برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1397 100 1

vulnerable

/ˈvəlnərəbl̩/ /ˈvʌlnərəbl̩/

معنی: قابل حمله، اسیب پذیر، زخم پذیر
معانی دیگر: آسیب پذیر، صدمه پذیر، تک پذیر، حمله پذیر، انتقادپذیر

بررسی کلمه vulnerable

صفت ( adjective )
مشتقات: vulnerably (adv.), vulnerability (n.)
(1) تعریف: capable of being hurt or injured.
مترادف: defenseless
متضاد: invincible, invulnerable, safe, strong
مشابه: helpless, powerless, precarious, sensitive, susceptible, tender, thin-skinned, touchy, unprotected, weak

- These plants are delicate and highly vulnerable to frost.
[ترجمه ترگمان] این گیاهان حساس و بسیار آسیب‌پذیر در برابر یخ هستند
[ترجمه گوگل] این گیاهان ظریف و بسیار آسیب پذیر به سرما هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Abuse from his father as a child had left him feeling vulnerable as an adult.
[ترجمه ترگمان] از پدرش به عنوان یک کودک احساس آسیب‌پذیری می‌کرد
[ترجمه گوگل] سوءاستفاده از پدرش به عنوان یک کودک، او را به عنوان یک بالغ احساس آسیب پذیری کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The candidates want people to believe that they are strong and not vulnerable.
[ترجمه ترگمان] نامزدها می‌خواهند مردم بر این باورند که قوی هستند و آسیب‌پذیر نیستند
[ترجمه گوگل] نامزدها می خواهند مردم اعتقاد داشته باشند که قوی هستند و آسیب پذیر نیستند
[ترجم ...

واژه vulnerable در جمله های نمونه

1. Achilles was vulnerable only in his heel.
آشیل فقط از پاشنه اش آسیب پذیر بود

2. The investigator's nimble mind quickly located the vulnerable spot in the defendant's alibi.
ذهن خلاق بازجو، سریعا نقطه ضعف ادله و شواهد متهم را پیدا نمود

3. A vulnerable target for thieves is a solitary traveler.
هدف حساس برای دزدان، یک مسافر تنها است

4. a vulnerable garrison
یک پادگان آسیب‌پذیر

5. a vulnerable statement
یک اظهار انتقادپذیر

6. pinpoint heavy bombs on the most vulnerable points
بمب‌های سنگین را روی آسیب‌پذیرترین نقاط هدف گیری کن.

7. You must try not to appear vulnerable.
[ترجمه ترگمان] تو باید سعی کنی آسیب‌پذیر جلوه نکنی
[ترجمه گوگل]شما باید سعی کنید آسیبپذیر نباشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Children are the most vulnerable members of society .
[ترجمه ترگمان]کودکان آسیب‌پذیرترین اقشار جامعه هستند
[ترجمه گوگل]کودکان آسیب پذیر ترین اعضای جامعه هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف vulnerable

قابل حمله (صفت)
assailable , vulnerable
اسیب پذیر (صفت)
vulnerable
زخم پذیر (صفت)
vulnerable

معنی کلمه vulnerable به انگلیسی

vulnerable
• unprotected, defenseless; exposed; susceptible
• a vulnerable person is weak and without protection, with the result that they are easily hurt physically or emotionally.
• when a country or place is vulnerable, it is not very well defended and is therefore an easy target to attack.
vulnerable point
• weak point, sensitive point, point that can be easily injured
vulnerable target
• target that is easy to hit; sensitive target

vulnerable را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

m
فاسدشدنی
پارساپور
در معرض ، مستعد ، آماده پذیرش
Sunflower
بی پناه،
بی دفاع،
بی پشتیبان،
ناتوان - ضعیف و درمانده،

در خطر،
در معرض خطر

محبوبه
انتقاد پذیر
فهیمه
حساس
Butterfly
آسیب پذیر
محمد جواد شمسایی
بیشتر در معرض آسیب قرار داشتن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی vulnerable
کلمه : vulnerable
املای فارسی : وولنربل
اشتباه تایپی : رعمدثقشذمث
عکس vulnerable : در گوگل

آیا معنی vulnerable مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )