برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

swagger

/ˈswæɡər/ /ˈswæɡə/

معنی: خود ستایی، کبر فروشی، شیک، خود فروشانهگام زدن، با تکبر راه رفتن
معانی دیگر: شق ورق راه رفتن، خرامیدن، سینه سپر کردن، دماغ خود را سر بالا کردن، با فیس و افاده گام برداشتن، نازیدن، به رخ (دیگران) کشیدن، خودنمایی کردن، (نادر) تحت تاثیر قرار دادن، وادار کردن، مغرور، انگلیس شیک

بررسی کلمه swagger

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: swaggers, swaggering, swaggered
(1) تعریف: to walk or move in a proud or arrogant manner; strut.
مترادف: strut
مشابه: flaunt, flourish, march, parade, prance, stalk, stride, sweep

- He swaggered into the hotel as if he owned it.
[ترجمه محمدرضا سخاور] او به هتل چسبیده بود انگار که او صاحب هتل است
|
[ترجمه فاطیما] طوری با غرور در هتل قدم میزد انگار که خودش صاحب هتل است
|
[ترجمه ترگمان] با تکبر و تکبر به هتل رفت، انگار صاحب آن بود
[ترجمه گوگل] او به هتل چسبیده بود، انگار که خودش را دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to be loud and conceited; boast; brag.
مترادف: bluster, boast, brag, crow, gasconade, swash
مشابه: gloat, show off, swell, trumpet
فعل گذرا ( transitive verb ) ...

واژه swagger در جمله های نمونه

1. Don't swagger just because you got the job.
[ترجمه ترگمان]فقط به این خاطر که تو شغل رو داری
[ترجمه گوگل]فقط به این دلیل که شما کار را انجام دادید، دست و پنجه نرم نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The road in life, uphill to swagger, downhill to be timid and overcautious, way to go straight ahead, take a road to overlooking the foot.
[ترجمه ترگمان]جاده‌ای که در زندگی پیش می‌رود، بالا رفتن از تپه، بالا رفتن از تپه بالا رفتن، timid و overcautious، راه رفتن مستقیم به جلو، راه رفتن به پای پیاده را در پیش بگیرید
[ترجمه گوگل]جاده در زندگی، سرسبز بودن و غم انگیز بودن، سرگردانی و ترسو بودن، راهی برای رفتن به سمت راست، جاده ای به پائین نگاه کردن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Don't swagger at my friend, speak to me!
[ترجمه ترگمان]از دوست من دفاع نکن، با من حرف بزن!
[ترجمه گوگل]دوستت نداشته باشی، با من صحبت کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He walked in with a swagger.
[ترجمه ترگمان]با تکبر راه می‌رفت
[ترجمه گوگل]او ب ...

مترادف swagger

خود ستایی (اسم)
flattery , gas , swank , gasconade , self-praise , swagger , braggadocio , buck , gassing , fanfaronade , splurge , flash , rodomontade , jactation , ostent , self-importance , self-applause , self-glorification , self-glory , vainglory
کبر فروشی (اسم)
swagger
شیک (صفت)
smart , suave , scrumptious , snappy , trig , swell , swagger , chic , stylish , fashionable , finicky , dapper , dinky , finical , modish
خود فروشانهگام زدن (فعل)
swagger
با تکبر راه رفتن (فعل)
brag , swagger , prance

معنی عبارات مرتبط با swagger به فارسی

عصای کوچکی که سربازان هنگام گردش کردن در دست میگیرند
چوبدستی یا تعلیمی کوتاه (که افسران به دست می گرفتند - swagger cane هم می گفتند)، چوب دستی کوچک، باتون

معنی کلمه swagger به انگلیسی

swagger
• insolent manner, arrogant way of walking; proud and arrogant behavior
• strut, walk or move in an arrogant manner; behave in an arrogant and conceited manner, boast, brag
• if you swagger, you walk in a proud way, holding your body upright and swinging your hips; used showing disapproval. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. bernard left the room with a swagger.

swagger را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ندا
خرامیدن، با عشوه راه رفتن حیوانات از جایی به جایی
Amir Mahdi Amiri
نازیدن
التن قاسمپور
خود ستایی،نازیدن،افتخار کردن،کبر فروشی
Rosifer
کسی که با تکبر و غرور راه برود
MS. Salimi
با اطمینان یا غرور راه رفتن
محندحسین
آدم بارزباکلاس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی swagger

کلمه : swagger
املای فارسی : سوگگر
اشتباه تایپی : سصشللثق
عکس swagger : در گوگل

آیا معنی swagger مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )