برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1402 100 1

synthetic

/ˌsɪnˈθetɪk/ /sɪnˈθetɪk/

معنی: ترکیبی، مرکب از مواد مصنوعی، همگذاشت
معانی دیگر: تولید شده از راه ترکیب شیمیایی (در برابر: یافت شده در طبیعت)، هم نهشته، هم نهاده، ساخته، (زبانشناسی - دستور زبان) ترکیبی، صرفی، آمیخته، تقلبی، ساختگی، غیر واقعی، وانمودین (synthetical هم می گویند)، وابسته به سنتز یا هم نهشت، هم نهشتی، (فلسفه) هم نهادی (در برابر: فراکافتی یا تحلیلی analytic)، انضمامی

بررسی کلمه synthetic

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, pertaining to, resulting from, or involving synthesis.
مترادف: synthesized
مشابه: amalgamated, composite, compound, man-made

(2) تعریف: designating compounds formed in a laboratory or industrial process as opposed to those of natural origin; man-made; artificial.
مترادف: artificial
متضاد: natural
مشابه: ersatz, man-made, manufactured, processed

(3) تعریف: of a language, expressing relationships in sentences by inflections rather than by the use of separate words. (Cf. analytic.)
مترادف: agglutinating, inflecting

(4) تعریف: not real or meaningful; feigned or artificial.
مترادف: artificial, fake, false, feigned, inauthentic, plastic, sham
متضاد: genuine
مشابه: bogus, insincere, phony

- synthetic grief
[ترجمه ترگمان] اندوه مصنوعی
[ترجمه گوگل] غم و اندوه مصنوعی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
مشتقات: synthetical (adj.), synthetically (adv.)
• : تعریف: something, esp. a chemical substance, created by a laboratory or industrial process as opposed to being of natural origin.

واژه synthetic در جمله های نمونه

1. synthetic enthusiasm
اشتیاق وانمودین

2. synthetic rubber
لاستیک مصنوعی

3. synthetic silk
ابریشم هم‌نهشته

4. textiles made of synthetic fiber
پارچه‌های ساخته شده از الیاف مصنوعی

5. russian and arabic are two synthetic languages
روسی و عربی دو زبان صرفی هستند.

6. When the synthetic fabric is contrasted with the natural one, the difference is very apparent.
[ترجمه ترگمان]وقتی که بافت مصنوعی با یک ماده طبیعی مقایسه شود، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه گوگل]هنگامی که پارچه مصنوعی با یک طبیعت سازگار است، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. When the synthetic is contrasted with the natural one, the difference is very apparent.
[ترجمه ترگمان]وقتی مصنوعی با یک ترکیب طبیعی مقایسه می‌شود، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه گوگل]هنگامی که مصنوعی با طبیعت سازگار است، تفاوت بسیار آشکار است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. You should add some synthetic fertilizer to the ...

مترادف synthetic

ترکیبی (صفت)
combinatorial , synthetic , combinatory , syntactic
مرکب از مواد مصنوعی (صفت)
synthetic
همگذاشت (صفت)
synthetic

معنی عبارات مرتبط با synthetic به فارسی

نشانی مصنوع
انگم هم نهشته، صمغ مصنوعی
لاستیک مصنوعی، لاستیک ساختگی، لاستیک همگذاشت

معنی synthetic در دیکشنری تخصصی

[سینما] ناطق و صدای موزیک - هم نهاده
[برق و الکترونیک] مصنوعی
[مهندسی گاز] مصنوعی
[زمین شناسی] همخوان
[نساجی] مصنوعی - بشر ساخت
[ریاضیات] ساختنی، ترکیبی
[پلیمر] سنتزی
[زمین شناسی] رادار روزنه مجازی - سیستم SLAR که در آن تفکیک بالای آزیموت بوسیله جمع آوری و پردازش اطلاعات بازگشتی برای نتیجه دادن یک آنتن بسیار بلند، حاصل می شود.
[پلیمر] تجزیه نظام دار، تحلیل قاعده مند
[برق و الکترونیک] رادار دهانه - ترکیبی سیستم رادار هوایی که هواپیمای مرجع ان در امتداد مسیر بسیار مستقیم حرکت می کند و پالسهای ماکورویو ی به طور مداوم و با بسامد ثابتی ارسال می کند که برای همدوسی در کی دوره تناوب که هواپیما حدود 1 کیلو متر جا به جا می شود . کافت است . اگر از یک آنتن در طول مسیر پرواز استفاده می شود . می توان همه ی پژواکهای بازگشته را پردازش کرد. دهانه ی ترکیب طولانی توان دقت خیلی بالایی دارد و صفحه های نمایشی با جزئیات بسیار دقیق ارایه می دهد از این رادار در نقشه برداری عوارض زمینی استفاده می شود .
[ریاضیات] بودجه ی تلفیقی
[عمران و معماری] ماده پاک کننده مصنوعی
[ریاضیات] تقسیم ترکیبی، تصمیم ترکیبی
[ریاضیات] روش تقس ...

معنی کلمه synthetic به انگلیسی

synthetic
• something made through synthesis, man-made product, artificial substance
• of or pertaining to synthesis; artificial, man-made; not real, not genuine; of or pertaining to a language that uses inflectional affixes to express relationships
• synthetic products are made from chemicals or artificial substances rather than from natural ones.
synthetic fabric
• man-made fabric, cloth produced by chemical processes
synthetic food
• food that has been created by artificial methods, fisherman or hunter
synthetic food coloring
• artificial food coloring
synthetic material
• matter that has been created by artificial methods
synthetic rubber
• man-made rubber, substance that resembles rubber but is artificial
synthetic silk
• man-made silk, artificial silk, fabric made to imitate silk

synthetic را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فیروزه کرمبیگی
صناعی ( دست ساز)
مهسا
ترکیبی
حمید
نمادین، غیر واقعی
ebi
ساختنی
🐾 مهدی صباغ
مصنوعی
غیر طبیعی
سیامک ملکی
ساختنی
مریم ضیایی GO_Ziya
[شیمی] سنتزی
مهدی
مصنوعی، ساختگی، غیر واقعی، تقلبی، خیالی
رهگذر
هم نهادی
حسن اشرف زاده
الیاف مصنوعی،سنتزی،درلباسشویی گذاشتن لباس و پارچه های مصنوعی
Mh.Gudarzi
سنتزی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی synthetic
کلمه : synthetic
املای فارسی : سینتهتیک
اشتباه تایپی : سغدفاثفهز
عکس synthetic : در گوگل

آیا معنی synthetic مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )