برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1438 100 1

Tanned

واژه Tanned در جمله های نمونه

1. I was slightly tanned by the sun.
[ترجمه توسلی] من یه کمی با آفتاب برنزه شدم
|
[ترجمه ترگمان]آفتاب اندکی آفتاب‌سوخته شده بود
[ترجمه گوگل]من کمی خورشید بودم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Next to his tanned face, hers seemed pallid and unhealthy.
[ترجمه ترگمان]در کنار چهره آفتاب‌سوخته او رنگ‌پریده و ناسالم به نظر می‌رسید
[ترجمه گوگل]در کنار چهره آلوده شده اش، آن ها به نظر می رسید کمرنگ و ناسالم بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He took off his shirt to reveal his tanned torso.
[ترجمه ترگمان]پیراهنش را درآورد تا پیکر آفتاب‌سوخته خود را آشکار کند
[ترجمه گوگل]او پیراهن خود را برداشت تا لگن برنزه خود را نشان دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Tanned workmen were sitting around the dock.
...

معنی کلمه Tanned به انگلیسی

tanned
• if you are tanned, your skin is darker than usual because you have been in the sun.
sun tanned
• if you are sun-tanned, the sun has turned your skin darker than usual.

Tanned را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ساراRMZ
آفتاب سوخته
مهسا
برنزه
عباس محمدی
دباغی شده
عباس محمدی
(در صنعت چرم) = دباغی شده
Amirhossein
Having brown skin after spending time in the sun

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Tanned مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )