برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1639 100 1
شبکه مترجمین ایران

Take for granted

واژه Take for granted در جمله های نمونه

1. Practice time is something else everyone seems to take for granted.
[ترجمه سعید] مدت زمان تمرین یکی دیگر از چیزهایی است که همه آنرا دستکم میگیرند.(به حساب نمیآورند)
|
[ترجمه مهدی] مدت زمان تمرین یکی دیگر از چیزهایی است که بنظر بدیهی پنداشته می شود.
|
[ترجمه ترگمان]زمان تمرین چیز دیگری است که به نظر می‌رسد همه آن را بدیهی می‌پندارد
[ترجمه گوگل]زمان تمرین چیز دیگری است که هر کس به نظر می رسد به عهده دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Mount Dora we take for granted seems like paradise to her.
[ترجمه امیر] کوه دورا که اصلاً به چشم ما نمی آمد برای او مانند بهشت بود|
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که کوه دورا که ما ...

معنی کلمه Take for granted به انگلیسی

take for granted
• not appreciate, not realize how much something means to you

Take for granted را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Laleh ghane
پذيرفتن درستي چيزي بدون هيچ سوالي
يا
قدر داني نكردن از كسي
Tahmasbi
بدیهی، مسلم (adj)
رضا
بی محلی کردن
محمد علی کریمی
بدیهی پنداشتن،مسلم دانستن،مسلم فرض کردن،محتاج به دلیل ندانستن
Iman
ناديده گرفتن=ignore
محمد امین عظیم زادگان
مسلم فرض کردن چیزی بدون تحقیق.
توجه کمی به../سرسری گرفتن/دست کم گرفتن
a.r
قدر چیزی را ندانستن
کوچک شمردن
فرض کردن
to underestimate the value of
to consider as true, real, or forthcoming
anticipate correctly
to assume without checking
ali akbari
1.حق مسلم خود فرض کردن
(در اثر توقع وانتظار بالا)
2.قدر وقیمت چیزی را ندانستن
3.بی اهمیت شمردن ودست کم گرفتن
Sirwan
بدیهی به نظر رسیدن
Reza
در نظر داشتن
ایمان ملکی
- نادیده گرفتن چیزی، بی توجهی کردن به چیزی، فکر نکردن به چیزی، پرت شدن حواس از چیزی، قدر چیزی را ندانستن (به این دلیل که فکر می کنیم همواره در دسترس یا بدون تغییر خواهد ماند.)
I took it for granted that I would find the perfect job.
It’s easy to take your parents for granted.
- قبول یا فرض چیزی بدون سوال
one takes certain amenities for granted
امیرحسین قاسمی
مسلم دانستن
نسیب
از کسی توقع داشتن
نسیب
1.قدر و منزلت چیزی رو ندانستن Take "sth" for Granted

"so many of us take clean water for granted "

2-از کسی توقع داشتن Take "sb" for Granted

"don't take her for granted;she won't be here for ever"
ایما محسنی
سواستفاده کردن
عدالت مجاوری
1-... Take it for granted that : فرضو بر این میگیریم که ...
2- Take "sb/sth" for granted : قدر کسی/چیزی را ندانستن. مثل پدر و مادر ، سلامتی ، آزادی و ...
محدثه فرومدی
محرز دانستن، مسجل پنداشتن، بی‌چون‌وچرا پذیرفتن
Jz.nazanin
دست کم گرفتن
فیروزآبادی
براحتی از کنار چیزی گذشتن
هرندی
اطمینان داشتن
how could her father as good as take it for granted that sophie would find her.
پدرش از کجا اینقدر مطمئن بود که سوفی او را پیدا میکند؟
موفق باشید.
آیدا
پذیرفتن بی چون و چرا
Mary
To never think ' bout s.th cause you believe it'll always be available or stay exactly the same
علی فرهادی
انتظارداشتن،فرض کردن،پنداشتن،منتظر بودن ،
many people take it for granted that economic situation will be better
بسیاری از مردم انتظار دارند (به انتظار نشستن )که اوضاع اقتصادی بهتر خواهد شد
Amirreza2000A
چیزی را بدیهی فرض کردن، چیزی واضح فرض کردن
فرزان فرقانی فر
از چشم افتادن، عادی قلم داد کردن، بی اهمیت دونستن، یه جورایی انگار یه چیزی وظیفست و کسی قدرشو نمی دوه
جلال قاسمی
لطف مکرر کسی را حق مسلم خود دانستن
Saghar
بدیهی پنداشتن
فرشته عاج
قدر چیزی را ندانستن
Ilia
توجه نکردن_نادیده گرفتن
سارافرجپور
دو معنی در دو جایگاه مختلف داره.
۱) بدون چون و چرا چیزی رو پذیرفتن و مسلم دونستن
۲) ارزش چیزی رو دست کم گرفتن و بی توجهی کردن به اون نعمت یا مسیله

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی Take for granted مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )