برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1460 100 1

transaction

/trænˈzækʃn̩/ /trænˈzækʃn̩/

معنی: معامله
معانی دیگر: داد و ستد، کار، تبادل، رابطه، انجام، کردن، اجرا، (جمع) صورتجلسه، (گردهمایی های علمی) خلاصه ی نطق ها و رسالات، سودا

بررسی کلمه transaction

اسم ( noun )
مشتقات: transactional (adj.), transactionally (adv.)
(1) تعریف: the act, process, or an instance of transacting or the fact of being transacted.
مترادف: prosecution
مشابه: completion, exchange, execution, handling, management

(2) تعریف: the thing transacted, such as a sale or other piece of business.
مشابه: business, commerce, deal, dealing, exchange, sale

(3) تعریف: (pl.) the record of proceedings, as of a convention or conference.
مترادف: minutes, proceedings
مشابه: record

واژه transaction در جمله های نمونه

1. the transaction between the viewer and the painting
رابطه‌ی میان بیننده و نقاشی

2. a profitable transaction
معامله‌ی پرسود

3. a profitable transaction
معامله‌ی پر سود

4. my brother was in no way a party to that transaction
برادر من به هیچ وجه در آن معامله دخیل نبود.

5. He left the transaction of the matter to his secretary.
[ترجمه الهام قدوسی] او موضوع را به منشی خود واگذار کرد.
|
[ترجمه ترگمان]معامله را به منشی خود واگذار کرد
[ترجمه گوگل]او معامله این موضوع را به دبیر خود ترک کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Neither side would disclose details of the transaction.
[ترجمه ترگمان]هیچ کدام از طرفین جزئیات تراکنش ها را فاش نمی‌کنند
[ترجمه گوگل]هیچ یک از طرفین جزئیات معامله را اعلام نخواهند کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر ...

مترادف transaction

معامله (اسم)
treatment , intercourse , bargain , transaction , dealing

معنی عبارات مرتبط با transaction به فارسی

داده های تراکنشی
پرونده تراکنش
تراکنش گر
نوار تراکنش

معنی transaction در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] رویداد مالی _ فعالیت مالی
[صنعت] تراکنش ، فعل و انفعال ، معامله
[حقوق] معامله، داد و ستد، عملیات حسابداری یا بانکی، مذاکره
[نساجی] معاملات
[ریاضیات] تراکنش، دادوستد، فعالیت، معامله
[صنعت] هزینه یابی بر اساس تراکنش - سیستم استاندارد هزینه یابی که سعی دارد تا هزینه سربار را بر اساس میزان تاثیر محصول بر آن ، به محصول تخصیص دهد.
[کامپیوتر] کد تغییرات .
[زمین شناسی] مدیریت عملیات transactions به منظور ردیابی تراکنش، ثبت تراکنش و جلوگیری از برخورد تراکنش.
[حسابداری] چرخه عملیات
[برق و الکترونیک] داده های معاملاتی داده های ورودی جدید تصادفی و غیر قابل پیش بینی در سیستم پردازش داده ها ، مانند ساعتهای کار ، کمیتهای بار شده در کشتی و مقادیر صورت حساب.
[حسابداری] فعالیت جاری
[آب و خاک] روند فعل و انفعال
[کامپیوتر] پردازش تغییر گرا .
[صنعت] سیستم پردازش تراکنشها - پایینترین سطح سیستمها ...

معنی کلمه transaction به انگلیسی

transaction
• interaction between two parties, negotiation, settlement; business deal
• a transaction is a business deal, usually involving buying and selling something.
transaction analysis
• analysis of commercial transactions, analysis of commercial deals
transaction loan
• loan intended to a specific use
transaction permit
• business license, permission to conduct business transactions
account transaction
• any activity within an account (at a bank, etc.)
arm`s length transaction
• business dealing between two parties that are independent of each other
artificial transaction
• fictitious transaction executed to mislead the government authorities
commercial transaction
• business deal
defective transaction
• business deal cancelled or nullified due to a deficiency in its conception or signing
drug transaction
• drug deal, sale or purchase of illegal drugs
dubious transaction
• business which is probably illegal
extra risk transaction
• especially risky business transaction
fictitious transaction
• false deal, invented proceeding, untrue settlement
finalize a transaction
• complete a transaction
financial transaction
• business deal involving money
forward transaction
• agreement to transfer ownership of foreign c ...

transaction را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مهسا قدمی
سلام . خدا قوت
معانی ، باورپذیر و خوب هستن
تبادل
و نیز - تبادل مالی - هم معادل مناسبی ست
یکی
[کامپیوتر (پایگاه داده)] تراکنش
مجید حسنوند
مذاکره
محسن
وحدت عمل(حقوق)
الی حسینی وند
تراکنش مالی
مریم سمیعی
مبادله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی transaction
کلمه : transaction
املای فارسی : ترانسکشن
اشتباه تایپی : فقشدسشزفهخد
عکس transaction : در گوگل

آیا معنی transaction مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران