thus

/ˈðəs//ðʌs/

معنی: بنابر این، پس، چنان، چنین، این طور، بدین گونه، بدینسان، بدین معنی که، از این قرار
معانی دیگر: بدین طریق، بدین نحو، این جور، در نتیجه، بدین ترتیب، از اینرو، مثلا
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

قید ( adverb )
(1) تعریف: in this way.
مترادف: so
مشابه: likewise

- Turn your head thus.
[ترجمه Kian] سر خود را اینچنین برگردان
|
[ترجمه ترگمان] سر خود را به این ترتیب برگردان
[ترجمه گوگل] سر خود را به طوری که
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: for this reason; consequently; therefore.
مترادف: consequently, hence, so, therefore
مشابه: accordingly, ergo, hereat, then, thence

- We had no heat, and thus we were cold this winter.
[ترجمه Aydin Jz] ما گرم کننده نداشتیم بنابراین این زمستونو سرما کشیدیم
|
[ترجمه ترگمان] ما در این زمستان هوا گرم نبود و بنابراین ما این زمستان سرد بودیم
[ترجمه گوگل] ما گرما نداشتیم و بنابراین این زمستان سرد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to a given degree or extent.
مترادف: so

- thus far
[ترجمه ترگمان] تا اینجا
[ترجمه گوگل] تا کنون
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. thus spoke the intrepid sohrab to hooman. . .
به هومان چنین گفت سهراب گرد. . .

2. thus far
1- تا کنون،تا حالا 2- تا این میزان،تا این درجه

3. the information thus collected was printed in newspapers
اطلاعاتی که از این راه به دست آمده بود در روزنامه ها چاپ شد.

4. fate had ordained thus
سرنوشت چنین مقدر کرده بود.

5. i was hoping thus to fillip his spirits
امیدوار بودم بدین وسیله روحیه ی او را تشجیع کنم.

6. people are ungrateful; thus a man i know was kicked out of the house by his own children
مردم نمک نشناس هستند; مثلا مردی را می شناسم که فرزندان خودش او را از خانه بیرون کرده اند.

7. so far (or thus far)
تا حال،تا اینجا،تا این میزان،تاکنون

8. she described the situation thus . . .
وضعیت را این جور توصیف کرد . . .

9. he was sick and old and thus incapable of climbing that mountain
او بیمار و پیر بود و بنابراین نمی توانست از آن کوه بالا برود.

10. you visit but play coy / thus tantalizing me by feeding the flames of your desirability
دیدار می نمایی و پرهیز می کنی /بازار خویش و آتش ما تیز می کنی

11. Thus the question was finally settled.
[ترجمه ترگمان]پس این سوال بالاخره حل شد
[ترجمه گوگل]بنابراین این سوال در نهایت حل شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Thus it came about that, after many years as an interior designer and antiques dealer, he combined both businesses.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، پس از سال ها به عنوان یک طراح داخلی و تاجر antiques، او هر دو کسب و کارها را با هم ترکیب کرد
[ترجمه گوگل]بدین ترتیب، پس از سالها به عنوان یک طراح داخلی و فروشندگان عتیقه فروشی، هر دو کسب و کار را در هم آمیخت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. to speak thus of her benefactor.
[ترجمه ترگمان]تا از ولی نعمت خود سخن بگوید
[ترجمه گوگل]به این ترتیب از بندهای خود صحبت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Joseph was able to grease a few palms, thus helping his brother to escape.
[ترجمه ترگمان]ژوزف می توانست چند نخل را روغن بزند و در نتیجه به برادرش کمک کند که فرار کند
[ترجمه گوگل]یوسف توانست چند کف دست را روغن کند و به برادرش کمک کند تا فرار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Her political career thus far had remained unblemished.
[ترجمه ترگمان]شغل سیاسی او تا به حال دست نخورده باقی مانده بود
[ترجمه گوگل]اوضاع سیاسی او تا کنون باقی مانده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. Italy had thus practically declared her independence.
[ترجمه ترگمان]ایتالیا عملا استقلال خود را اعلام کرده بود
[ترجمه گوگل]در نتیجه ایتالیا استقلال خود را اعلام کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Words thus strung together fall on the ears like music.
[ترجمه ترگمان]کلمات مثل موسیقی در گوش یکدیگر فرو می ریختند
[ترجمه گوگل]به این ترتیب، واژه ها به هم متصل می شوند به گوش مانند موسیقی می افتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بنابراین (قید)
accordingly, so, therefore, thus, hence, ergo, thereupon, insomuch

پس (قید)
back, so, thus, ergo, forth, again, then, afterwards

چنان (قید)
so, thus, such

چنین (قید)
so, thus, likewise, such, sic

این طور (قید)
so, thus, such

بدین گونه (قید)
thus

بدینسان (قید)
thus

بدین معنی که (قید)
thus

از این قرار (قید)
thus

تخصصی

[ریاضیات] به این ترتیب، بنابراین، به این معنی که، پس، مثلا

به انگلیسی

• therefore, so
you use thus to introduce the consequence or conclusion of something that you have just said; a formal word.
if you say that something is thus or happens thus, you mean that it is or happens in the way you are describing; a formal word.

ارتباط محتوایی

معنی اصلیبنابر این، پس، چنان، چنین، این طور، بدین ...معانی متفرقهبدین طریق، بدین نحو، این جور، در نتیجه، ...بررسی کلمهقید ( adverb ) • ( 1 ) تعریف: in this way. • مترادف: so • مشابه: likewise - Turn your ...جمله های نمونه1. thus spoke the intrepid sohrab to hooman. . . به هومان چنین گفت سهراب گرد. . . 2. thus far 1 ...مترادفبنابراین ( قید ) accordingly, so, therefore, thus, hence, ergo, thereupon, insomuch پس ( قید ) ...بررسی تخصصی[ریاضیات] به این ترتیب، بنابراین، به این معنی که، پس، مثلاانگلیسی به انگلیسیtherefore, so you use thus to introduce the consequence or conclusion of something that you have jus ...
معنی thus، مفهوم thus، تعریف thus، معرفی thus، thus چیست، thus یعنی چی، thus یعنی چه
برچسب ها: انگلیسی به فارسی، انگلیسی به فارسی با حرف t، مترادف انگلیسی به فارسی، مترادف انگلیسی به فارسی با حرف t، انگلیسی به انگلیسی، انگلیسی به انگلیسی با حرف t، دانشنامه کاربران، دانشنامه کاربران با حرف t
کلمه بعدی: thus and thus
اشتباه تایپی: فاعس
آوا: /تهوس/
عکس thus : در گوگل
معنی thus

پیشنهاد کاربران

as a result of this
Therefore
بدین گونه
مثلا
در نتیجه
بنابراین
حاصل، حاصل شدن، حصول
متعاقباً، متعاقب آن، در نتیجه، ماحصل ( آن ) ، بدین سان، بدین ترتیب
1. بنابراین
2. بدین گونه
لذا
به همین دلیل، از این رو، رو این حساب
در نتیجه این.
1. در نتیجه ، بنابراین ، as a result of sth , therefore , hence
2. این چنین ، like this , in this way
بدین قرار
therefore
So

بدین ترتیب
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما