشم، تو دیگه فقط لبخند نمی زنی
[ترجمه گوگل]من با ناراحتی مواجه هستم، دیگر فقط لبخند می زنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. How vexatious to miss one's train!
[ترجمه ترگمان]چقدر بد شد که قطار یک قطار را از دست داد!
[ترجمه گوگل]چقدر ناراحت کننده است که قطار را از دست ندهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. To German intelligence, Major de Coverley was a vexatious enigma.
[ترجمه ترگمان]در مورد هوش آلمانی، سرگرد de یک معمای آزار دهنده بود
[ترجمه گوگل]سرلشکر د کپلی، به اطلاعات آلمان، مبهم غم انگیز بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Lu Xun was one of the most vexatious militarists and politician in the Three Kingdoms.
[ترجمه ترگمان]لو شون یکی از the militarists و سیاست مدار در سه پادشاهی بود
[ترجمه گوگل]لو Xun یکی از مظنونان و سیاستمدار ترین در سه امپراطوری بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Purchase and decoration of real estate is vexatious for the white - collars today .
[ترجمه ترگمان]خرید و تزیین املاک و مستغلات شما را از پوشیدن لباس های سفید امروز معاف می کند
[ترجمه گوگل]خرید و دکوراسیون املاک و مستغلات امروز برای سفیدچاله ها خجالت آور است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He got an injunction against vexatious litigation by his enemies.
[ترجمه ترگمان]او حکم شکایت و شکایت vexatious با دشمنان خود را صادر کرد
[ترجمه گوگل]او توسط دشمنان خود دستور داد تا علیه دادرسی خشونت آمیز باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It disclosed no reasonable cause of action and was frivolous and vexatious.
[ترجمه ترگمان]این عمل دلیل معقولی برای عمل نبود و بی هوده و ناراحت کننده بود
[ترجمه گوگل]این هیچ دلیل معقولی برای عمل نداشت و ناخوشایند و ناخوشایند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These can be a valuable source of intelligence but frivolous or vexatious cases will be dealt with appropriately.
[ترجمه ترگمان]این ها می توانند منبع ارزشمند اطلاعات باشند اما موارد مزاحم یا مزاحم به طور مناسب مورد بررسی قرار خواهند گرفت
[ترجمه گوگل]این می تواند یک منبع ارزشمند از اطلاعات باشد، اما پرونده های ناخوشایند یا ناخوشایند به درستی مورد رسیدگی قرار می گیرند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. I now have to record a small but at the time vexatious military episode.
[ترجمه ترگمان]من الان باید یه پرونده کوچیکی رو ثبت کنم اما در زمان حمله vexatious
[ترجمه گوگل]من اکنون باید یک سریال کوچک نظامی را که در آن زمان به صحنه های خشونت آمیز رسیده است، ضبط کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

مضطرب (صفت)
uneasy, confounded, agitated, fretted, disturbed, alarmed, worried, restless, care-worn, harassed, vexatious, pothered

اشفته (صفت)
upset, disturbed, disordered, berserk, messy, disheveled, frenzied, frenetic, phrenetic, turbulent, garbled, frantic, vexatious, tumultuary

دل ازار (صفت)
heart-rending, vexatious

رنجش امیز (صفت)
vexatious

تخصصی

[حقوق] ایذایی، مزاحم، بدون دلیل منطقی یا عذر موجه

به انگلیسی

• annoying, irritating; puzzling, causing concern and confusion

پیشنهاد کاربران

1 - آزار دهنده
2 - در حوزه حقوقی به دعاوی اطلاق می شود که شانس موفقیت کمی در دادگاه دارد اما به جریان انداختن آن می تواند موجب آزار و دردسر برای متشاکی شود.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما