برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1470 100 1

striation

/straɪˈeɪʃn̩/ /straɪˈeɪʃn̩/

شیارچه داری، خش داری، خط خطی بودن، ترتیب شیارچه ها یا خط ها، خط بندی

بررسی کلمه striation

اسم ( noun )
(1) تعریف: a pattern or arrangement of striae.

(2) تعریف: the state or condition of having striae.

واژه striation در جمله های نمونه

1. What has caused the striations in this rock?
[ترجمه حمید سانی] چه چیزی باعث بوجود آمدن این شیارها دراین سنگ شده است
|
[ترجمه ترگمان]چی باعث خراش‌های روی این سنگ شده؟
[ترجمه گوگل]چه چیزی موجب شده است در این سنگ؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This leaves long parallel striations running along the wire.
[ترجمه ترگمان]این برگ‌ها موازی با سیم موازی هستند که در امتداد سیم حرکت می‌کنند
[ترجمه گوگل]این حرکات موازی موازی در امتداد سیم است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The defects such as growth striation constitutional supercooling, stress and dislocation are also dis-cussed in the paper.
[ترجمه ترگمان]نقایصی مانند رشد striation قانون اساسی، استرس و نابجایی در این مقاله توضیح داده می‌شوند
[ترجمه گوگل]نقص هایی همچون چرخش رشد، تعرض مجدد قانون اساسی، استرس و جابجایی نیز در این مقاله بحث شده است
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه striation به انگلیسی

striation
• state of being marked with narrow lines or grooves; stria; parallel scratches or grooves caused by glacial movement (geology)

striation را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Nadia MOG
مخطط

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی striation
کلمه : striation
املای فارسی : ستریتین
اشتباه تایپی : سفقهشفهخد
عکس striation : در گوگل

آیا معنی striation مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران