us

/əz//əz/

معنی: ما، خودمان، به ما، بما، مارا، نسبت بما
معانی دیگر: برای خودمان، با خودمان

بررسی کلمه

ضمیر ( pronoun )
(1) تعریف: the speaker and another or others (considered as the object of a verb or preposition).

- He came with us.
[ترجمه بهزاد] او با ما می آید
|
[ترجمه سورن] او به همراه ما می آید
|
[ترجمه ۲۴۸] او همراه ما آمد
|
[ترجمه محمد حسین کریمی] او با ما خواهد آمد . . . . . او با ما می آید
|
[ترجمه S.A.R.O] او باما می اید به همراه ما می اید.
|
[ترجمه .] او همراه ما می آید
|
[ترجمه امیررضا ویس کرمی] او با ما همراه میشود
|
[ترجمه ترگمان] اون با ما اومد
[ترجمه گوگل] او با ما آمد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They hired us.
[ترجمه ترگمان] اونا ما رو استخدام کردن
[ترجمه گوگل] آنها ما را استخدام کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the objective case of we, used as a direct or indirect object of a verb or as an object of a preposition.

- They took us home.
[ترجمه ترگمان] اونا ما رو به خونه بردن
[ترجمه گوگل] آنها ما را به خانه بردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- They came with us.
[ترجمه ترگمان] اونا با ما اومدن
[ترجمه گوگل] آنها با ما آمدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He gave the puppy to us.
[ترجمه ترگمان] اون بچه رو به ما داد
[ترجمه گوگل] او توله سگ را به ما داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اختصار ( abbreviation )
• : تعریف: abbreviation of "United States," a North American country extending from the Atlantic to the Pacific between Canada and Mexico and including Alaska and Hawaii; United States of America (prec. by, "the").

جمله های نمونه

1. us and our little problems
ما و مسائل کوچکمان

2. us kids were tired
(عامیانه) ما بچه ها خسته شده بودیم.

3. deliver us from evil, oh god
خدایا - ما را از شر بدی برهان.

4. forgive us for being so late!
از این که این قدر دیر آمده ایم پوزش می خواهیم !

5. give us some food
قدری غذا به ما بده.

6. give us the pleasure of your company
با حضور خود ما را مفتخر بفرمایید.

7. give us this day our daily bread
(خدایا) خوراک روزانه ی ما را امروز بفرست.

8. give us this day our daily bread
(بخشی از دعای مسیحیان) امروز نیز رزق روزانه ی ما را برسان (ای خدا)

9. leave us go now!
حالا بگذار برویم !

10. let us all partake in a common political and economic life
بیایید همگی در یک زندگی مشترک سیاسی و اقتصادی شریک شویم.

11. let us antedate the meeting from the tenth to the fifth of khordad
بیایید تاریخ جلسه را از دهم به پنجم خرداد جلو بیاندازیم.

12. let us ask for god's blessing
از خدا طلب مغفرت کنیم.

13. let us bless the lord!
خداوند را تقدیس کنیم.

14. let us brainstorm and find a solution
بیایید فکرهای خود را روی هم بگذاریم و چاره ای بیابیم.

15. let us dine alfresco
خوب است در هوای آزاد شام بخوریم.

16. let us dispense with formalities
بیایید از تعارف بگذریم.

17. let us enjoy our holidays instead of quarrelling!
بیا به جای دعوا کردن از تعطیلات خود لذت ببریم !

18. let us forgo formality!
بیایید تعارف را کنار بگذاریم !

19. let us inspect his motives
بگذار انگیزه های او را بررسی کنیم.

20. let us lay this proposal aside temporarily
بیایید موقتا این پیشنهاد را کنار بگذاریم.

21. let us not advertise our differences
بیا اختلافات خود را بروز ندهیم.

22. let us not dissect the motives of anyone who does a good deed
بیایید انگیزه های هرکسی را که کار خوبی می کند مورد تجزیه و تحلیل قرار ندهیم.

23. let us not mince the truth!
بیایید حقیقت را پرده پوشی نکنیم !

24. let us pray
بیا(یید) دعا کنیم.

25. let us purge our sins with prayer
بیا تا گناهان خود را با دعا پاک کنیم.

26. let us solve our disputes in a peaceful fashion
بیایید تا اختلافات خود را به روش مسالمت آمیزی حل کنیم.

27. let us synchronize our watches
بیا ساعت هایمان را همزمان کنیم (با هم میزان کنیم).

28. let us test the acidity of this vinegar
بیایید میزان اسیدی بودن این سرکه را بسنجیم.

29. let us try to blot out the memory of those terrible days
بکوشیم تا یاد آن روزهای وحشت بار را از خاطر بزداییم.

30. let us walk in peace
بگذارید روش صلح آمیزی داشته باشیم.

31. let us worship together
بیا با هم نیایش کنیم.

32. take us to any restaurant that will suit
ما را به هر رستورانی که مناسب باشد ببر.

33. after us the deluge
ما که رفتیم هرچه می خواهد بشود

34. let us assume (that)
فرض کنیم (که)،گیریم (که)

35. let us say
مثلا،برای مثال

36. all of us
همه ی ما

37. antibodies give us immunity against disease
پادتن ها در برابر بیماری به ما ایمنی می دهند.

38. danger stared us in the face
با خطر رودررو شدیم.

39. each of us must strive to improve himself
هر یک از ما باید برای بهتر سازی خود جد و جهد کند.

40. he blessed us with his guidance
با رهنمودهای خود ما را مستفیض کرد.

41. he bluffed us into believing he would help us if needed
او با وعده ی سر خرمن ما را مجاب کرد که هنگام نیاز به ما کمک خواهد کرد.

42. he cautioned us against drunken driving
او در مورد رانندگی در حال مستی به ما هشدار داد.

43. he charged us double
او دو برابر از ما (پول) گرفت.

44. he congratulated us grudgingly
او از روی بغض به ما تبریک گفت.

45. he counselled us to keep our cool
او به ما سفارش کرد که خونسردی خود را حفظ کنیم.

46. he cued us in by taking his hat off
او با برداشتن کلاه خود به ما سر نخ داد.

47. he deserted us and went over to the rival camp
او ما را ترک کرد و به دسته ی رقبای ما گروید.

48. he dismissed us with a head gesture
با تکان سر ما را مرخص کرد.

49. he freed us from jail
او ما را از زندان خلاص کرد.

50. he gave us a dirty look and went toward the gun
نگاه خشم آمیزی به ما کرد و رفت به طرف هفت تیر

51. he gave us a lift in his car every day
هر روز با ماشینش به ما سواری می داد.

52. he gave us his cold
سرماخوردگی خود را به ما سرایت داد.

53. he gave us his thanks
مراتب تشکر خود را به ما ابراز داشت.

54. he gave us no explanation
به ما توضیح نداد.

55. he greeted us in a formal tone
با لحنی رسمی به ما خوشامد گفت.

56. he greeted us with a cordial tone
با لحنی دوستانه به ما خوشامد گفت.

57. he greeted us with a paternal smile
بالبخندی پدرانه به ما خوش آمد گفت.

58. he greeted us with a suspicious grin
ما را با نیشخندی حاکی از سوظن پذیرفت.

59. he harangued us for two hours on the virtues of vegetarianism
او با دو ساعت صحبت درباره ی محسنات گیاهخواری سر همه را برد.

60. he importuned us to go to his house
به ما اصرار کرد که به منزلش برویم.

61. he informed us of the news
او خبر را به ما اطلاع داد.

62. he invited us to a treat at shamshiry
او ما را (برای خوراک) به شمشیری دعوت کرد.

63. he invited us to his pad
ما را به محل زندگی خود دعوت کرد.

64. he lent us his car and in return we let him use our boat
او اتومبیلش را به ما قرض داد و در عوض ما هم گذاشتیم از قایق ما استفاده کند.

65. he motioned us to get close
او به ما اشاره کرد که نزدیک شویم.

66. he paid us five dollars apiece
به هر نفر از ما پنج دلار داد.

67. he persuaded us that this car is better and we bought it
او به ما قبولاند که این اتومبیل بهتر است و لذا آنرا خریدیم.

68. he received us politely
مودبانه ما را پذیرفت.

69. he received us with unexpected cordiality
با صمیمیت غیرمنتظره ای ما را پذیرفت.

مترادف ها

ما (ضمير)
our, we, us

خودمان (ضمير)
we, us, ours, ourselves, ourself

به ما (ضمير)
us

بما (ضمير)
us

مارا (ضمير)
us

نسبت بما (ضمير)
us

کلمات اختصاری

عبارت کامل: United States
موضوع: مکان و موقعیت
آمریکا یا ایالات متّحدهٔ آمریکا (با نماد اختصاری US یا USA)، کشوری در آمریکای شمالی، و به پایتختی شهر واشینگتن، دی. سی. است. آمریکا سومین کشور پر جمعیت دنیا و سومین کشور پهناور جهان است، و از لحاظ نژادی و گوناگونی مردم، متنوع ترین کشور جهان شناخته می شود. آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۱۳٬۰۰۰ میلیارد دلار در سال و ۱۹٪ قدرت خرید جهان، بزرگترین اقتصاد در میان کشورهای جهان را دارا است.
نظام حکومتی آمریکا در چارچوب قانون اساسی، و بر اساس سیستم جمهوری فدرال بنیان نهاده شده است. این کشور در سال ۱۷۷۶ میلادی (۱۱۵۵ ه. خ. )، در پی اعلام استقلال و اتحاد ۱۳ مستعمرهٔ سابق بریتانیا شکل گرفت.
کشور آمریکا از شرق با اقیانوس اطلس، در غرب با اقیانوس آرام، از شمال با کشور کانادا، و از جنوب با مکزیک همسایه است. این کشور از راه پایگاه دریایی گوانتانامو نیز مرز مشترک اندکی با کوبا دارد. آمریکا همچنین از طریق آلاسکا با روسیه مرز آبی دارد. به علاوه، مجموعه ای از جزیره ها، ناحیه ها، و مناطق متعلق به آمریکا در سراسر جهان پراکنده اند.
ایالات متحده آمریکا پس از حضور در جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، قدرت اثرگذاری خود در جهان را گسترش داد. آمریکا به عضویت دائم شورای امنیت سازمان ملل در آمده است و از بنیانگذاران پیمان نظامی ناتو محسوب می شود. و پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد به عنوان یک ابرقدرت منحصربه فرد درآمد. شهروند ایالات متحدهٔ آمریکا را معمولاً «آمریکایی» می نامند.

به انگلیسی

• united states of america, country located in north america, country located south of canada and north of mexico
monthly american magazine devoted to the entertainment industry and news about celebrities
you and me, we in the objective case
us (country)
us is an abbreviation for `united states', used only about the united states of america.

پیشنهاد کاربران

United state
ما ( ضمیر مفعولی )
از ما - به ما
ایالات متحده، آمریکا
کشور امریکا
Unated states

ما_خودمان
به ما_ما را
به ما ، خودمان. . .
the US: کشور ایالات متحده ( آمریکا )
مثال:
. The US is in the west of the world
آمریکا در غرب دنیا واقع شده است.

us: ضمیر مفعولی است به معنی: ( به ما، ما را )
مثال:
. He gave the book to us
او کتاب را به ما داد.
. Take us home
ما را به خانه ببر.

اگر حروف یو ( U, u ) و اس ( S, s ) در کلمه های بالا، به صورت بزرگ ( کاپیتال capital ) نوشته شود به معنی کشور آمریکا است و اگر به صورت کوچک ( لور کیسlower case ) نوشته شود به معنی به ما، ما را است.
ما _ نسبت به ما
ایالات متحده

اما عمو سم ( Uncle Sam ) هم ترجمه میشه که در واقع همون نماد ملت امریکاست : )
هم به معنی خودمان هست گاهی هم معنی مخفف ایالات متحده امریکاUSa رو میده بصورت خلاصه US
ضمیر us به معنای ما را ، به ما و با ما
ضمیر us در فارسی به معنای ما را ، به ما و با ما است. از لحاظ صرفی ضمیر us، ضمیر مفعولی اول شخص جمع است. شکل فعلی این ضمیر we است. مثال:
. she gave us all a present ( او به همه ما یک هدیه داد. )
. she gave us a picture ( او یک عکس به ما داد. )

منبع: سایت بیاموز
us معنی نگاه کردن هم میده
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما