برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1394 100 1

stamp out


1- با لگد کوبی خاموش کردن، زیر پا خاموش کردن، 2- سرکوب کردن، فرونشاندن

واژه stamp out در جمله های نمونه

1. The doctors are trying to stamp out the disease.
[ترجمه ترگمان]پزشکان در تلاشند تا این بیماری را ریشه‌کن کنند
[ترجمه گوگل]پزشکان در حال تلاش برای از بین بردن این بیماری هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The Sanitary Board tries to stamp out the epidemic.
[ترجمه ترگمان]هیات بهداشت تلاش می‌کند اپیدمی ایدز را ریشه‌کن کند
[ترجمه گوگل]هیئت مدیره بهداشتی تلاش می کند تا این بیماری همه گیر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The government must act to stamp out interracial hatred and violence.
[ترجمه ترگمان]دولت باید برای سرکوب انزجار و خشونت عمل کند
[ترجمه گوگل]دولت باید اقدام کند تا نفرت و خشونت نژادی را خنثی کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This new sort of punch could stamp out 000 bonnets an hour.
[ترجمه ترگمان]این نوع شراب تازه بیش از یک ساعت از آن استفاده خواهد کرد
[ترجمه گوگل]این نوع پانچ جدید می تواند 000 ساعت در ساعت خاموش شود
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه stamp out به انگلیسی

stamp out
• exterminate, uproot

stamp out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا عسکری
پایان دادن - از بین بردن - خاموش کردن - اختفا کردن- سرکوب کردن
خشایار نوروزی
جلوگیری یا ازمیان بردن یک چیز بد.
عباس نعمتی فر
(با اعمال قدرت و فشار یک چیز ناخوشایند را) از بین بردن
to stamp out racism
It is our duty to stamp out any abuses of political power.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stamp out
کلمه : stamp out
املای فارسی : ستمپ آوت
اشتباه تایپی : سفشئح خعف
عکس stamp out : در گوگل

آیا معنی stamp out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )