صفت ( adjective )
مشتقات: uxorially (adv.)
مشتقات: uxorially (adv.)
• : تعریف: of, pertaining to, or befitting a wife.
- Her husband agreed that she should define her own uxorial duties.
[ترجمه محمد شکیبی نژاد] شوهرش پذیرفت که خودش درباره نقش و مسئولیت هایش به عنوان همسر تصمیم بگیرد.|
[ترجمه گوگل] شوهرش موافقت کرد که او باید وظایف اکسسوری خود را تعریف کند[ترجمه ترگمان] شوهرش قبول کرد که باید وظایف uxorial را تعریف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- her uxorial rights
[ترجمه محمد شکیبی نژاد] امتیازات قانونی زوجه|
[ترجمه گوگل] حقوق مازاد او[ترجمه ترگمان] حقوق uxorial
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید