برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1524 100 1
شبکه مترجمین ایران

table of contents

واژه table of contents در جمله های نمونه

1. At the front of the book is a table of contents, giving details of what is in the book.
[ترجمه ترگمان]در قسمت جلو این کتاب جدولی از مضمون وجود دارد که در آن جزئیات آنچه در کتاب وجود دارد را ارایه می‌دهد
[ترجمه گوگل]در جلوی کتاب مقالهای است که جزئیات آن را در کتاب ارائه می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The program automatically creates a table of contents .
[ترجمه ترگمان]این برنامه به طور خودکار یک میز محتوی را ایجاد می‌کند
[ترجمه گوگل]این برنامه به طور خودکار یک جدول محتویات ایجاد می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. There is a table of contents in the front of a dictionary.
[ترجمه ترگمان]یک میز از محتویات در جلوی یک فرهنگ لغت وجود دارد
[ترجمه گوگل]یک جدول محتوی در مقابل یک فرهنگ لغت وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The table of contents is used as an index for finding particular material.
[ترجمه ترگمان]فهرست مندرجات به عنوان شاخصی برای یافتن مواد خاص استفاده می‌شود
[ترجمه گو ...

معنی کلمه table of contents به انگلیسی

table of contents
• list of the chapter headings of a book

table of contents را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
فهرست مندرجات
aram
فهرست مطالب
امیر
Index of contents

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی table of contents مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )