برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1405 100 1

unflagging

بررسی کلمه unflagging

صفت ( adjective )
• : تعریف: not wavering or tiring; steady; persisting.

- Despite cold wind and rain, the crowd's unflagging enthusiasm made the show a success.
[ترجمه ترگمان] با وجود باد سرد و باران، شور و شوق همه‌جانبه جمعیت این نمایش را موفقیت‌آمیز جلوه داد
[ترجمه گوگل] با وجود باد سرد و باران، شور و شوق غرق شدن جمعیت این موفقیت را به نمایش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه unflagging در جمله های نمونه

1. He was sustained by the unflagging support of his family.
[ترجمه ترگمان]او از حمایت همه‌جانبه خانواده‌اش برخوردار بود
[ترجمه گوگل]او توسط حمایت غیرقانونی خانواده اش پایبند بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He thanked Tony for his unflagging energy and support.
[ترجمه Shirinbahari] از تونی به خاطر انرژی خستگی ناپذیرش و حمایتش تشکر کرد.
|
[ترجمه ترگمان]او از تونی به خاطر انرژی و حمایت همه‌جانبه خود تشکر کرد
[ترجمه گوگل]او از تونی به خاطر انرژی و حمایت ناپذیرش تشکر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She had shown unflagging support for the cause.
[ترجمه ترگمان]او حمایت همه‌جانبه خود را از این امر نشان داده بود
[ترجمه گوگل]او حمایت علمی برای این موضوع نشان داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه unflagging به انگلیسی

unflagging
• not flagging, tireless, unwavering, constant
• something that is unflagging is maintained without any reduction in effort, intensity, or enthusiasm.

unflagging را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهرداد
بی وقفه، مستمر، پیاپی
Arezou Mhn
کاهش‌ناپذیر، خستگی‌ناپذیر، خلل‌ناپذیر، پایدار، مستمر، تمام‌نشدنی
Shirinbahari
خستگی ناپذیر
his apparently unflagging enthusiasm impressed her

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی unflagging مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )