برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1640 100 1
شبکه مترجمین ایران

visionary

/ˈvɪʒəˌneri/ /ˈvɪʒənri/

معنی: رویا گرای، خیالی، خیال اندیش، رویایی، الهامی، نظری، تصور غیر عملی، وابسته بدلایل نظری، رویابین
معانی دیگر: تصوری، غیر واقعی، ناراستینه، نشدنی، آدمی که خواب نما می شود، غیبگو، رازبین، خیالباف، آرمان گرای افراطی، اهل خواب و خیال، پندارپرست، وابسته به یا اهل خواب نمایی

بررسی کلمه visionary

صفت ( adjective )
(1) تعریف: characterized by whimsical notions or impractical plans.
مترادف: impractical, unrealistic, unworkable, whimsical
متضاد: pragmatic
مشابه: fanciful, fantastic, impracticable, quixotic, romantic, starry-eyed, unfeasible

(2) تعریف: given to having visions or dreams.
مشابه: dreamy, imaginative, prophetic

(3) تعریف: imaginary.
مترادف: imaginary, unreal
مشابه: airy, chimerical, delusive, fancied, fanciful, fantastic, illusory, phantom

(4) تعریف: idealistic; utopian.
مترادف: idealistic, quixotic, utopian
مشابه: optimistic, romantic, starry-eyed
اسم ( noun )
حالات: visionaries
(1) تعریف: one who sees visions.
مترادف: prophet, seer
مشابه: augur, mystic, oracle, sibyl, soothsayer

(2) تعریف: a person who is given to whimsical notions or impractical plans.
مترادف: dreamer
متضاد: pragmatist
مشابه: idealist, romantic, wishful thinker

(3) تعریف: a person with a unique capability to predict what will become important in the future.

- A truly great inventor, such as Henry Ford, is not simply an inventor, but a visionary.
[ترج ...

واژه visionary در جمله های نمونه

1. a visionary scheme
یک نقشه‌ی غیرعملی

2. a visionary world of wealth and prosperity
دنای رویایی ثروت و رونق

3. an old visionary who predicted the famine
غیبگوی کهنسالی که قحطی را پیش‌بینی کرد.

4. they laughed and called him a visionary
آنان خندیدند و او را خیالباف نامیدند.

5. The ideas of a visionary may seem impractical to us.
[ترجمه ترگمان]ممکن است ایده‌های یک فرد رویایی برای ما غیرعملی به نظر برسد
[ترجمه گوگل]ایده های یک فقیه کننده ممکن است برای ما غیرممکن باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Under his visionary leadership, the city prospered.
[ترجمه ترگمان]تحت رهبری his، شهر رونق یافت
[ترجمه گوگل]تحت رهبری چشم انداز خود، شهر موفق شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. White was both visionary and rationalist.
[ترجمه ترگمان]سفید هم بلندپرواز و هم rationalist بود
[ترجمه گوگل]سفید هر دو چشم انداز و عقلایی بود
[ترجمه شما] ...

مترادف visionary

رویا گرای (اسم)
visionary
خیالی (صفت)
valetudinarian , air-built , imaginary , fanciful , fictitious , fancied , fantastic , unrealistic , chimerical , unreal , dreamy , visionary , thoughtful , pensive , hypochondriac , spleeny , insubstantial , contemplative , meditative , romantic , cloud-built , fantastical , spectral , ideational
خیال اندیش (صفت)
airy-fairy , astral , wistful , dreamy , moony , visionary , starry-eyed
رویایی (صفت)
dreamy , visionary , starry-eyed
الهامی (صفت)
visionary , oracular , mantic , revelatory , sibylline
نظری (صفت)
visionary , theoretical , theoretic
تصور غیر عملی (صفت)
visionary
وابسته بدلایل نظری (صفت)
visionary
رویابین (صفت)
visionary

معنی کلمه visionary به انگلیسی

visionary
• seer, one who sees visions; dreamer, one who envisions new concepts
• a visionary is someone who has visions about how things might be different in the future, especially about how things might be improved. count noun here but can also be used as an adjective. e.g. ...the visionary imagination.

visionary را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهناز
آینده نگر
مرجان میری لواسانی
باهوش
خلاق
دوراندیش
بصیر
آگاه
روشن ضمیر
الهام بخش
زیرک
فهمیده
روشن بین
علی داد
خیال پرداز (در تقابل با خیال ورز)
علی داد
خیال پردازی (در تقابل با خیال ورزی)
مهناز
پیشگو
امیررضا مبینی
بابصیرت
لیلی منتظریانی
خیال پرداز
رهگذر
بلندپروازانه
فاطمه
آینده نگر
Farhood
رویایی، الهامی

walk/tread a fine/thin line (between A and B)
[Idiom]
​to be in a difficult or dangerous situation where you could easily make a mistake

His buildings walk the thin line between visionary and completely mad
ساختمان‌های او چیزی بین رویاپردازانه و الهام‌بخش که براحتی می‌توان نابخردانه و احمقانه در نظر گرفت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی visionary

کلمه : visionary
املای فارسی : ویسینری
اشتباه تایپی : رهسهخدشقغ
عکس visionary : در گوگل

آیا معنی visionary مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )