برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1607 100 1
شبکه مترجمین ایران

umbilical cord

/ʌmˈbɪlɪkəlˈkɔːrd/ /ʌmˈbɪlɪkəlkɔːd/

(کالبدشناسی) بند ناف، بند ناف، بند سره

بررسی کلمه umbilical cord

اسم ( noun )
• : تعریف: a tough, flexible cord that connects the navel of a fetus to the placenta of its mother and that supplies nourishment to, and removes wastes from, the fetus.

واژه umbilical cord در جمله های نمونه

1. All modern popular music has an umbilical cord link back to blues and R and B.
[ترجمه ترگمان]هر موسیقی محبوب مدرن، یک پیوند بندناف به بلوز و R & B دارد
[ترجمه گوگل]همه موسیقی های محبوب مدرن دارای بند ناف بند به بلوز و R و B است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The midwife cut and tied off the baby's umbilical cord.
[ترجمه محمدرضا شریفی] قابله بند ناف نوزاد را برید و گره زد.
|
[ترجمه ترگمان]قابله برید و بندناف نوزاد را بست
[ترجمه گوگل]ماما برداشته و بند ناف نوزاد را برداشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A girl born with the umbilical cord twisted round her neck may feel that she always gets herself tied up in things.
[ترجمه ترگمان]دختری با بندناف دور گردنش به دنیا آمده‌است، شاید احساس کند که همیشه به چیزها گره خورده‌است
[ترجمه گوگل]یک دختر متولد با بند ناف گرد گردن او ممکن است احساس کند که او همیشه خود را در چیزهای گره خورده است
...

معنی umbilical cord در دیکشنری تخصصی

umbilical cord
[برق و الکترونیک] سیم کابلی که سیگنالهای آزمون و تغذیه را تا لحظه پرتاب به موشک می رساند و ممکن است آخرین داده های هدف را در دقیقه آخر به موشک برساند . این سیم برای جدا شدن آسان و سریع طراحی شده است . متصل کننده ها با مکانیزم رها سازی به هنگام کشیده شدن باز می شوند.

معنی کلمه umbilical cord به انگلیسی

umbilical cord
• cord that connects between the fetus and the placenta which provides oxygen to his brain
• the umbilical cord is the tube connecting an unborn baby to its mother, through which it receives oxygen and nutrients.
• you can refer to any system that supplies necessary things to a place or organization as an umbilical cord.

umbilical cord را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی umbilical cord

کلمه : umbilical cord
املای فارسی : یومبیلیکل کرد
اشتباه تایپی : عئذهمهزشم زخقی
عکس umbilical cord : در گوگل

آیا معنی umbilical cord مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )