برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1460 100 1

ventilate

/ˈventəˌlet/ /ˈventɪleɪt/

معنی: بادخور کردن، تهویه کردن
معانی دیگر: (به ویژه هوا) تخلیه کردن، وزاندن، (هوای محلی را) عوض کردن، تازه کردن، هوارسانی کردن، (پیش همگان) اظهار کردن، بروز دادن، اعلام کردن، آشکار کردن، علنی کردن، هواکش دار کردن، بادرسان دار کردن، (قدیمی) پاش دادن، باد دادن (رجوع شود به: winnow)، (خون را) اکسیژن دادن، هوا دادن، هوا دادن به، پاک کردن

بررسی کلمه ventilate

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: ventilates, ventilating, ventilated
(1) تعریف: to provide (an interior space) with fresh air or a means of air circulation.
مشابه: air

- The window fans ventilate the room.
[ترجمه ترگمان] شیشه‌های پنجره اتاق‌ها را تهویه می‌کنند
[ترجمه گوگل] طرفداران پنجره اتاق را تهویه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to open up or submit (a problem, idea, question, or the like) for examination and discussion.
مشابه: air

(3) تعریف: to provide with a vent for the escape of heated air, smoke, gases, or the like.

واژه ventilate در جمله های نمونه

1. We ventilated the kitchen by opening the windows.
با باز کردن پنجره ها آشپزخانه را تهویه کردیم

2. The lungs ventilate the blood.
شش ها هوای خون را تصفیه می کنند

3. There is merit in ventilating the topic of the prom before the entire senior class.
شایسته است موضوع جشن پایان دوره را در حضور تمام دانشجویان سال آخر مورد بحث قرار دهیم

4. party members were not expected to ventilate their own personal views
از اعضای حزب‌انتظار نداشتند که عقاید شخصی خودشان را علنی کنند.

5. Ventilate the room properly when paint stripping.
[ترجمه پرویز حسینی] در موقع رقیق کردن رنگ، هوای اتاق را تهویه کنید.
|
[ترجمه ترگمان]اتاق را درست موقعی که از آن جدا شده بود، از اتاق بیرون کشید
[ترجمه گوگل]هنگام سست کردن رنگ، به درستی تصفیه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Open the window and ventilate the room.
[ترجمه ترگمان]پنجره را باز کن و اتاق را باز کن
[ترجمه گوگل]پنجره را باز کنید و ...

مترادف ventilate

بادخور کردن (فعل)
air , ventilate
تهویه کردن (فعل)
ventilate , air-condition

معنی ventilate در دیکشنری تخصصی

[مهندسی گاز] تهویه کردن ، پاک کردن
[آب و خاک] تهویه،هوادهی

معنی کلمه ventilate به انگلیسی

ventilate
• provide with fresh air, air out, freshen; raise a point or question for discussion; supply the blood with oxygen
• to ventilate a room or building means to allow fresh air to get into it.

ventilate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عباس نعمتی فر
هوارسانی کردن، اکسیژن رسانی کردن
Both patients are sedated and ventilated.
artificially ventilate a patient in respiratory distress
The lungs ventilate the blood.
عباس نعمتی فر
(احساسات و نظر خود را پیش همگان) اظهار کردن
The important thing is to ventilate your anger.
She used the meeting to ventilate all her grievances.
There is merit in ventilating the topic of the prom before the entire senior class.
مهسا امینی
-تهویه کردن
عوض کردن هوا در مکانی/جایی-

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی ventilate
کلمه : ventilate
املای فارسی : ونتیلت
اشتباه تایپی : رثدفهمشفث
عکس ventilate : در گوگل

آیا معنی ventilate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران