twofold

/ˈtuːfoʊld//ˈtuːfəʊld/

معنی: دوقسمتی، دوگانه، دو قسم، دارای دو چیز، دو برابر، دوبار
معانی دیگر: دو چندان، دو بخشی، مضاعف، دوتایی، دولا، دوبرابر، دوچندان، دولا
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: having two parts or elements.
مشابه: double, duplicate

(2) تعریف: being twice as great; having twice as much.
مشابه: double
قید ( adverb )
• : تعریف: twice as much or twice as many; doubly.
مشابه: double

جمله های نمونه

1. a twofold increase
افزایش دو چندان

2. The benefits of the scheme are twofold.
[ترجمه علی جادری] مزایای این طرح , دوچندان است .
|
[ترجمه گوگل]مزایای این طرح دوچندان است
[ترجمه ترگمان]مزایای این طرح دوگانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The problems are twofold - firstly, economic, and secondly, political.
[ترجمه علی جادری] مشکلات دوگونه هستند :اول اقتصادی و ثانیاً سیاسی .
|
[ترجمه گوگل]مشکلات دوگانه است - اولاً اقتصادی و دوم سیاسی
[ترجمه ترگمان]مشکلات دوگانه است - اول، اقتصادی، و دوم، سیاسی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The government's role in healthcare is twofold: first, to provide the resources and, second, to make them work better for patients.
[ترجمه گوگل]نقش دولت در مراقبت های بهداشتی دوگانه است: اول، تأمین منابع و دوم، کارکرد بهتر آنها برای بیماران
[ترجمه ترگمان]نقش دولت در مراقبت های بهداشتی دوگانه است: اول، فراهم کردن منابع و، دوم، ساختن آن ها برای بیماران
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. His aims were twofold:to become leader of the Opposition and to unite the party around him.
[ترجمه گوگل]اهداف او دو چیز بود: تبدیل شدن به رهبر اپوزیسیون و متحد کردن حزب در اطراف خود
[ترجمه ترگمان]اهداف او دوگانه بود: رهبر مخالفان شده و حزب را در اطراف خود متحد کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Student numbers have expanded twofold in ten years.
[ترجمه گوگل]تعداد دانشجویان در ده سال دو برابر افزایش یافته است
[ترجمه ترگمان]تعداد دانش آموزان در عرض ده سال دو برابر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Her original investment has increased twofold.
[ترجمه گوگل]سرمایه اولیه او دو برابر شده است
[ترجمه ترگمان]سرمایه گذاری اصلی او دوبرابر شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The case against is twofold: too risky and too expensive.
[ترجمه گوگل]پرونده علیه دو دسته است: بسیار پرخطر و بسیار گران
[ترجمه ترگمان]این مورد دو برابر است: بیش از حد ریسک دار و گران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Men with periodontitis had more than a twofold increased risk of dying compared with men who had no periodontal disease at baseline.
[ترجمه گوگل]مردان مبتلا به پریودنتیت در مقایسه با مردانی که در ابتدا بیماری پریودنتال نداشتند، بیش از دو برابر افزایش خطر مرگ داشتند
[ترجمه ترگمان]مردانی با periodontitis بیش از دو برابر خطر مرگ را در مقایسه با مردانی که هیچ بیماری periodontal در سطح پایه نداشتند، داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. This new legislation will have a twofold effect on businesses.
[ترجمه گوگل]این قانون جدید تأثیر دوگانه ای بر مشاغل خواهد داشت
[ترجمه ترگمان]این قانون جدید تاثیری دوگانه بر کسب وکار دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. The last ten years have seen a twofold increase in the numbers of deaths on the road.
[ترجمه گوگل]در ده سال گذشته شاهد افزایش دو برابری تعداد مرگ و میر در جاده ها بوده ایم
[ترجمه ترگمان]ده سال گذشته شاهد افزایش دو برابری در شمار تلفات این جاده بوده ایم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. The rationale behind this is twofold.
[ترجمه گوگل]دلیل این امر دوگانه است
[ترجمه ترگمان]منطق پشت این موضوع دوگانه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Thus the act in a twofold sense is repugnant to the Constitution.
[ترجمه گوگل]بنابراین این عمل از دو جهت با قانون اساسی منافات دارد
[ترجمه ترگمان]بنابراین عمل در یک حس دوگانه مغایر با قانون اساسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. These show since 1939 a more than twofold increase in arable land and a corresponding decline in permanent pasture.
[ترجمه گوگل]اینها از سال 1939 افزایش بیش از دو برابری در زمین های زراعی و کاهش متناظر در مراتع دائمی را نشان می دهد
[ترجمه ترگمان]این برنامه از سال ۱۹۳۹ یک افزایش بیش از دو برابر در زمین های زراعی و کاهش مشابه در چراگاه دائم را نشان می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

دوقسمتی (صفت)
bipartite, twofold

دوگانه (صفت)
twofold

دو قسم (صفت)
twofold

دارای دو چیز (صفت)
twofold

دو برابر (قید)
double, twofold, twice

دوبار (قید)
twofold, twice

تخصصی

[ریاضیات] دو برابر، دو قسمتی، دو جنبه ای
[ریاضیات] دو تایی، دو لا، دو لایه

به انگلیسی

• doubly; in a double degree
doubled; having two parts
you use twofold to introduce a topic that has two equally important parts.

پیشنهاد کاربران

دو چیز
دو جانبه
دو برابر، دو منظوره، دو منظر، دو جنبه، دو جانبه
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما