برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1723 100 1
شبکه مترجمین ایران

thru

/ˈθruː/ /θruː/

معنی: تمام، تمام شده، از توی، از اغاز تا انتها، سرتاسر، کاملا، از میان، از وسط، بواسطه
معانی دیگر: (عامیانه) مخفف: through، through : از میان، بخاطر

بررسی کلمه thru

صفت و ( adjective, adverb, preposition )
• : تعریف: (informal) through.

واژه thru در جمله های نمونه

1. We'll be in New York Tuesday thru Friday.
[ترجمه یوسف نادری] ما از سه‌شنبه تا جمعه در نیویورک خواهیم ماند.(through در اینجا معنی until تا می‌دهد)
|
[ترجمه ترگمان]ما سه شنبه آینده در نیویورک خواهیم بود
[ترجمه گوگل]ما سه شنبه از جمعه در نیویورک میمانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Travel thru 40 castles and defend your country from creatures of the Mech Lord!
[ترجمه ترگمان]چهل قلعه واقعی را طی کنید و از کشور خود در برابر مخلوقات فرمانروای Mech دفاع کنید!
[ترجمه گوگل]سفر از طریق 40 قلعه و دفاع از کشور خود را از موجودات Mech Lord!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Questions 6 thru 7 are based upon the information shown below. Listed below are several methods of price analysis.
[ترجمه ترگمان]سوالات ۶ (۷)براساس اطلاعات نشان‌داده‌شده در زیر می‌باشند لیست زیر چند روش آنالیز قیمت است
[ترجمه گوگل]سوالات 6 تا 7 بر اساس اطلاعات زیر نشان داده شده است زیرمجموعه های زیر روش های متعددی برا ...

مترادف thru

تمام (صفت)
main , full , complete , thorough , out-and-out , through , all , whole , entire , rounded , thru , full-blown , integral
تمام شده (صفت)
through , all-over , defunct , extinct , rounded , thru
از توی (قید)
through , thru
از اغاز تا انتها (قید)
through , thru
سرتاسر (قید)
through , crosswise , crossways , throughout , all over , overall , entirely , totally , thru , cap-a-pie , completely
کاملا (قید)
outright , exactly , altogether , quite , smack , whole-hog , wholly , fully , entirely , totally , thru , in toto , teetotally , hand-and-foot , utterly , scot and lot , soundly , throughly
از میان (حرف اضافه)
through , thru , per
از وسط (حرف اضافه)
through , thru , per
بواسطه (حرف اضافه)
from , by , through , for , thru , because of , out of

معنی کلمه thru به انگلیسی

thru
• by way of, until, by, via (accepted abbreviation in the usa)
• thru means the same as through; an informal word, used in american english.
click thru
• instance of someone clicking on an internet advertisement

thru را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

یوسف نادری
thru شکل مخفف شده، کلمه through است.معنی هر دو یکسان است. تلفظ‌شان هم (ثْروو) است.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی thru

کلمه : thru
املای فارسی : ترو
اشتباه تایپی : فاقع
عکس thru : در گوگل

آیا معنی thru مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )