برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1405 100 1

try on

/traɪ ɑn/ /traɪ ɑn/

1- (لباس) امتحانا پوشیدن، پرو کردن 2- (ساعت و جواهر و غیره) امتحانا زدن، به خود آویختن، به مچ بستن

بررسی کلمه try on

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to put on an article of clothing in order to test the desirability of its size or appearance.

- She tried on four dresses before making a choice.
[ترجمه فلوران] او چهار لباس را قبل از انتخاب کردن لباسی پرو کرد.
|
[ترجمه tina] او چهار لباس را قبل از انتخاب کردن پرو کرد.
|
[ترجمه Zahra] او قبل از انتخاب کردن چهار لباس را تن زد
|
[ترجمه One Direction] او چهار لباس را قبل از انتخاب کردن پرو کرد.|
[ترجمه ترگمان] قبل از اینکه انتخاب دیگه ای بکنه چهار لباس رو امتحان کرد
[ترجمه گوگل ...

واژه try on در جمله های نمونه

1. Try on clothing and shoes to make sure they fit.
[ترجمه آوا فضلی] لباس ها و کفش ها را بپوشید تا مطمئن شوید که مناسب هستند
|
[ترجمه محمد] لباس ها و کفش ها را پرو کنید تا مطمئن شوید که مناسب هستند
|
[ترجمه ناشناس] لباس ها و کفش ها را امتحان وپرو کنید تا مطمئن شوید که مناسب هستند
|
[ترجمه ترگمان]سعی کنید لباس‌ها و کفش‌ها را بپوشید تا مطمئن شوید که مناسب هستند
[ترجمه گوگل]لباس و کفش را امتحان کنید تا مطمئن شوید که مناسب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. May I try on the hat?
[ترجمه بیتا] می توانم کلاه را امتحان کنم؟
...

معنی کلمه try on به انگلیسی

try on
• attempt; measure; try a piece of clothing to check if it fits or how it looks

try on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
جمله باtry on(به معنی لباس پرو کردن)
Poya
امتهان کردن یا پرو کردن
king
امتحان کردن و آزمایش کردن
سعید
به تن زدن لباس
MRS. PN
لباس پرو کردن
Aref
لباس را پرو کردن try on
Hadis
پوشیدن لباس در مغازه
🌌ناشناس🌌
to put on apiece of clothing to see if you like it and if it is big enough
پرو کردن لباس
خر
پرو كردن
sara
پرو کردن
رویا جججوووونننن
کلا امتحان کردن و تن زدن
PARIA
به معنی امتحان کردن و سعی کردن و پرو کردنه
ولی تو کتاب supp 6 به معنی پرو کردنه
Mohammad reza
به معنای : (لباس) پرو کردن
tala
امتحان کردن
@.y.d.@
put on clothes to see if they fit you or not/پرو کردن
Dina📿
پرو کردن
M.Z
کلمه ی Try on معانی مختلفی دارد و با توجه به صفت یا اسم بودن کلمه باید جمله را بنویسسیم
TERMINATOR
put on clothes to see if they fit or no
Be
(لباس)امتحان کردن
پرو کردن
Shakyla
سعی کردن ، کوشش
Shakyla
try یعنی سعی کردن ، کوشش
Shakyla
پرو کردن
u
پرو کردن
W
پرو کردن
BB
Put on clothes to see if they fit you or not
در کانون زبان
ترم ریچ ۴
درس ۱
Be to che
Put on
شوجی
پرو کردن

Mohammad.h.h
.Put on clothes to see if they fit you or not

کانون زبان ایران

درس 6

reach 4
zahra
put on clothes to see if they fit you or no
پرو کردن .

ملیکا
put on clothes to see if they
fit you
or not
MH
امتحان کردن، پرو کردن
نادان
آزمایشی پوشیدن
ヽ(*⌒∇⌒*)ノ
ینی پرو کردن لباس
Put on clothes to see if they fit you or not
کانون زبان ایران
Reach 4
Unit6
ムℓムℳ
یعنی پرو کردن




کانون زبان ایران reach4 درس6 نوجوانان
کانون زبان ایرانbasic3درس9بزرگسالان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی try on
کلمه : try on
املای فارسی : تری اون
اشتباه تایپی : فقغ خد
عکس try on : در گوگل

آیا معنی try on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )