برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1726 100 1
شبکه مترجمین ایران

swan

/ˈswɑːn/ /swɒn/

معنی: قو، دجاجه
معانی دیگر: (جانور شناسی) قو (تیره ی anatidae)، (نجوم) رجوع شود به: cygnus، انسان قو مانند (به ویژه شاعر یا آواز خوان)، (محلی) قسم خوردن (معمولا به صورت: قسم می خورم i swan)، متعجب شدن، پرسه زدن، اظهار کردن

بررسی کلمه swan

اسم ( noun )
(1) تعریف: any of various large aquatic birds that have very long necks, usu. white plumage, and webbed feet.

- The swan glided across the water.
[ترجمه ترگمان] قو روی آب می‌لغزید
[ترجمه گوگل] قوچ در سراسر آب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (cap.) the constellation Cygnus.

واژه swan در جمله های نمونه

1. the girl turned into a swan
دختر تبدیل به قو شد.

2. The swan sings when death comes.
[ترجمه یاس] زمانی که مرگ فرا رسد قو آواز می خواند
|
[ترجمه Amir Mahdi Amiri] قو وقتی آواز می خواند که مرگ فرا رسد
|
[ترجمه ترگمان]قو وقتی مرگ فرا می‌رسد آواز می‌خواند
[ترجمه گوگل]قایق وقتی آواز می خواند آواز می خواند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She is as graceful as a swan.
[ترجمه ترگمان]او به زیبایی یک قو است
[ترجمه گوگل]او همانند یک قوچ است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The swan flapped its wings noisily.
[ترجمه ترگمان] ...

مترادف swan

قو (اسم)
swan
دجاجه (اسم)
swan

معنی عبارات مرتبط با swan به فارسی

(از جلو) شیرجه در آب با دستان باز، شیرجه ی پرستویی (swallow dive هم می گویند)
غوچران، غوبان
انتهای خمیده لوله
(افسانه ی کهن) آواز مرگ قو، آخرین آواز قو، وداع، واپسین عمل یا اثر یا گفتار، صدای قو، بانگ خداحافظی
(انگلیس) دندانه گذاری روی منقار بالای قو (برای نشان دادن مالکیت)
(جانور شناسی) قوی وحشی (olor buccinator بومی امریکای شمالی)
(جانور شناسی) قوی سوتی (قوی درشت اندام و سپید بومی امریکای شمالی: olor columbianus)

معنی کلمه swan به انگلیسی

swan
• cygnus, northern constellation
• large white waterbird having a long neck and webbed feet
• a swan is a large, usually white bird with a long neck that lives on rivers and lakes.
swan lake
• music for a ballet composed by tchaikovsky
swan song
• final performance of a person's career; last piece of work of an artist or composer; last and most impressive composition of an artist and/or composer
• someone's swan song is the last time that they do something for which they are famous, for example the last time that an actor gives a performance in the theatre.
cob swan
• large swan

swan را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Hana
Swan به معنی قو است.در فیلم black swan هم دختر تبدیل به قو شد:blackswan یعنی قوی سیاه
قوئه پرنده نه ها قوی 🔮

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی swan

کلمه : swan
املای فارسی : سوان
اشتباه تایپی : سصشد
عکس swan : در گوگل

آیا معنی swan مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )