برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1683 100 1
شبکه مترجمین ایران

tad

/ˈtæd/ /ˈtæd/

معنی: بچه کوچک، نی نی
معانی دیگر: (معمولا با: a) کمی، (یک) ذره، بچه ی کوچک (به ویژه نوزاد پسر)، نوزاد، کودک

بررسی کلمه tad

اسم ( noun )
(1) تعریف: a small boy.

- I swam in that creek when I was just a tad.
[ترجمه ترگمان] وقتی فقط یه بچه بودم شنا کردم
[ترجمه گوگل] وقتی که من فقط یک قدم بودم، در آن رودخانه شنا کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a very small amount; bit.

- Aren't you a tad nervous about the interview?
[ترجمه ترگمان] تو یه ذره واسه مصاحبه عصبی نیستی؟
[ترجمه گوگل] آیا شما در مورد مصاحبه نگران نیستید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه tad در جمله های نمونه

1. a tad more than that
یک ذره بیشتر از آن

2. i am a tad tired
کمی خسته هستم.

3. Tad loves being in the limelight.
[ترجمه Shirinbahari] کودک عاشق بودن در مرکز توجه است.
|
[ترجمه ترگمان]Tad عاشق بودن در مرکز توجه است
[ترجمه گوگل]تاد را دوست دارد در حال تمرکز باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's a tad too expensive for me.
[ترجمه ترگمان]یه خورده برای من خیلی گرونه
[ترجمه گوگل]این برای من خیلی گران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Could you turn the sound down just a tad?
[ترجمه ترگمان]میشه صداشو کم کنی؟
[ترجمه گوگل]میتونی صدای خودت را فقط یک تیک بزنید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف tad

بچه کوچک (اسم)
tot , baby , kid , bambino , tad , little boy
نی نی (اسم)
tad , piccaninny , pickaninny

معنی کلمه tad به انگلیسی

tad
• little boy; very small amount
tad of
• bit of, touch of
a tad
• a little bit, a small amount

tad را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

English User
یه نمه
The fish was OK, but the chips were a tad greasy.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی tad

کلمه : tad
املای فارسی : تاد
اشتباه تایپی : فشی
عکس tad : در گوگل

آیا معنی tad مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )