tremendous

/trəˈmendəs//trɪˈmendəs/

معنی: ترسناک، عظیم، سرشار، عظیم الجثه، فاحش، شگرف
معانی دیگر: ستهم، فوق العاده، هراس انگیز، وحشتناک، مهیب، (عامیانه) عالی، جانانه، محشر، عجیب
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: tremendously (adv.), tremendousness (n.)
(1) تعریف: extraordinarily large in degree or size.
مترادف: enormous, gigantic, huge, humongous, immense, mammoth, massive, prodigious, titanic, vast
متضاد: minute, tiny
مشابه: colossal, considerable, gargantuan, giant, great, jumbo, major, monstrous, sizable, towering

- His sudden death came as a tremendous shock.
[ترجمه امیر] مرگ او به صورت شوک عظیمی بود
|
[ترجمه iahmadrezam] مرگ ناگهانی او شوک عظیمی بود.
|
[ترجمه ترگمان] مرگ ناگهانی او شوکه شد
[ترجمه گوگل] مرگ ناگهانی او به عنوان یک شوک عظیم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- A tremendous crowd turned out to hear the candidate's speech.
[ترجمه ترگمان] جمعیت زیادی برای شنیدن سخنرانی نامزد خارج شدند
[ترجمه گوگل] جمعیت فراوانی به شنیدن سخنرانی نامزد رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: superior; excellent; extraordinary.
مترادف: excellent, exceptional, extraordinary, magnificent, marvelous, phenomenal, superb, superior
مشابه: fabulous, fantastic, fine, first-rate, giant, great, immense, incredible, notable, prodigious, remarkable, terrific, wonderful

- The orchestra gave a tremendous performance.
[ترجمه Ajt] ارکستر اجرا فوقعالده ای به نمایش گذاشت
|
[ترجمه ترگمان] ارکستر نمایش فوق العاده ای داد
[ترجمه گوگل] ارکستر عملکرد فوق العاده ای داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: frightening; terrible.
مترادف: alarming, dreadful, fearful, fearsome, frightening, ghastly, terrible, terrific
مشابه: appalling, awful, distressing, formidable, harrowing, hideous, horrible, horrid, shocking

- The massive cannons on the opposite hill were a tremendous sight.
[ترجمه ترگمان] توپ های عظیمی که روی تپه مقابل قرار داشت منظره عظیمی دیده می شد
[ترجمه گوگل] توپ های عظیم در تپه مخالف چشم انداز فوق العاده ای داشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. tremendous plagues of rats have devastated the rice fields
هجوم مهیب موش های صحرایی موجب از بین رفتن مزارع برنج شده است.

2. a tremendous blow
یک ضربه ی جانانه

3. a tremendous mountain
کوهی عظیم

4. the tremendous noise of explosion
صدای مهیب انفجار

5. she got a tremendous lift from that experience
آن تجربه او را بسیار سرکیف آورد.

6. his wealth gives him tremendous leverage in our district
ثروتش در منطقه ی ما به او قدرت زیادی می دهد.

7. water was shooting with tremendous pressure from the broken pipe
از لوله ی شکسته آب با فشار زیاد جهش می کرد.

8. the children had created a tremendous row
بچه ها سروصدای عجیبی به پا کرده بودند.

9. war gave weather forecasting a tremendous push
جنگ باعث رواج زیاد پیش بینی وضع هوا شد.

10. the bottlenecks at the bridges create tremendous traffic jams
تنگنای پل ها راه بندان های بزرگی ایجاد می کند.

11. the dam will harness the river's tremendous energy
آن سد نیروی عظیم رودخانه را مهار خواهد کرد.

12. the car hit the tree with a tremendous jar
ماشین با یک تکان شدید به درخت خورد.

13. They were making the most tremendous amount of noise last night.
[ترجمه ترگمان]دیشب زیاد سر و صدا راه انداخته بودند
[ترجمه گوگل]آنها شب گذشته در معرض سر و صدای زیادی بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. There is a tremendous difference between them.
[ترجمه ترگمان]بین آن ها یک تفاوت فاحش وجود دارد
[ترجمه گوگل]تفاوت زیادی بین آنها وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. We're missing out on a tremendous opportunity.
[ترجمه ترگمان]ما با یه فرصت فوق العاده از دست دادیم
[ترجمه گوگل]ما یک فرصت فوق العاده ای از دست می دهیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. I felt a tremendous pressure on my chest.
[ترجمه ترگمان]فشار عظیمی روی سینه ام احساس کردم
[ترجمه گوگل]احساس کردم فشار زیادی بر سینه دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. A tremendous amount of work has gone into the project.
[ترجمه ترگمان]مقدار زیادی کار در این پروژه صورت می گیرد
[ترجمه گوگل]مقدار زیادی از کار به پروژه رسیده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. It makes a tremendous difference to me.
[ترجمه ترگمان]برای من خیلی فرق می کند
[ترجمه گوگل]این باعث می شود تفاوت زیادی برای من داشته باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. We'll see a tremendous lot of technological changes during/in our lifetime.
[ترجمه ترگمان]ما شاهد تغییرات تکنولوژیکی زیادی در طول زندگی خود خواهیم بود
[ترجمه گوگل]ما در طول عمر خود شاهد تغییر زیادی در تغییرات تکنولوژیکی هستیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. His stature as an art critic was tremendous.
[ترجمه ترگمان]مقام او به عنوان یک منتقد هنری فوق العاده بود
[ترجمه گوگل]قدردانی او به عنوان یک منتقد هنری فوق العاده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. He gave the ball a tremendous boot.
[ترجمه ترگمان]او توپ بزرگی را به توپ داد
[ترجمه گوگل]او توپ را به بوت فوق العاده ای داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

ترسناک (صفت)
hideous, ugly, scarey, scary, appalling, terrible, dreadful, ghastly, formidable, fearsome, grim, tremendous, forbidding, dire, horrid, direful, lurid, macabre, direst, terrific, hair-raising, redoubtable, nightmarish, trepid

عظیم (صفت)
great, grand, vast, immense, arrogant, proud, massive, enormous, tremendous, magnificent, glorious, terrific, walloping, whopping

سرشار (صفت)
plenteous, opulent, tremendous, brimful, overfilled, profuse, plenitudinous

عظیم الجثه (صفت)
immense, enormous, tremendous, huge, colossal, gargantuan, of enormous size, full-bodied

فاحش (صفت)
tremendous, exorbitant, egregious, inordinate

شگرف (صفت)
fine, excellent, wonderful, tremendous, wondrous, prodigious

به انگلیسی

• very great in numbers, huge, enormous, powerful
tremendous means very great in quantity or intensity.
you also describe something as tremendous when you think it is very good or impressive.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیترسناک، عظیم، سرشار، عظیم الجثه، فاحش، ش ...معانی متفرقهستهم، فوق العاده، هراس انگیز، وحشتناک، م ...بررسی کلمهصفت ( adjective ) مشتقات : tremendously ( adv. ) , tremendousness ( n. ) • ( 1 ) تعریف: extraord ...جمله های نمونه1. tremendous plagues of rats have devastated the rice fields هجوم مهیب موش های صحرایی موجب از بین ...مترادفترسناک ( صفت ) hideous, ugly, scarey, scary, appalling, terrible, dreadful, ghastly, formidable, f ...انگلیسی به انگلیسیvery great in numbers, huge, enormous, powerful tremendous means very great in quantity or intensity ...
معنی tremendous، مفهوم tremendous، تعریف tremendous، معرفی tremendous، tremendous چیست، tremendous یعنی چی، tremendous یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: tremendous achievement
اشتباه تایپی: فقثئثدیخعس
آوا: /ترمندوس/
عکس tremendous : در گوگل
معنی tremendous

پیشنهاد کاربران

چشمگیر/زیاد
فوق العاده، خیلی زیاد
خارق العاده، اساسی
very great an enormous
بی نظیر.
غیرقابل باور
باورنکردنی
عالی

عظیم / چشمگیر / فوق العاده / بزرگ / خیلی زیاد / خارق العاده
huge / great
👈عظیم،
خیلی زیاد

A tremendous amount of work lay ahead of us
حجم عظیمی/خیلی زیادی از کار پیش رومون داریم

We're tremendous fans of yours
ما از طرفدارای پر و پا قرص شمائیم
مهیب، چشمگیر، بی نظیر
tremendous ( adj ) = enormous ( adj )
به معناهای:عظیم، بسیار زیاد، قابل توجه، کلان، هنگفت
شدید زیاد
بالا، چشمگیر
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما