• (2)تعریف: of, relating to, or being a vertebrate.
اسم ( noun )
• : تعریف: a member of the large group of animals that have a backbone or spinal column, including mammals, birds, amphibians, reptiles, and fishes.
جمله های نمونه
1. Mosquitoes will feed on any vertebrate blood.
[ترجمه گوگل]پشه ها از خون هر مهره داری تغذیه می کنند [ترجمه ترگمان]پشه ها با خون vertebrate تغذیه می کنند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
2. Like some small vertebrate that lived outside.
[ترجمه مصطفی امیرجانی] مثل بعضی از مهره داران کوچک که بیرون از آب ( منظور در خشکی است ) زندگی می کردند
|
[ترجمه گوگل]مثل بعضی از مهره داران کوچک که بیرون زندگی می کردند [ترجمه ترگمان]مثل یه vertebrate کوچیک که بیرون زندگی می کرد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. What undoubtedly stimulated great evolutionary changes in vertebrate history was the emergence of the first amniote egg.
[ترجمه گوگل]آنچه بدون شک تغییرات بزرگ تکاملی را در تاریخ مهره داران تحریک کرد، ظهور اولین تخم آمنیوت بود [ترجمه ترگمان]چیزی که بدون شک باعث تغییرات بزرگ تکاملی در تاریخ مهره داران شد ظهور اولین تخم amniote بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. Because of his interests in vertebrate palaeontology, bones were his especial interest.
[ترجمه گوگل]به دلیل علاقه او به دیرینه شناسی مهره داران، استخوان ها علاقه خاص او بودند [ترجمه ترگمان]به خاطر منافع او در vertebrate، استخوان ها مورد علاقه او بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. They hope to achieve the functionality of the vertebrate brain in a silicon machine.
[ترجمه گوگل]آنها امیدوارند بتوانند به عملکرد مغز مهره داران در دستگاه سیلیکونی دست یابند [ترجمه ترگمان]آن ها امیدوارند که به عملکرد مغز مهره داران در یک دستگاه سیلیکونی برسند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. The only other vertebrate animals to show an efficient form of self-mutilation are certain amphibians, especially salamanders.
[ترجمه گوگل]تنها جانوران مهرهدار دیگری که شکل کارآمدی از خودزنی را نشان میدهند، دوزیستان خاص، به ویژه سمندرها هستند [ترجمه ترگمان]تنها دیگر حیوانات مهره داران برای نشان دادن شکلی موثر از ضرب و جرح خود، بعضی از دوزیستان، بویژه سمندرها، هستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. Neither type corresponds precisely to that seen in vertebrate enamel, and the extreme variation in crystal orientation is puzzling.
[ترجمه گوگل]هیچ کدام از این دو نوع دقیقاً مطابق با آنچه در مینای مهرهداران دیده میشود، مطابقت ندارد و تنوع بسیار زیاد در جهت کریستالی گیجکننده است [ترجمه ترگمان]هیچ کدام از این نوع دقیقا مطابق با چیزی که در مینای vertebrate دیده می شود مطابقت ندارند، و تغییرات شدید در جهت گیری بلور گیج کننده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. The snake belongs to chordate phyla, vertebrate, reptile, squamata, serpents, in the animal kingdom.
[ترجمه گوگل]مار متعلق به وتر فیلا، مهره داران، خزندگان، squamata، مارها، در قلمرو حیوانات است [ترجمه ترگمان]مار متعلق به chordate phyla و خزندگان و خزندگان و squamata و serpents است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. Thus the anaerobic energy reserves of a vertebrate are proportional to the size of the animal.
[ترجمه گوگل]بنابراین ذخایر انرژی بی هوازی مهره داران متناسب با اندازه حیوان است [ترجمه ترگمان]بنابراین، ذخیره انرژی غیر هوازی یک مهره داران با اندازه حیوان متناسب است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Four women at the Institute of Vertebrate Paleontology and Paleoanthropology in Beijing, China, underscore a 19-foot ( 7-meter), 200-million-year-old ichthyosaur fossil from southern China.
[ترجمه گوگل]چهار زن در موسسه دیرینه شناسی مهره داران و دیرینه انسان شناسی در پکن، چین، بر فسیل ایکتیوسور 19 فوتی (7 متری) و 200 میلیون ساله از جنوب چین تاکید می کنند [ترجمه ترگمان]چهار زن در موسسه of Paleontology و paleoanthropology در پکن، چین، بر یک فسیل ۱۹ ۱۹ فوتی (۷ متر)، فسیل ichthyosaur ۲۰۰ میلیون ساله از جنوب چین تاکید دارند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Quite unexpectedly, vertebrate physiologists and microbial biochemists had found a common ground.
[ترجمه گوگل]کاملاً غیر منتظره، فیزیولوژیست های مهره داران و بیوشیمی دانان میکروبی نقطه مشترکی پیدا کرده بودند [ترجمه ترگمان]به طور غیر منتظره، vertebrate و microbial biochemists یک زمین معمولی پیدا کرده بودند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. This part of the vertebrate brain has two divisions, the medulla and the cerebellum.
[ترجمه گوگل]این قسمت از مغز مهره داران دارای دو بخش مدولا و مخچه است [ترجمه ترگمان]این بخش از مغز مهره داران دارای دو بخش است: مغز medulla و مخچه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. Fetus: Unborn young of any vertebrate, particularly mammals after it has acquired its Basic form.
[ترجمه گوگل]جنین: نوزاد متولد نشده از هر مهره داری، به ویژه پستانداران پس از به دست آوردن شکل اصلی خود [ترجمه ترگمان]Fetus: Unborn جوان از هر گونه مهره داران (به خصوص پستانداران)بعد از این که فرم اولیه خود را بدست آورد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. Pufferfish stand to be the second most poisonous vertebrate in the world.
[ترجمه گوگل]ماهی بادکنکی دومین مهرهدار سمی جهان است [ترجمه ترگمان]Pufferfish دومین مهره داران سمی در جهان هستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. Floor Tongkuangyu sites are now ancient vertebrate fossils for the provincial protection units.
[ترجمه گوگل]مکانهای طبقه تانگکوانگیو اکنون فسیلهای مهرهداران باستانی برای واحدهای حفاظت استانی هستند [ترجمه ترگمان]اکنون در حال حاضر sites Tongkuangyu باستان برای واحدهای حفاظت از استان، فسیل مهره داران باستان هستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
مترادف ها
بندها (صفت)
vertebral, vertebrate
استوی (صفت)
vertebral, vertebrate
انگلیسی به انگلیسی
• having a spinal column, belonging to the class of vertebrates something which has a spinal column, something which belongs to the class of vertebrates a vertebrate is a creature such as a mammal or bird which has a backbone; a technical term.
پیشنهاد کاربران
به عنوان فعل: استوار کردن، سامان بخشیدن، بنیان نهادن
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید: 📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم vert 📌 این ریشه، معادل "turn" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "turn" مربوط هستند. ... [مشاهده متن کامل]
📂 مثال: 🔘 invert: to turn something upside - down 🔘 revert: to turn back to a previous state 🔘 divert: to turn away from a direction or course 🔘 avert: to turn away to prevent something 🔘 vertical: turned upward or upright 🔘 vertigo: a sensation of dizziness caused by turning 🔘 convert: to thoroughly turn into a different form or state 🔘 extrovert: a person who turns outward and seeks external engagement 🔘 extravert: a person who turns outward ( variant spelling of extrovert ) 🔘 introvert: a person who turns inward and focuses on internal thoughts 🔘 vertebrae: bones that turn upon each other to allow movement 🔘 advertisement: a message designed to turn attention toward a product or service 🔘 pervert: to turn away from normal behavior or morality
این کلمه که شکل صحیح آن با s نشان دهنده دسته ای از حیوانات یعنی مهره داران است