taffy

/ˈtæfi//ˈtæfi/

معنی: تافی، نوعی اب نبات
معانی دیگر: آبنبات
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: taffies
• : تعریف: a chewy candy made of molasses or sugar that is boiled and then pulled until it holds its shape.

جمله های نمونه

1. Good taffy doesn't break; it strings.
[ترجمه ع. ک] تافی خوب نمیشکنه، اون کش میاد.
|
[ترجمه گوگل]تافی خوب نمی شکند رشته می کند
[ترجمه ترگمان]تافی خوب پاره نمی شود؛ طناب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. To make taffy, to advertise taffy, to provide employment, to earn a profit, to inspire Otto Rossler?
[ترجمه گوگل]برای ساختن تافی، تبلیغ تافی، ایجاد اشتغال، کسب سود، الهام بخشیدن به اتو راسلر؟
[ترجمه ترگمان]برای ساختن taffy، تبلیغ taffy، فراهم آوردن شغل، الهام بخشیدن به اوتو Rossler؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Taffy always wags her tail when I come home.
[ترجمه گوگل]تافی همیشه وقتی به خانه می آیم دمش را تکان می دهد
[ترجمه ترگمان]تافی همیشه وقتی میام خونه یه تافی می خورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Lucky thing there was Old Chaostretching on like taffy, but in an effort to save her, it seemed.
[ترجمه گوگل]چیز خوش شانسی بود که پیر چائوستور مانند تافی در حال کشش بود، اما در تلاش برای نجات او، به نظر می رسید
[ترجمه ترگمان]خوشبختانه به نظر می رسید که تافی پیر مثل تافی است، اما در تلاش برای نجات دادنش به نظر می رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Tara takes two teaspoons of taffy in her tea.
[ترجمه فرید رستمی] تارا دو قاشق چای خوری تافی با چاییش می خوره
|
[ترجمه گوگل]تارا دو قاشق چای خوری تافی در چایش می خورد
[ترجمه ترگمان] تارا \"دوتا قاشق چای\" taffy \"تو چایش میخواد\"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The rod is then heated and pulled like taffy into a fiber.
[ترجمه گوگل]سپس میله گرم می شود و مانند تافی به داخل فیبر کشیده می شود
[ترجمه ترگمان]سپس چوب گرم می شود و مانند taffy در فیبر بالا می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. They were just giving him taffy but he did not know.
[ترجمه گوگل]فقط به او تافی می دادند اما او نمی دانست
[ترجمه ترگمان]آن ها فقط تافی را به او می دادند، اما نمی دانست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. To stretch ( taffy, for example ) repeatedly.
[ترجمه گوگل]کشش (مثلاً تافی) مکرر
[ترجمه ترگمان]برای مثال، تکرار (taffy، برای مثال)
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Multicolored volcanic ash flows, long since hardened to jagged rock, reach into the sea like fantastic taffy mountains.
[ترجمه گوگل]جریان های خاکستر آتشفشانی رنگارنگ، که مدت هاست به سنگ های دندانه دار سخت شده اند، مانند کوه های تافی خارق العاده به دریا می رسند
[ترجمه ترگمان]فوران آتش فشانی منجمد، از زمان سخت شدن به سنگ ناهموار، مانند کوهه ای taffy fantastic به دریا می رسد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Deterministic dynamical systems of three or more dimensions can exhibit behaviors of the type generated by the rotating taffy machine.
[ترجمه گوگل]سیستم های دینامیکی قطعی سه بعدی یا بیشتر می توانند رفتارهایی از نوع تولید شده توسط ماشین تافی دوار را نشان دهند
[ترجمه ترگمان]سیستم های دینامیکی قطعی سه یا چند بعد می توانند رفتارهایی از نوع تولید شده توسط ماشین چرخان گردان را نشان دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. After fasting for three days, the fever abated and he felt as limp as taffy.
[ترجمه گوگل]پس از سه روز ناشتا، تب کاهش یافت و او احساس سستی کرد
[ترجمه ترگمان]بعد از سه روز روزه، تب فروکش کرد و او هم مثل تافی سست شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Mr. Judd, merging and liquefying light and matter, pulls the world, as if malleable, to-and-fro like taffy.
[ترجمه گوگل]آقای جود، با ادغام و مایع شدن نور و ماده، جهان را که گویی شکل پذیر است، مانند تافی به این سو و آن سو می کشد
[ترجمه ترگمان]* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. Sugar-coated haws is a traditional Chinese food, it is the string of wild fruit clusters with the bamboo stick dipped after the maltose thin, taffy case of wind quickly harden.
[ترجمه گوگل]هاوهای با روکش قندی یک غذای سنتی چینی است، رشته ای از خوشه های میوه های وحشی با چوب بامبو که پس از سفت شدن پوسته نازک و تافی مالتوز باد به سرعت فرو می رود
[ترجمه ترگمان]haws که پوشیده از قند است یک غذای سنتی چینی است، که رشته ای از خوشه های میوه وحشی با عصای خیزران است که پس از نازک maltose در dipped فرو می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

تافی (اسم)
butterscotch, toffee, taffy, caramel, toffy

نوعی اب نبات (اسم)
taffy

به انگلیسی

• soft chewy candy

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما