برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1675 100 1
شبکه مترجمین ایران

substantially

/səbˈstænʃəli/ /səbˈstænʃəli/

اساسا، دراساس، درواقع

بررسی کلمه substantially

قید ( adverb )
(1) تعریف: with great or strong substance; solidly; strongly.

- Many older homes were substantially built and were able to withstand the earthquake.
[ترجمه الهه] بسیاری از خانه های قدیمی اساسی ساخته شدندوقادر به مقاومت در برابر زلزله بودند
|
[ترجمه سپند] بسیاری ازخانه های قدیمی پایدارساخته شدند وتوانستند زمین لرزه را تاب بیآورند
|
[ترجمه ترگمان] بسیاری از خانه‌های قدیمی‌تر ساخته شدند و توانستند در برابر زلزله مقاومت کنند
[ترجمه گوگل] بسیاری از خانه های قدیمی تر ساخته شده بودند و قادر به مقاومت در برابر زلزله بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to a large or significant degree; considerably.

- Danish and German are substantially different although they are related historically.
...

واژه substantially در جمله های نمونه

1. The percentage of girls in engineering has increased substantially.
[ترجمه ترگمان]درصد دختران در رشته مهندسی به میزان قابل‌توجهی افزایش‌یافته است
[ترجمه گوگل]درصد دختران در مهندسی به طور قابل توجهی افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. His account of what happened is substantially accurate.
[ترجمه ترگمان]شرح او از آنچه رخ داده‌است بسیار دقیق است
[ترجمه گوگل]حساب او از آنچه اتفاق افتاده است، قابل ملاحظه ای دقیق است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The deer population has increased substantially in recent years.
[ترجمه ترگمان]جمعیت گوزن‌ها در سال‌های اخیر به میزان قابل‌توجهی افزایش‌یافته است
[ترجمه گوگل]جمعیت گوزن در سال های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This range is substantially cheaper than any of the other own brands available.
[ترجمه ترگمان]این محدوده نسبت به سایر برندها موجود بسیار ارزان‌تر است
[ترجمه گوگل]این محدوده به طور قابل توجهی ارزان ...

معنی کلمه substantially به انگلیسی

substantially
• in a substantial manner, considerably, significantly
• if something increases or decreases substantially, it increases or decreases by a large amount.
• if something is substantially true, it is generally or mostly true.

substantially را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا خسروی
به طور چشمگیری، تا حد زیادی، به شکل قابل توجهی
پرویز
اساسا، بنیادین، به شکل بنیادین
نادیا رضایی
به طور قابل توجه
محدثه فرومدی
به صورت قابل ملاحظه‌ای، به طور شایان‌توجه‌ای، شدیدا
موسی
substantially(adv) = به شکل قابل توجهی،به طور اساسی،اساساً،به طور چشمگیری،به طور قابل ملاحضه ای،به طور فاحش

example :
The new rules will substantially change our work.
قوانین جدید به طور قابل توجهی(به طور چشمگیری،به طور اساسی،به طور قابل ملاحضه ای) کار ما را تغییر خواهد داد.
محمد حاتمی نژاد
قابل توجه
قابل ملاحظه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی substantially

کلمه : substantially
املای فارسی : سوبستنتیللی
اشتباه تایپی : سعذسفشدفهشممغ
عکس substantially : در گوگل

آیا معنی substantially مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )