scuff

/ˈskəf//skʌf/

معنی: خراش، صدای خراش، ساییدن، با مشت حمله کردن، کلش کلش کردن
معانی دیگر: (با کفش یا پا به کف اتاق یا زمین) مالیدن، خراشاندن، پامال کردن، کثیف کردن، (کفش) ساییدگی پیدا کردن، (کفش یا پا را) روی زمین کشیدن، محل ساییدگی (در کفش یا کف اتاق و غیره)، صدای مالیدن کفش (بر زمین)، فرسایش، مشت خوردن
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: scuffs, scuffing, scuffed
(1) تعریف: to drag the feet along while walking; shuffle.

(2) تعریف: to be or come to be damaged in appearance by scraping.

- These soft shoes scuff easily.
[ترجمه گوگل] این کفش های نرم به راحتی خراش می کنند
[ترجمه ترگمان] این کفش های نرم به راحتی به هم می خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to scrape (something) using the foot.

(2) تعریف: to damage the appearance of by scraping.
مشابه: scrape
اسم ( noun )
(1) تعریف: part of a surface whose appearance has been damaged by scuffing.
مشابه: fray

(2) تعریف: a variety of flat slipper without a back.

جمله های نمونه

1. people who scuff their feet wear out their shoes faster
کسانی که پای خود را برزمین می کشند کفش های خود را زودتر کهنه می کنند.

2. Scuff marks from shoes are difficult to remove.
[ترجمه گوگل]از بین بردن لک های کفش دشوار است
[ترجمه ترگمان]حذف علائم scuff از کفش ها دشوار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Have you got anything for getting rid of scuff marks on shoes?
[ترجمه گوگل]آیا چیزی برای از بین بردن لک روی کفش دارید؟
[ترجمه ترگمان]چیزی برای خلاص شدن از روی پاش داری؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. If you scuff like that, you'll wear the heels out.
[ترجمه گوگل]اگر اینطور کوبید، پاشنه ها را می پوشید
[ترجمه ترگمان]اگه این طوری حرف بزنی، پاشنه کفش پاشنه بلند می پوشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Constant wheelchair use will scuff almost any floor surface.
[ترجمه گوگل]استفاده مداوم از ویلچر تقریباً هر سطحی را خراش می دهد
[ترجمه ترگمان]استفاده از ویلچر ثابت تقریبا به هر سطح زمین تبدیل خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Smooth away dead skin cells using our Lip Scuff before applying Wild Cherry Lip Butter.
[ترجمه گوگل]قبل از استفاده از کره لب گیلاس وحشی، سلول های مرده پوست را با استفاده از نرم کننده لب ما صاف کنید
[ترجمه ترگمان]پیش از استفاده از لبه ای our به نام Lip Cherry، سلول های مرده پوست را با استفاده از لیپ لیپ به راه بیندازید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Position scuff plate on sill and snap into place.
[ترجمه گوگل]صفحه اسکاج را روی طاقچه قرار دهید و در جای خود بچسبانید
[ترجمه ترگمان]Position روی درگاه رو جمع کن و به جای دیگه برو
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The rear door scuff plate is attached with molded - in snap retainers.
[ترجمه گوگل]صفحه خراش درب عقب با نگهدارنده های قالبی وصل شده است
[ترجمه ترگمان]در پشت در \"scuff\" با استفاده از retainers snap ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. If you scuff a shoe, he reveals, "A Sharpie the color of your shoe can save the day!"
[ترجمه گوگل]اگر یک کفش را بکوبید، او نشان می دهد: "یک شارپی به رنگ کفش شما می تواند روز را نجات دهد!"
[ترجمه ترگمان]او نشان می دهد که اگر شما یک کفش بخرید، رنگ کفش شما می تواند روز را ذخیره کند! \"
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Wear and scuff simulation tests, and measurement techniques, including condition monitoring.
[ترجمه گوگل]تست‌های شبیه‌سازی سایش و خراش، و تکنیک‌های اندازه‌گیری، از جمله نظارت بر وضعیت
[ترجمه ترگمان]از تست های شبیه سازی و تکنیک های اندازه گیری، از جمله نظارت بر شرایط استفاده کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Some scuff marks but very minors.
[ترجمه گوگل]برخی از علائم خراش اما بسیار جزئی
[ترجمه ترگمان]بعضی از علامت های غیر قانونی، اما خیلی کم سن و سال
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. If you scuff ( your feet ) like that, you'll wear the heels out.
[ترجمه گوگل]اگر (پاهای خود را) اینطور کوبید، پاشنه ها را می سایید
[ترجمه ترگمان]اگر سر و پای خودت را خراب کنی، حتما کفش پاشنه بلند می پوشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. He seized Smith by the scuff of the neck and kicked him vaguely.
[ترجمه گوگل]او از ناحیه گردن اسمیت را گرفت و به طور مبهم به او لگد زد
[ترجمه ترگمان]او گردن Smith را گرفت و به طرز مبهمی به او لگد زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. Don't scuff your shoes.
[ترجمه گوگل]کفش هایتان را کوبیده نکنید
[ترجمه ترگمان]کفش هات رو خراب نکن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خراش (اسم)
abrasion, attrition, scratch, scrape, scuff, graze, rift, chafe, chap, scab, scotch

صدای خراش (اسم)
scuff

ساییدن (فعل)
grind, abrade, rub, gnaw, pulverize, wear away, scuff, chafe, fray, grate, file, levigate, corrade, erode, pound, rub out, triturate, wear up

با مشت حمله کردن (فعل)
scuff

کلش کلش کردن (فعل)
scuff

به انگلیسی

• scratching or scraping sound; act of scratching or scraping; flat-heeled slipper that covers only the toes; abrasion, scratch mark, mark caused by scuffing
walk while dragging one's feet; scratch, cause an abrasion; become scratched or abraded
if you scuff your feet, you drag them along the ground when you walk.

پیشنهاد کاربران

زخمی شدن کفش
ساییده شدن کفش به چیزی و باعت ازبین رفتن ان یا گرفتن رنگ ان چیز.
بَرسایش؛ کشیده شدن دو سطح خشک از روی هم با فشار زیاد که معمولاً باعث ساییده گی و رفته گی هر دو سطح یا یکی از آنها می شود.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما