telephoto lens

جمله های نمونه

1. Nikon for instance produce a telephoto lens, several wide angle lenses and a fish-eye for their range of models.
[ترجمه گوگل]به عنوان مثال نیکون یک لنز تله فوتو، چندین لنز زاویه باز و یک چشم ماهی برای طیف مدل های خود تولید می کند
[ترجمه ترگمان]برای مثال، نیکون یک لنز تله فوتو، چند لنز واید و یک چشم ماهی برای دامنه آن ها تولید می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. You may use a zoom or telephoto lens on your camera.
[ترجمه گوگل]می توانید از لنز زوم یا تله فوتو روی دوربین خود استفاده کنید
[ترجمه ترگمان]شما ممکن است از یک لنز زوم یا تله فوتو در دوربین خود استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I commonly use the Olympus 100 millimeter telephoto lens.
[ترجمه گوگل]من معمولا از لنز 100 میلی متری تله فوتو Olympus استفاده می کنم
[ترجمه ترگمان]من معمولا از لنز تله فوتو ۱۰۰ میلیمتری استفاده می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A telephoto lens is available as an option.
[ترجمه گوگل]یک لنز تله فوتو به عنوان یک گزینه موجود است
[ترجمه ترگمان]یک لنز تله فوتو به عنوان یک گزینه موجود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. C: I want a telephoto lens. Do you have one here?
[ترجمه گوگل]ج: من یک لنز تله فوتو می خواهم اینجا یکی داری؟
[ترجمه ترگمان]سی: من یک لنز تله فوتو می خواهم تو یکی از آن ها را اینجا داری؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. These were made discreetly with the aid of a telephoto lens and with the full co-operation of the club.
[ترجمه گوگل]اینها با احتیاط و با کمک یک لنز تله فوتو و با همکاری کامل باشگاه ساخته شدند
[ترجمه ترگمان]این ها با کمک یک لنز تله فوتو و با هم کاری کامل باشگاه با احتیاط انجام شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Before getting out of the way, Steininger captured this digital photo with a 500 mm telephoto lens.
[ترجمه گوگل]اشتاینینگر قبل از اینکه از مسیر خارج شود، این عکس دیجیتالی را با لنز تله فوتو 500 میلی متری ثبت کرد
[ترجمه ترگمان]قبل از بیرون رفتن از این مسیر، Steininger این عکس دیجیتال را با لنز تله فوتو ۵۰۰ mm گرفته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. S : Pardon me. C : I want a telephoto lens.
[ترجمه گوگل]س: ببخشید ج: من یک لنز تله فوتو می خواهم
[ترجمه ترگمان]اس: ببخشید سی: من یک لنز تله فوتو می خواهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. One limiting factor is the viewing angle, which is comparable to using a camera lens: a telephoto lens has a narrower view than a wide-angle lens.
[ترجمه گوگل]یکی از عوامل محدود کننده زاویه دید است که با استفاده از لنز دوربین قابل مقایسه است: لنز تله فوتو دید باریک تری نسبت به لنزهای زاویه باز دارد
[ترجمه ترگمان]یک عامل محدود کننده زاویه دید است، که با استفاده از یک لنز دوربین قابل مقایسه است: یک لنز تله فوتو نمای باریک تر از یک لنز واید دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Still another kind of effect is apparent when you look through a telephoto lens.
[ترجمه گوگل]هنگامی که از لنز تله‌فوتو نگاه می‌کنید، نوع دیگری از اثر آشکار است
[ترجمه ترگمان]با این حال، وقتی از یک لنز تله فوتو نگاه می کنید، یک نوع اثر دیگر نیز مشهود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

تخصصی

[سینما] تله ابژکتیف - تله فتو - عدسی با فاصله کانونی زیاد - عدسی تله فتو - عدسی دورنما - لنز تله - لنز زاویه بسته
[برق و الکترونیک] عدسی تله فوتو عدسی دارای فاصله کانونی طولانی که به دوربین تلویزیونی امکان به دست آوردن تصویری از اجسام دور را می دهد.

انگلیسی به انگلیسی

• a telephoto lens is a lens which you can attach to a camera and which makes far away things larger and clearer in the photographs.

پیشنهاد کاربران

لنز تله فوتو، لنز تله، لنز دوربرد
تفاوت و نکات مهم
• Telephoto lens نوعی لنز دوربین است که فاصله کانونی بلندی دارد و برای بزرگ تر نشان دادن سوژه های دوردست بدون نزدیک شدن فیزیکی به آن ها استفاده می شود.
...
[مشاهده متن کامل]

• با zoom lens تفاوت دارد. Zoom lens لنزی است که فاصله کانونی آن قابل تغییر است و ممکن است از واید تا تله را پوشش دهد، اما telephoto lens به لنزی گفته می شود که در محدوده فاصله کانونی بلند قرار دارد. بسیاری از لنزهای تله فوتو زوم هستند، اما همه لنزهای زوم تله فوتو نیستند.
• با wide - angle lens تفاوت دارد. Wide - angle lens زاویه دید گسترده ای دارد و برای ثبت مناظر یا فضاهای کوچک مناسب است، در حالی که telephoto lens زاویه دید باریکی دارد و سوژه های دور را بزرگ تر و نزدیک تر نشان می دهد.
• با prime lens تفاوت دارد. Prime lens فاصله کانونی ثابتی دارد و می تواند واید، نرمال یا تله فوتو باشد. بنابراین تله فوتو بودن و پرایم بودن دو ویژگی متفاوت هستند.
• این لنزها معمولاً برای عکاسی حیات وحش، ورزشی، نجومی و پرتره استفاده می شوند و باعث فشرده تر به نظر رسیدن فاصله بین سوژه و پس زمینه می شوند.
کاربردهای رایج
telephoto lens photography = عکاسی با لنز تله فوتو
use a telephoto lens = از لنز تله فوتو استفاده کردن
a 200 mm telephoto lens = یک لنز تله فوتوی ۲۰۰ میلی متری

telephoto lens
📋 دوستان در زبان انگلیسی یک prefix داریم به اسم tele
📌 این پیشوند، معادل "far" یا "at a distance" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این پیشوند را در خود داشته باشند، به "far" یا "at a distance" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 telephone: A device for transmitting sound over a far distance
🔘 television: A system for transmitting visual images and sound at a distance
🔘 telegraph: A device for sending coded messages over a far distance
🔘 telescope: An instrument that makes far objects appear closer
🔘 telepathy: The ability to transmit thoughts at a distance
🔘 telecommute: To work from a far location using telecommunications
🔘 teleconference: A meeting held with participants at a distance
🔘 telekinesis: The supposed ability to move objects at a distance with the mind
🔘 telephoto: A lens system designed to capture distant subjects
🔘 telecast: A television broadcast transmitted at a distance
🔘 teleprompter: A device displaying text at a distance for speakers or performers
🔘 telemarketing: Selling goods or services over a far distance using phones
🔘 telemedicine: Remote diagnosis and treatment of patients at a distance
🔘 telegraphy: The practice of sending messages at a distance with coded signals
🔘 telephony: The technology of voice transmission over a far distance
🔘 teleprinter: A machine for sending typed messages over a distance
🔘 teletext: A system for sending text and graphics at a distance via TV
🔘 telethon: A long television program that raises funds at a distance
🔘 telemeter: A device that measures distances to far objects
🔘 telepathic: Relating to the ability to communicate at a distance using thoughts
🔘 telephoto lens: A camera lens that captures distant objects more clearly
🔘 teleplay: A script written for a television production at a distance
🔘 teleprinter: A device used for sending typed text over a distance
🔘 teleprocessing: Processing data at a distance from its point of origin
🔘 telecourse: A learning program delivered at a distance via television or the internet
🔘 televiewer: A person who watches television from a far location
🔘 telecommuter: Someone who works at a distance using technology
🔘 telephoto: A photograph of a distant subject taken with a telephoto lens
🔘 telepathist: A person claiming the ability to communicate thoughts at a distance
🔘 telefilm: A movie made for broadcasting at a distance on television

بنظرم "لنز دورنگار" واژه مناسبیه .