برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1623 100 1
شبکه مترجمین ایران

subsidence

/səbˈsaɪdəns/ /səbˈsaɪdns/

معنی: فرونشست، فروکش، فرونشینی، نشست، فروکشی، تخفیف درد و غیره

واژه subsidence در جمله های نمونه

1. The railway line was closed because of subsidence.
[ترجمه ترگمان]خط راه‌آهن به دلیل فرونشست بسته شد
[ترجمه گوگل]خط راه آهن به دلیل فروپاشی بسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The road was closed because of subsidence.
[ترجمه ترگمان]این جاده به دلیل فرونشست زمین بسته بود
[ترجمه گوگل]جاده به دلیل تخلیه بسته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The houses in this area are liable to subsidence.
[ترجمه ترگمان]خانه‌هایی که در این منطقه قرار دارند، قرار است فرونشست
[ترجمه گوگل]خانه ها در این ناحیه مسئول تخریب هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A number of houses had suffered from coal-mining subsidence.
[ترجمه ترگمان]تعدادی از خانه‌ها از فرونشست زغال‌سنگ رنج برده بودند
[ترجمه گوگل]تعدادی از خانه ها از سقوط زغال سنگ رنج می بردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف subsidence

فرونشست (اسم)
alleviation , subsidence
فروکش (اسم)
lysis , ebb , subsidence , fall , collapse , letup , falling , deflation
فرونشینی (اسم)
ebb , subsidence , reflow
نشست (اسم)
meet , meeting , subsidence , sitting , session , seance
فروکشی (اسم)
subsidence , reflux , reflow
تخفیف درد و غیره (اسم)
subsidence

معنی subsidence در دیکشنری تخصصی

subsidence
[عمران و معماری] نشست - فرونشست - فرونشستگی - تهنشینی
[زمین شناسی] فرونشست ،نشست ،فرونشینی ،فروکشی ، نشست خاک ، ته نشینی
[آب و خاک] فرونشینی
[آب و خاک] وارونگی فرونشستی
[نفت] نشست زمین
[آب و خاک] سرعت فرونشینی
[زمین شناسی] فرونشست کالدرایی یک ساختار که در نتیجه فرورفتگی در امتداد یک شکستگی پرشیب حلقه ای یک بلوک کمابیش استوانه ای، به درون حفره یا اتاق ماگما بوجود می آید و معمولاً همراه دایکهای حلقه ای است؛ همچنین به فرآیند تولید چنین ساختار می گویند. شکستگی حلقه ای ممکن است به سطح زمین برسد یا نرسد. نیز ببینید: معدن کاری شکستگی حلقوی (ring-fracture stoping) ـ فروشنست کالدرایی سطحی ـ فرونشست کالدرایی زیرزمینی.
[عمران و معماری] فرونشست زمین
[زمین شناسی] فرو نشست زمین
[عمران و معماری] نشست معدنکاری
[خاک شناسی] نشست سطحی - نشست سطحی

معنی کلمه subsidence به انگلیسی

subsidence
• gradual sinking of land caused by natural shifts or human activity; (medicine) remittal, remission, decrease in the manifestations (of a disease); sinking in bone;
• when there is subsidence, the ground sinks to a lower level.

subsidence را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

nima
نشست، فرونشست، فروکش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی subsidence

کلمه : subsidence
املای فارسی : سوبسیدنک
اشتباه تایپی : سعذسهیثدزث
عکس subsidence : در گوگل

آیا معنی subsidence مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )